علی زندوكیلی: فوتبالی كه در آن به مادر فحش می دهند، نمی خواهم | روزنامه خبرورزشی
-
-
1
فوتبال قدیم قشنگ‌تر بود
علی زندوكیلی: فوتبالی كه در آن به مادر فحش می دهند، نمی خواهم
می‌شود ساعت‌ها روبه‌روی علی زندوكیلی نشست و با او درباره كاری كه در موسیقی میكند، حرف زد‌.
 درباره تلفیق موسیقی اصیل ایرانی با پاپ، درباره نزدیك كردن موسیقی سنتی ایران به ذهن جوان امروزی كه ناخودآگاه به سمت رپ و پاپ و راك گرایش دارد، درباره تأثیرش روی احیای موسیقی اصیل ایرانی و فراگیر كردن این نوع موسیقی از طریق نوآوریهایی كه در انتخاب شعر، ملودی، آهنگسازی و تنظیم دارد. 
به گزارش خبر ورزشی، میتوان با او به كودكی اش كه ساز مینواخت برگشت و قدم به قدم جلو آمد تا كلاس‌های آوازی كه رفت، تلاشی كه برای احیای موسیقی فولكور ایرانی داشت، بازخوانی های روان و امروزی اش كه در قیاس با اصل اثر دست بالا را میگیرد، كلاس موسیقی و آوازی كه امروز دارد و مهم‌تر از همه تأثیری كه روی نونهالان و نوآموزان موسیقی گذاشته و باعث شده آنها به جای ازبر كردن كلام رپ، یك ترانه عاشقانه در سبك موسیقی ایرانی را حفظ و یك ملودی اصیل را زمزمه كنند... اما ویژه‌ نامه نوروزی خبرورزشی با طیف مخاطبان ورزشی خوانی كه دارد، شاید جای مناسبی برای بیان این دیدگاه‌ها و پرداختن به دغدغه‌های موسیقیایی جوانی كه به خودش قول داده موسیقی اصیل ایرانی را از مرزهای كشور عبور داده و در جهان فراگیر كند، نباشد. در ویژه‌نامه نوروزی خبرورزشی با علی زندوكیلی درباره فوتبال و ورزش و علایق و سلایق ورزشی اش حرف زدیم و عجیب این‌جا بود كه دید‌گاه‌های ورزشی اش هم مثل سبك و سیاقش در موسیقی متفاوت است. شما دعوتید به خواندن این گفت‌و‌گوی متفاوت...  
*وقتی داشتیم با مدیر برنامه تان برای قرار مصاحبه هماهنگی میكردیم، محمود شبیری حرفی درباره شما زد كه قابل هضم نبود، اینكه علی با فوتبال میانه خوبی ندارد...  
حرف بدی است؟ دلخوری ایجاد میكند؟ شما به عنوان نماینده جامعه ورزش ناراحت می شوید...  
*ناراحت كه نه اما این حرف میتوانست قرار گفت‌و‌گوی ما را لغو كند!
چرا؟ یعنی در واقع ما الان اشتباهی روبه روی هم نشستیم (خنده).
*نه ولی كسی كه فوتبال را دوست ندارد، قطعاً نمیتواند سوژه یك روزنامه ورزشی باشد...  
خب، محمود هم همین را به شما گفت. یعنی فكر كرد كه نكند وقت بگذارید و خروجیاش به درد مجله و مخاطب‌تان نخورد. 
*بله اما یادمان آمد شما یك بار قبل از شهرآورد تهران در بازی هنرمندان پا به توپ شدید، یك بار پیراهن پرسپولیس را در كنسرت از محمود خوردبین هدیه گرفتید و چند باری هم كنار عابدزاده عكس منتشر كردید...  
اینها كه شما شمردید نشانه‌های بدی است یا خوب است؟ ایرادی كه ندارد قطعاً...  
*حقیقتش همین‌ها باعث شد این حرف كه شما فوتبال را دوست ندارید برای ما قابل هضم نباشد...  
سوءتفاهم شده، من بازی فوتبال را دوست دارم، یعنی آن بخش از فوتبال كه ورزش و بازی است را دوست دارم اما فضای فوتبال را دوست ندارم. 
*ولی در همین فضا، خودتان فوتبال بازی كردید و با آدم‌هایی كه در این فضا هستند، ارتباط دارید؟
درباره فوتبال بازی كردنم كه یك اتفاق جالب افتاد. آن بازی تشریفاتی و نمادین هنرمندان قرمز و آبی، تنها باری بود كه من طی سال‌های اخیر فوتبال بازی كردم و اولین و آخرین بارم هم شد چون در جریان بازی مصدوم شدم. دستم دررفت و خودم انگشتم را در لحظه جا انداختم و وقتی به كلینیك دكتر نوروزی مراجعه كردم، خانمی كه آن‌جا برای كارهای درمانی حضور داشت، با تعجب پرسید شما چه ریسك بزرگی كردید انگشت دررفته‌تان را همان‌جا وسط زمین جا انداختید. همان بازی و همان مصدومیت باعث شد دیگر دور و بر فوتبال پیدایم نشود. 
*یادمان هست خیلی هم خوب بازی كردید.
نظر لطف شماست، من كه نگفتم فوتبال بلد نیستم. به هرحال یك چیزهایی بلدم و یك كارهایی هم از دوران كودكی كه فوتبال بازی میكردم، در ذهنم مانده، فقط بعد از آن هر بار دوستان تماس گرفته و دعوت كردند، گفته‌ام ببخشید من نیستم. درباره عكس گرفتن با عابدزاده هم ایشان لطف كرد و به كنسرت من آمد و رسم ادب بود كه با ایشان به عنوان یكی از افتخارات فوتبال و كسی كه تلاش و تخصص و تعصبش را دوست داشتم، عكس بگیرم. لطف جناب خوردبین هم كه جای خود دارد، پیراهن تیمی كه در كودكی به آن علاقه داشتم را به بنده هدیه كردند. 
*در كودكی علاقه داشتید؟ یعنی الان پرسپولیسی نیستید؟
الان درگیر فوتبال نیستم، پس دغدغه رنگ و تیم هم نمیتوانم داشته باشم. 
*ولی در كودكی انگار خیلی درگیرش بودید
طبیعی است من هم مثل بچه‌های همسن و سال خودم دنبال توپ می دویدم. البته ورزش مورد علاقه‌ام سواركاری و شنا بود اما از توپ پلاستیكی كه نمی شد گذشت. توپ چهل تیكه هم كه دیگر نفرمایید. آن زمان مثل حالا نبود كه پشت هر ویترینی و در صندوق عقب هر ماشینی و در هر خانه‌ای توپ سوزنی و چهل تیكه باشد، توپ چهل تیكه حرمت داشت و میشد 24 ساعت یك نفس دنبالش دوید و آخرش هم خسته نشد و با گریه بازی را تمام كرد. من در چنین فضایی عاشق فوتبال بودم، طرفدار رنگ خاصی بودم، نه در فضای فعلی...  
*فضای فعلی صمیمیت سابق را ندارد یا شما دیگر بچه نیستید و متوجه زشتیهای فوتبال میشوید؟
بحث زشتی و زیبایی یا صمیمیت و جدیت نیست، بحث حرمت است. ما مگر در زندگی مقامی بالاتر از مقام مادر داریم، دارایی باارزش‌تر از مادر هم مگر هست؟ وقتی سر یك رقابت رنگی به مادر اهانت می‌شود و آدم‌ها به مادر هم توهین میكنند، معلوم است من دیگر آن فوتبال را نمیخواهم. وقتی جوانی كه رفته ورزشگاه یك بازی فوتبال را تماشا كند، در حد مرگ كتك میخورد، طبیعی است كه من از این فضا فاصله میگیرم. من مشكلی با فوتبال ندارم، قبلاً هم گفتم فوتبال همان فوتبال است، قواعدش كه عوض نشده، هنوز هم باید توپ را برد سمت دروازه و قرار نیست دروازه را ببریم سمت توپ، هنوز همان فوتبال را بازی می كنند اما فضایش آلوده است. 
*شما با آلودگیهایش چه كار دارید؟ از خود فوتبال لذت ببرید...  
بحث اینجاست كه نمیتوانم وگرنه با فوتبال كه مشكلی ندارم. هنوز هم گاهی اوقات بازی‌های ملی را تماشا میكنم و لذت می برم اما در خودم نمیبینم فضای پر از تنش و فحاشی را تحمل كنم. اصلاً چرا باید تحمل كنم؟ چرا باید خودم را در شرایطی قرار بدهم كه حرص بخورم. دروغ نمیگویم، من هم گاهی اوقات دوست دارم وقتی درگیر كلاس و آموزش و كنسرت و آلبوم و تمرین نیستم، بروم ورزشگاه و هیجان یك بازی زنده را تجربه كنم اما آزار میبینم وقتی بدون توجه به فوتبال، عده‌ای ركیك‌ترین حرف‌ها را نثار هم میكنند. من آدم این فضاها نیستم. 
*خب چه كار باید كرد؟ اینكه همه قهر كنند و به ورزشگاه نروند راه درستی است؟
من برای همه قهر را تجویز نكردم. درباره خودم حرف میزنم و می گویم تا فضا این است كه نباید باشد و متأسفانه هست، من رغبتی به تعقیب كردن فوتبال ندارم اما آنهایی كه دغدغه‌شان فوتبال است باید برای اصلاح امور راهی داشته باشند، نباید دست روی دست بگذارند. فرهنگ هرگز به خودی خود نهادینه نمی شود، بیفرهنگی چرا، ناخودآگاه گسترش مییابد و شما چشم باز میكنید و میبینید یكی از آنهایی هستید كه با هر سوت و شوت فحاشی می كنند اما برای فرهنگ‌ سازی باید انرژی صرف كرد. این دیگر وظیفه متولیان ورزش، ورزشكاران، ورزش دوستان و از همه مهم‌تر رسانه‌های ورزشی و نظریه پردازان ورزش است. 
*ولی ما الان در موسیقی هم این فضای فحاشی را شاهدیم. برخی كارهای سخیف به اسم رپ، آلوده به ركیك‌ترین الفاظ است.
من نگفتم فوتبال آلوده است و موسیقی نیست. اتفاقاً به خوب نكته‌ای اشاره كردید، من به عنوان فعال عرصه موسیقی در این زمینه احساس وظیفه میكنم و همین احساس وظیفه باعث می‌شود محصولی را به دست نسل جوان برسانم كه به اندازه چند قطعه، كمتر كار مخرب و آلوده گوش كند. من در آموزشگاه خودم هم همین محور را دارم و خوشحال میشوم وقتی میبینم والدین بچه‌ای میگویند پسر ما قبلاً تمام كارهای فلان رپر را زمزمه میكرد اما الان بهمان كار فاخر موسیقی اصیل ایرانی را زمزمه میكند. این همان بحثی بود كه من داشتم. شما به عنوان شنونده موسیقی تنها كاری كه میتوانی برای جلوگیری از گسترش موسیقی آلوده انجام بدهی، همین است كه نخری، نشنوی و از این دست موسیقی حمایت نكنی، بخش فرهنگ‌سازی و مقابله و تلاش و... دیگر با آدم‌های فعال این عرصه است. من هم به عنوان كسی كه قبلاً شیفته فوتبال بوده، تنها كاری كه میتوانم برای جلوگیری از توسعه این فضای مسموم انجام بدهم در همین حد است كه بگویم نیستم، نمیآیم و وارد این فضای آلوده نمی شوم، بقیه‌اش كه چگونه درست كنند و چطور جلوی رشدش را بگیرند و... به متولیان و فعالان این عرصه بستگی دارد. 
*حقیقتش ما تصور میكردیم بخش عمده اینكه دیگر مشتاقانه فوتبال را تعقیب نمیكنید، به خاطر شلوغی و ترافیك كارتان است، به هرحال كنسرت‌های مداوم، فعالیت در آموزشگاه، ضبط موسیقی، آماده‌سازی آلبوم و... وقت‌گیر است...
اتفاقاً خیلی هم مشتاقم و همین چند روز قبل كه استقلال و پرسپولیس و دو نماینده دیگر ایران در آسیا بازی داشتند، به شدت پیگیر بودم كه نتیجه چه شد. فرصت تماشای بازی را نداشتم اما نتیجه را دنبال میكردم یا وقتی شنیدم تیم ملی دو بازی در ایام نوروز دارد كه یكی از این دو بازی در آزادی است و من به دلیل سفر به شیراز و وقت گذراندن كنار خانواده نمیتوانم این بازی را از نزدیك ببینم، افسوس خوردم اما تا وقتی فضای فوتبال آلوده است، اشتیاق من تبدیل به شوق تماشا و قرار گرفتن در جو ورزشگاه و شركت كردن در بحث‌های فوتبالی نمی شود. این فحاشیها خیلی از دل مشغولیهای من و فضای ذهنیام دور است و اصراری ندارم خودم را درگیر فضایی كنم كه آزارم میدهد. 
*نكند هراس دارید اظهار نظر  كنید و تماشاگرنماهای فضای مجازی به صفحه شما هجوم ببرند. 
من به این نكته فكر نمی كنم چون خودم را در این موقعیت قرار نمیدهم اما این هم به هرحال آفتی است. طرف یكی از هنرمندان خوب ماست و چون طرفدار یك تیم خاص است، از سوی آدم‌هایی كه خیلیها مشتری و مخاطب هنرش هم هستند، مورد اهانت قرار میگیرد. واقعاً چرا؟ این خیلی دردناك است، مثل این می ماند كه یكی بیاید كنسرت من و مثلاً بعدش بنویسد خیلی خوب بود و دو هزار نفر به او حمله كنند چرا گفتی خوب بود؟ خب، نظرش را گفته، فحش كه نداده، لایق فحش شنیدن باشد. 
*بحث مفیدی بود، امیدواریم تأثیرگذار هم باشد و ما كمی با خودمان فكر كنیم همان فحش‌هایی كه در ورزشگاه داده می‌شود و به ظاهر در فوتبال چیز ساده‌ای است میتواند بخشی از جامعه را از فوتبال فراری بدهد...  
به هرحال اینها باید گفته شود تا شنونده پیدا كند و اثر بگذارد. من خیلیها را میشناسم كه شیفته فوتبال بودند اما حالا پای تلویزیون هم رغبت ندارند فوتبال را دنبال كنند. اینها یكشبه كه از فوتبال زده و بیزار نشدند، هر كدام‌شان چهار بار آنچه من دیدم و من شنیدم را تجربه كرده باشند، برای بیزاریشان كافی است!
*اگر موفق باشید، به حال و هوای نوروز نزدیك شویم...  
فعلاً كه فرمان دست شماست، بفرمایید...  
*البته در ظاهر فرمان دست ما بود و شما بحث را به هر كجا كه دل‌تان خواست كشاندید (خنده). برنامه‌تان برای نوروز سفر به شیراز است؟
بله، همان‌طور كه گفتم از چند روز قبل تحویل سال میروم شیراز و آخر تعطیلات برمیگردم. مدتها بود نمیتوانستم كنار خانواده باشم و حالا میخواهم جبران كنم. 
*در این روزهای پایانی سال وقتی به گذشته نگاه میكنید، اتفاق ورزشی خاصی بوده كه با لبخند از آن یاد كنید؟
صد در صد، برای خودم همان پیراهنی كه جناب خوردبین به من داد، برای فوتبال ملی پیروزی مقابل كره‌جنوبی در تهران، برای سردار آزمون گلی كه به بایرن‌مونیخ زد، برای پرسپولیس موفقیت در لیگ برتر و همین پیروزی چند روز اخیرش، برای استقلال هم همین‌طور موفقیت در آسیا، برای والیبال پیروزیهای بین‌المللی و البته موفقیت ورزشكاران ما در المپیك و پارالمپیك، مدال كیمیا علیزاده كه ورزش بانوان را در ایران زنده كرد، برای كشتی و وزنه‌ برداری هم موفقیت ورزشكاران و... 
*پس دور هم نیستید از ورزش؟
دور كه نه، خیلی هم نزدیك. 
*سال آینده را برای ورزش ایران چطور میبینید؟
كارشناس ورزشی نیستم كه نظر كارشناسی بدهم. فقط میتوانم آرزو كنم سال كاهش تنش‌‌ها باشد البته به شرطی كه اهالی ورزش خودشان هم بخواهند و این عصبیت موجود در ورزش كه واقعاً بازدارنده است را كم كنند. 
*و یك دعا برای سال نو؟
سلامتی مهم‌ترین چیز است، سلامت جسم و عقل كه باشد، آدم‌ها راه خودشان را پیدا میكنند و به اهداف مالی و معنوی خود میرسند و آسایش و آرامش را هم تجربه میكنند. من ترجیحم این است كه برای همه سلامتی بخواهم و مقداری عاطفه! برای خوانندگان خبرورزشی هم آرزوی سال خوشی دارم، همین‌طور برای مخاطبان خودم كه تلاش میكنم كارهایم هم‌ سطح اعتماد ارزشمند آنها باشد.
به اشتراک بگذارید:
- - - - -
-
-
صندلی داغ
نام:
ایمیل:
متن شما:
نظر شما با موفقیت ثبت شد.



پربیننده ترین
پربحث ترین
-
-
-
-
-
-

خبرورزشی
کلیه حقوق برای روزنامه خبرورزشی محفوظ می باشد.
طراحی و بهینه سازی توسط شرکت طراحی سایت و برنامه نویسی وب پارسه * Copyright © 2017