کد مطلب: ۲۱۳۲۶۱
تعداد کل نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: يکشنبه ۰۵ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۰:۲۶
من دریغ و دردی دارم که از بیخ جگرم و از ژرفای دلم دست بر نمی‌دارد! من، برادری رفیق و رفیقی برادر را از دست داده ام! مردی که مثل هیچ‌کس نبود و خودش بود.
خبرورزشی/اردشیر لارودی؛ غم مرگ برادر را، برادرمرده مي‌داند!
ولی تورج برای من و برای ما، اول یک رفیق بود، دوم یک همفکر بود، سوم یک غمخوار بود... و البته که برادری بود نازنین که هیچ کم نمی‌گذاشت و هیچ کم نگذاشت!
اینکه تورج در عالم کشتی و در عرصه کشتی‌نویسی، که بود و چه کرد و چگونه از یک ورزش پهلوانی، یک آیین و مراسم ملی و اخلاقی پدید آورد، اینکه سبک ویژه خودش را داشت و اینکه مروج اخلاق کریمه پهلوانی بود و در این وادی، هر حرفی را با فصاحت و بلاغت و حسن کلام، می‌نوشت و می‌گفت را، صدرالدین کاظمی خواهد گفت و خواهد نوشت و نیز سعید میرزاشفیع و اکبر فیض و حتی دخترم، لیلی خرسند! منوچهر زندی، جهانگیر کوثری و دکتر احمدی هم خواهند گفت، از گفتنی‌ها!
من فقط دریغ و دردی دارم که از بیخ جگرم و از ژرفای دلم دست بر نمی‌دارد! من، برادری رفیق و رفیقی برادر را از دست داده ام! مردی که مثل هیچ‌کس نبود و خودش بود!
نظر مخاطبان
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
عباد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۳۱ - ۱۳۹۸/۰۳/۰۵
0
3
عدد ستاره هاراازمن خواسته بودی!
یکی یکی ستاره ها را میشمارم.
ای وای یکی افتاد!
ته خیابان نشاط نرسیده به اسکندری اسم اردشیر که میامد بی اختیار ایرج و تورج به ذهنت میامد هرسه اهل ورزش وفعال درورزش یکی درفوتبال ودیگری در بسکتبال وسومی در کشتی بی حاشیه وپاک با ایرج نزدیکتر همدر محله وهم دردبیرستان بابک مانوس تربودم با بغضی سنگین وبا یاد مچید سبزی با واژگانی که هیچگاه نمی توانند بیانگر تاثرم باشند تسلیت میگویم به بزرگم اردشیر خان به ایرج به بچه محل وهم دوره اش اصغر حاجیلو وتمامی بازماندگان وخودم وبرای تورج ازدرکاه احدیت طلب آمرزش دارم گرچه اوبدلیل نوع زیستش آمرزیده هست امید آنکه آفریده گار ربه تمامی بازمانده گان بخاطر فقدان این عزیز صبوری وتحمل عطا کند ... آمین
عباد
|
United States
|
۱۳:۵۳ - ۱۳۹۸/۰۳/۰۵
0
3
بزرگ من اردشیر خان
عزیز من ایرج
درمورد انسان پاکی چون تورج تنها میتوان گفت :
مارا چوآفتاب مساویست مرگ وزیست..........گرشام مرده ایم سحر زنده گشته ایم
عزیزانم میدانم تورج در دل شما هماره زنده است
باید همان حوالی باشد
آنقدرنزدیک
که بوی تنش می آید
میدانم که در را باز گذاشته اید.
ارسال نظر
* نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین عناوین
عناوین برتر