کد مطلب: ۱۵۳۷۵۷
تاریخ انتشار: سه‌شنبه ۰۱ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۵:۴۰
وقتی تصویرش در صفحه‌های مجازی و اخبار و رسانه‌ها دست به دست می‌شد، حتی آن‌هایی که فوتبالی هم نبودند متوجه می‌شدند قطری‌ها به سردی از او استقبال کردند؛ همه می‌دانستند که در روز ورودش همه‌چیز تحت‌الشعاع یک نام بزرگ و رنگ و رو رفته دیگری از اروپا قرار دارد.

قلم شما| صید شاه‌ماهی جنوب

وسلی اسنایدر، همان بازیکنی که دیشب پس از گلزنیهای مهدی، اولین نفری بود که در آغوشش میپرید. همان بازیکنی که شاید فکر نمیکرد با آمدنش به یک تیم قطری ستارهای بالای دست او بدرخشد. مهدی طارمی، شاهماهی دریای جنوب. اما این موضوع همان توهمی است که اکثر بازیکنان اروپایی دچار آن هستند. توهمی که نشأت گرفته از پیشرفت فوتبال در قاره سبز است. اما آن کس که فوتبال را به درستی میفهمد، میداند که بازیکنان ابزارهایی هستند در خدمت سیستمها و تاکتیکهایی که بروزترین و علمیترینش را در اروپا میتوان یافت و مربیانی که هرروز گامهای جدیتری را در جهت پیشرفت محبوبترین ورزش دنیا برمیدارند. همان سیستمها، تاکتیکها، مربیان و علمی که خلا آن در قارههای دیگر به خصوص قاره کهن به وضوح نمایان است و کشورهای متمول عربی و جدیدا هند و چین را بر آن داشته با ولخرجیهای افراطی و با تفکری کاملا اشتباه جبران مافات کنند و پا به سن گذاشتههایی که عملا در تیمهای کشورهای صاحب فوتبال جایگاهی ندارند را به خدمت بگیرند. بازیکنانی که به خودی خود و به تنهایی به ستاره تبدیل نشدهاند و عملکرد آنها در قالب تیمهای بزرگ و در اختیار داشتن فضا، امکانات و قرارگرفتن در معرض پروژکتورهای جهانی و رسانهها و در خدمت بزرگترین مربیان با دانش، تاثیر بهسزایی در درشتنمایی نام آنها داشته است. بازی مهدی طارمی مقابل تراکتور در حضور اسنایدر هلندی علاوه بر اینکه موجب پیروزی تیمش در این بازی حساس شد، همه این موضوعات را به طرز معناداری به چالش کشید. زدن سه گل که یکی از آنها را باید به نام مدافع تراکتور نوشت وگرفتن یک پنالتی، مهدی را به ستاره بیبدیل این نبرد بدل کرده بود. مهدی طارمی را میتوان نماینده این اقلیم غنی دانست؛ اقلیمی سرشار از استعدادهای فراوان که هر روز ستارگانش را در باتلاق سیاستهای ورزشی و بالاخص فوتبالی غرق میکند. همان سیاستهایی که نماینده فرنگیاش با نادیده گرفتن غنای فوتبالی این کشور هر روز در جستوجوی فلان بازیکن دستهچندمی فلان کشور، که نیمرگهای با خاک این مرز و بوم نسبت دارد، خود را به تکاپو میاندازد و پس از این همه سال بر جایگاه برتر فوتبال ایران که همان تیم ملی است نه اندکی به زبان پارسی مسلط شده و نه احترامی برای فرهنگ و مردم این سرزمین قائل است و نه حرفی برای گفتن در سطح جهانی دارد. بازیکنان همطراز طارمی در ایران کم نیستند اما به دلیل اینکه مهاجمان به خاطر گلزنیهایشان بیشتر در معرض دید هستند شاید هنرها و قابلیتهای آنها به چشم نمیآید. هر گاه به این موضوعات میاندیشم ناخودآگاه بازی ایران - آرژانتین در جام جهانی۲۰۱۴ جلوی چشمانم نمایان میشود. بارها این بازی را به تماشا نشستهام. اگر لیونل مسی را از دیگر بازیکنان متمایز کنیم و کیفیت بقیه بازیکنان را با یکدیگر مقایسه نماییم، به واقع هیچ تفاوتی را مشاهده نخواهیم کرد مگر اندکی اعتماد به نفس بالاتر آبی و سفیدها که آن هم تنها به اعتبار نام و آوازه آرژانتین است. مهدی طارمی را باید نخبه ورزشی این کشور بدانیم. همینطور سروش رفیعی را، همینطور پورعلیگنجی را و همینطور جباری، منتظری و بقیه را که به آخر راه رسیدند. نخبگانی که جایگاهشان لیگ ستارگان قطر نیست. آنها باید نمایندگان این اقلیم پرستاره باشند. اما نه در کورسوی سواحل آرام همسایگان خلیج فارسیمان بلکه در زیر پروژکتورهای پرنوری که هر شنبه و یکشنبه از لیگهای معتبر اروپایی به نظارهشان بنشینیم.

* ارسالی از میثم یزدانی

نظر مخاطبان
ارسال نظر
* نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین عناوین
عناوین برتر