کد مطلب: ۱۶۲۸۴۲
تاریخ انتشار: دوشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۱:۱۶
با اعلام لیست نهایی تیم ملی از طرف آقای رئیس، تقریبا همه شوک‌زده شدند؛ چه آبی‌ها و چه قرمزها، چه آن‌هایی که به کی‌روش اعتقاد داشتند و چه آن‌هایی که با او همچون کارد و پنیر هستند...

قلم شما| سورپرایز! بهترین‌ها در تیم من جایی ندارند

اما با هر نگرش و هر اعتقادی روی نام چهار نفر نمیتوان خط قرمز کشید. سیدجلال، وریا، کاوه رضایی و سیدحسین حسینی. چهار مردی که طی دو سال اخیر کمتر بازیکنی در لیگ و یا در میان لژیونرها به پای آنها میرسند. چهار مردی که هم از نظر فنی و هم به لحاظ غیرت، تعصب و جنگندگی در صف اول بهترینها قرار دارند. چهار مردی که با همه خوب بودنشان جزو نفرات اصلی تیم نیستند و فعلا با دلبستن به واژه جدیدالتاسیس «استندبای» دلشان را خوش کردهاند. چهار مردی که تنها نفر اول این روزهای فدراسیون فوتبال ما میتواند آنها را نادیده بگیرد. سورپرایزهای آقای کیروش به نظر حالا حالاها ادامه دارد. از قهرمانی در جام ملتهای آسیا گرفته تا نمایش مقتدرانه ما در جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل. از بازی تحسینبرانگیز مقابل بوسنی تا بازیهای دلفریبانه و هجومی تیم ملی در مقابل حریفان.

اما باید کمی منصفانهتر نگاه کرد. او مربی تیم ملی ماست و با توجه به عملکرد بازیکنان در طول تمرینات و بازیهای دوستانه دست به انتخابهای خود میزند. احترام به نظر سرمربی و اعتماد به او اولین اصل موفقیت است. اما باید در نظر داشت دستاورد او پس از یک دوره اطمینان و متحمل شدن هزینههای گزاف برای فوتبال ملیمان چیست؟ آیا اینکه او سه مصدوم پا به سن گذاشته را به تیم ملی دعوت میکند و از کنار چهار تن از بهترینهایمان میگذرد نتیجهبخش خواهد بود؟ آیا دعوت کردن از کسی که زمانی در هیچ تیم باشگاهی توپ نمیزده منافع تیم را تامین خواهد کرد؟ آیا عدم اعتقاد به بازیسازی و دعوت نکردن از یک بازیساز در خط میانی و دل بستن به دفاع صرف جایگاهی برای ما در سطح جهانی به همراه خواد داشت؟ آیا مدینه فاضله برای تیم ملی ما صعود بدون دغدغه به جام جهانی در قارهای است که نسبت به چند دوره پیش افزایش سهمیه داشته؟ آیا بعد از این همه سال میخواهیم خودمان را با تایلند و امارات و ازبکها مقایسه کنیم یا به اهدافی بالاتر و درخور شأنمان میاندیشیم؟

احترام و اعتماد به سرمربی تیم ملی از اصول اولیه موفقیت است اما باید دید دستاورد او بعد از حدود شش سال برایمان چه بوده. آیا تیم ملی ما خواهد توانست فوتبالی با مدل ایرانی و موفقیتآمیز ارائه دهد؟ آیا بازیکنان ما خواهند توانست از قاب تیم ملی، پا را از لیگهای درجه چندم بلژیک و روسیه و یونان و اتریش فراتر نهند و در پنج لیگ معتبر اروپایی خودنمایی کنند؟ آیا گذشتن از بازی فانتزی سروش رفیعیها و نادیده گرفتن دو ستاره سرخابی شهد موفقیت را در کاممان خواهد ریخت؟ آیا بعد از جام جهانی به ایرانی بودنمان افتخار خواهیم کرد یا همچون سالهای اخیر به دورهگردیهایمان برای جستجوی دورگهها و چندرگهها ادامه خواهیم داد. آیا فوتبال ملی طعم حضور برانکو و شفر را برایمان زنده نگه خواهد داشت یا فقط باید پرچمهای قرمز و آبیمان را بر دوش کشیم و از بازی زیبای دو تیم محبوبمان لذت ببریم؟ بازیهای جام جهانی معیاری مناسب برای همه این دلنگرانیها خواهد بود.

آقای کیروش یک مربی تمامحرفهای است اما حرفهای بودن ملاکی برای بهترین بودن از نظر فنی نیست. اینکه او نظم را در تیم نهادینه کرده و نگاههای رنگی و یا منطقهای به بازیکنان ندارد و بازی همه بازیکنان در همه تیمها را تحت نظر دارد قابل ستایش است، اینکه تجربهها و اصرارهای او منجر به داشتن کمپی مدرن برای تمرینات بازیکنان تیم ملی شده جای قدردانی دارد اما حالا زمانی است که فوتبال ملی ما احتیاج به برداشتن گامهایی به سمت جلو دارد. رسیدن به سطحی بالاتر از قاره کهن. آنچه هم استحقاقش را داریم و هم پتانسیل رسیدنش را. که اگر چنین نبود نه نمایشهای خیرهکننده والیبالیستهایمان، ما را به وجد میآورد و نه بازیهای دلچسب فوتسالیستهایمان. ضربان قلب ما با نام ایران میتپد، نکند دلواپسیهایمان تفسیر به عناد شود.

* ارسالی از میثم یزدانی

نظر مخاطبان
ارسال نظر
* نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین عناوین
عناوین برتر