کد مطلب: ۱۸۰۱۴۸
تاریخ انتشار: يکشنبه ۰۱ مهر ۱۳۹۷ - ۱۲:۲۵
تأکید مؤکدى بر هنر ما. یادآور شدن این نکته قدیمى که هنر نزد ایرانیان است و بس. کمتر کسى این هنر را دارد که به اندونزى ببازد.
خبرورزشی/ اردشیر لارودی: ١- اجازه بدهید از باخت‌ها شروع کنیم و ابتدا، راوى شکست‌ها باشیم. شکست والیبال که پس از یک دوره کم‌دوام خوش درخشیدن آغاز شد و چه آغازى هم. بازى‌هاى خوب در شهر «وارنا» ى. بلغارستان که به بازى‌هاى بد در همان وارنا و سپس صوفیه منجر شد.
شکست فوتبال را هم از قلم نیندازیم که بازنده کردن تیم نوجوانى که در جام جهانى پیشین آلمان را برد، مکزیک را و کاستاریکا و... کار کوچکى نباید باشد.
تأکید مؤکدى بر هنر ما. یادآور شدن این نکته قدیمى که هنر نزد ایرانیان است و بس. کمتر کسى این هنر را دارد که به اندونزى ببازد. کمتر کسى این بى‌هنرى را دارد که تیم نوجوانان ایران را، با مربى کاربلدش و بچه‌هاى فوتبال‌بلدش، ناآماده و میدان‌ندیده وارد میدان آسیایى کند. در همین ستون، چند بار پرسیدیم: ... آقایان، از تیم چمنیان چه خبر؟ و خبرى هم نیامد. نشسته در سینه آفتاب، صم بکم.
البته این باخت (٢- صفر برابر اندونزى) جبران خواهد شد. البته که بچه‌هاى ما، هندوستان و نیز ویتنام را خواهند برد. ولى چرا؟ راستى چرا؟
در تیم نوجوانان، یک واقعیت دیگر هم دیدیم:
عدم سرعت و کندى حاکم است. کمبود مهارت و بازى خلاقانه چشمگیر است. مثل یونس دلفى، نداریم در این تیم.
پرواز سنگ‌ها
٢- بهانه داورى‌ها را نمى‌پذیریم. بهانه قضاوت‌هاى اشتباه را، توجیه یک سلسله حرکات غلط نباید دانست.
باریدن سنگ بر سر داور. باریدن سنگ و پرواز دادن هر شىء قابل پروازى در ورزشگاه آبادان، قابل قبول نیست. جواب داورى ناصحیح، رفتار نادرست نه هست و نه مى‌تواند باشد. ما این درست را از چرومى، زارع، برمکى، سالیا، فاروق و از دهدارى بزرگ و کشتکار و لقمان و شاملى به‌خاطر سپرده‌ایم.
مردم فوتبال‌دوست آبادان را چه مى‌شود؟ ده‌ها سال آبادانى‌ها ظریف بازى کردند و هنرمندانه توپ زدند و براى فوتبال شهر خود، براى تیم‌هاى جم، کارگر، کارآموز، کیان و تاج حرمت آفریدند. هم احترام و هم عشق آفریدند. حالا چه شده است؟ حالا چه مى‌شود؟ چرا این‌طور؟ چرا این چنین؟
آیا این اعمال- که توجیه‌ناپذیرند و خصلت آبادانى، به‌شمار نمى‌آیند- نتیجه ربط دادن مسائل اجتماعى و کمبودهاى زندگى شهروندى به یکدیگر و به فوتبال نیستند؟
آیا همه چیز را به پاى فوتبال نوشتن و فوتبال را حلال همه مشکلات دانستن و گودرز را به شقایق وصل کردن، نتیجه اش این خودسرى‌ها و بى‌مهارى‌هاى عصبى نشده است؟
با اتفاقاتى که در آبادان رخ داد برخورد بکنید، این وظیفه شماست ولى از ریشه‌یابى و ریشه‌کاوى این عکس‌العمل نیز غافل نشوید.
سپاهان و مشکل بینش
٣- از «ناخوب»‌ها گفتیم و مى‌گذریم. از بدى‌ها و ناخوشایندى‌ها که جایشان در صدر اخبار و اتفاقات رخ داده است- و نباید باشد- یاد کردیم و شروع کردیم. بپردازیم به خوبى‌ها. بپردازیم به آنچه لازم داریم تا فوتبالمان قوى‌تر و جانانه‌تر باشد. غفلت نکنیم از گوهر لیگ.
بپردازیم به گلزنى سپاهان که هنوز به ادعاى خودش «سپاهان گونه» بازى نمى‌کند و ما، البته نمى‌دانیم فوتبال سپاهانى، از کدام گونه‌هاست. هرچند که داریم قبول مى‌کنیم که فوتبال سپاهان، هنوز بینش هم ندارد.
گل دوم سپاهان، گل دیدنى و حتى گل روز بود.
درباره پیکان حرفى نداریم و پنالتى اش را هم قضاوت نمى‌کنیم، ولى داور دید و نگرفت. یعنى متقاعد نشد.
امروز پرسپولیس، فرصتى دارد براى تشکر از مردم. مردمى که دلیل اصلى پیروزى بزرگ برانکو و یارانش شدند. امروز پرسپولیس میزبان سپیدرود است؛ و سؤال اینکه، آیا «منشا» بازى کردن در قلب دفاع حریفان را یاد گرفت؟
پدیده پدیده
٤- مشهدیان با تیم یحیى چگونه برخورد و از تیم پدیده چگونه استقبال خواهند کرد؟
پدیده صدرنشین لیگ است که بیشتر از همه تیم‌ها، در لیگ برتر، صاحب و مالک بازى خودش است.
گل‌محمدى، عصاى دستى دارد به نام خلعتبرى که در کنار جوانان یحیى، جوانى از سر گرفته است.
امروز نوبت مى‌رسد به تراکتورسازان و مثلث کاپیتان‌هاى ملى‌پوشش.
داورى‌ها بحث‌انگیز مى‌شوند. داورى‌ها تأثیر‌گذار مى‌شوند؛ و این بار اول نیست. بار آخر هم نخواهد بود، پس از شدتش بکاهیم.
دیدگاه
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین عناوین
عناوین برتر