خودزنی پرسپولیس و خودزنی استقلال | روزنامه خبرورزشی
-
-
0
خودزنی پرسپولیس و خودزنی استقلال
برای آنکه ارزیابی درست‌تری داشته باشیم از بازی پرسپولیس و سیاه‌جامگان، هم می‌توان سرکوفت زد به تیم برانکو که بسیار تیمی بازی کرد و هم لازم است به تحسین اکبر میثاقیان پرداخت که با افکار ساده و دستورالعمل‌های آسانش دایره حرکت را به روی مردان میزبان، تنگ کرد!

۱- پرسپولیس در روزی که همه برنده‌اش می‌انگاشتند، نبرد! پرسپولیس در روزی که همه دنبال دیدن گل‌های پرتعدادش بودند، به یک گل زودهنگام رضایت داد و قناعت کرد!

پرسپولیس در روزی که باید «تیمی»ترین بازی‌اش را عرضه می‌کرد، به انفرادی‌ترین حرکات «تک»روانه دست زد!

آیا پرسپولیس براساس یک برنامه، یک نقشه و یک پلان، کاری کرد که این همه از عادات حرکتی‌اش دور بود؟ آیا برانکو، از یارانش همین را می‌خواست که دیدیم؟

۲- اینکه سیاه‌جامگان دنبال خراب کردن بازی پرسپولیس بود، قابل قبول می‌نمود و از منطق مبارزاتی قابل درکی برخوردار! ولی درباره کوشش به ثمر نشسته سرخپوشان که خودشان تیشه برداشته و به ریشه بازی ریشه‌دار شده خود می‌زدند، چه باید گفت؟

دریبل‌های افراطی وحید امیری که مدام و مرتب (خیلی هم مرتب) توپ را لو می‌داد، چه فایده‌ای داشت؟ چه فایده‌ای جز اخراج محسن مسلمان و طارمی و انصاری و بقیه از متن بازی؟!

فرشاد احمدزاده بعد از زدن گل زودهنگام خود از دقیقه ۷، تا دقیقه ۳۷، ۳۸ بازی کجا بود و چند بار پا به توپ شد؟ از محسن مسلمان و پاس‌های منحصر به‌فردش چرا خبری و اثری ندیدیم؟ این حذف و این بازگشت به عقب چرا لازم بود؟ چه لزومی داشت و چه ضرورتی؟!

طارمی را دوباره چه می‌شد که قدرت جاگیری مؤثر و توان زدن ضربه آخر را از دست داده بود؟! بدتر از طارمی، علیپور! بدتر از این هر دو، گادوین منشا که توپ‌رسانی به او، سخت‌ترین کارها می‌نماید!

مزیت بازی نکردن صادق محرمی که سریع‌تر است و بروتر است، چه بود؟ در این بازی نقش پروفسور، برجسته‌تر است! در این بازی برانکو هم باخت!

دچار سردرگمی!

۳- منصوریان دلخواه‌ترین نفرات خود را در قالب یک تیم روانه میدان کرد! زوج جپاروف و جباری به موقع با هم ترکیب شدند! «وریا غفوری» هم به این دو اضافه شد اما استقلال هنوز یک چیزی کم داشت! میدانداری استقلال، پاس‌های کوتاه و نفوذی جپاروف و جباری نیاز به یک قدرت انفجاری در دالان پنالتی سایپا دارد که استقلال این اهرم لازم را ندارد!

دو، سه، چهار باری، چیزکی از بیت‌سعید و سجاد شهباززاده سر زد اما تیم علی منصوریان محتاج یک نفر بود که مثل «وریا» باشد ولی به اندازه او عقب نباشد! یک نفر که مثل «وریا» باشد ولی دائماً در هجده قدم سایپا باشد! سایپایی که هم می‌جنگید، هم مبارزه‌گر بود و هم از چپ و راست دریبل‌زنان پیش می‌آمد و بنیان دفاعی استقلال را به هم می‌ریخت!

اگر استقلال به بازی نرم جباری و جپاروف که پاس‌های کوتاه و بازی تأخیری را ترجیح می‌دادند، اتکا داشت، تیم علی دایی متکی بود به دریبل‌های توفانی ترابی و قلی‌زاده!

استقلال برخلاف طبیعت خود فشار بازی‌اش را کنترل می‌کرد، لابد برای آنکه جباری و جپاروف را در متن بازی از دست ندهد! سایپا در ادامه عادت‌های حرکتی‌اش، از مردان تکنیکی‌اش هم شلاق‌هایی ساخته بود، برای پیچیدن به دست و پای حریف!

استقلال در خواسته خود موفق شد و بازی مردانش را از جوشش انداخت و از نقطه جوش دور کرد! سایپا هم به خواسته خود رسید، با دریبل‌هایش حریف را دچار التهاب کرد! دچار سردرگمی!

۴- استقلال، گویی ندیده بود که چگونه پاس جپاروف و شوت غفوری، ناله تیر دروازه را درآورد! تکرار این صحنه و این لحظه اصلاً خواسته و تعقیب نشد!

استقلال، گویی نمی‌دید که حضور پرتعداد مردانش در یک‌سوم آخر زمین سایپا، چقدر به دردش می‌خورد! جباری و جپاروف، هرگز به تغییر آهنگ روی نیاوردند! بازی نرم! بازی ملو! بی‌ضرر و بی‌خطر!

استقلال که بازی را خوب شروع کرده بود، برای ادامه روند توأم با برتری‌اش چیزی که دندان‌گیر باشد رو نکرد! استقلال برای نتیجه گرفتن از شروع‌های خوبش، دست و پای خود را باز نکرد! استقلال برای توپ‌رسانی به بیت‌سعید و سجاد شهباززاده راهکاری رو نکرد!

استقلال، شوت از راه دور را نه از جباری خواست، نه در دستور کار جپاروف قرار داد و نه حتی از روزبه چشمی! استقلال به جباری بازی داد ولی از او بازی نگرفت! هوادار راضی از حضور جباری، از عملکرد او به چیزی که دلخواهش باشد، نرسید! گرهی باز نشد!

بازی بدون شوت، بدون ارسال، بدون فرار، بدون دریبل و بدون «سر زدن»، یعنی خود را خلع سلاح کردن! یعنی شیری بدون یال و دوم و اشکم آفریدن!

۵- استقلال در روزی که سزاوار بردن بود، به خودش باخت! سایپا در شبی که برابر حریفی قدر و پرمهره عزم بردن داشت، مزد تلاشگری، مزد خوشفکری و مزد شجاعتش را گرفت! شجاعت و جنگندگی که خاص تمام تیم‌های علی دایی است! تهاجم و حمله‌وری تعیین‌کننده‌ای که سایپای دایی دارد! غلبه غالب، شکست مغلوب! جباری هم این روند را به ‌هم نزد!

به اشتراک بگذارید:
- - - - -
-
-
یادداشت
نام:
ایمیل:
متن شما:
نظر شما با موفقیت ثبت شد.


-

تیم فوتبالی که در سال ۱۳۲۴ با نام «دوچرخه‌سواران» تأسیس شد، با تغییر نام به «تاج» و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به «استقلال»، پرافتخارترین تیم ایرانی در عرصه قاره‌ای و با ۱۴ جام لیگ و حذفی در کنار پرسپولیس، قطب دوم فوتبال ایران با رنگ آبی است.

-

تیم فوتبال پرسپولیس در سال ۱۳۴۵ تأسیس و از سال ۱۳۴۷ تا امروز، یگانه تیم فوتبالی است که همیشه در بالاترین سطح مسابقات حاضر بوده و هیچ وقت به دسته‌های پایین‌تر سقوط نکرده است. سرخپوشان تهران پرطرفدارترین تیم ایران و آسیا هستند.


پربیننده ترین
پربحث ترین
آخرین مطالب یادداشت
آرشیو
-
-
-
-
-
-

خبرورزشی
کلیه حقوق برای روزنامه خبرورزشی محفوظ می باشد.
طراحی و بهینه سازی توسط شرکت طراحی سایت و برنامه نویسی وب پارسه * Copyright © 2017