استقلال این روزها شرایط خاصی را تجربه میکند. از بحث عدم انتخاب سرمربی گرفته تا حکم جدید به علی نظری جویباری و البته ماجراهای هیئت مدیره. اتفاقاتی که هر کدام از آنها در نوع خود سوژه بسیار خاصی محسوب میشود.
پیرامون موارد مذکور سراغ ستار همدانی رفتیم و با ملی پوش اسبق استقلال که سابقه مربیگری در این تیم را نیز دارد، گپ زدیم:
از ماجرای انتخاب سرمربی استقلال شروع میکنیم. یک عده میگویند تغییر سرمربی حق قانونی باشگاه است و برخی افراد نیز معتقدند اگر سهراب بختیاریزاده الان واجد شرایط هدایت استقلال نیست، چطور اسفند ماه چنین حکمی برایش صادر کردند؟ نظر شما در این رابطه چیست؟
قبل از اینکه به بحث انتخاب سرمربی برسیم، آقایان مدیر در استقلال باید استراتژی خود را مشخص کرده و آن را هدف گذاری کنند. متاسفانه هیئت مدیره در این رابطه هیچ برنامهای ندارد یا اینکه حداقل هیچ برنامهای ارائه نکرده است. این ماجرا ما را به یاد تابستان پارسال میاندازد. همان روزهایی که وقت را به راحتی از دست دادند و در نهایت به ریکاردوساپینتو رسیدند تا از او یک قهرمان بسازند اما دیدیم که حضورش در استقلال با چه اتفاقاتی همراه شد. آقایان در آن مقطع مقابل منتقدان خود گارد میگرفتند و علیه هر کسی که از سر دلسوزی انتقاد میکرد، موضع داشتند اما حالا داریم اثر تصمیمات خودشان را میبینیم. این افراد با کلارنس سیدورف شعار دادند اما استقلال عملاً با طرح فوق به جایی نرسید. یک عده هم مرتب تاکید میکنند که ۲۰ سال در استقلال بوده اند و تجربه دارند ولی نمیگویند در همین ۲۰ سال که خودشان مدعی حضور هستند، چه تصمیمات درستی گرفتهاند که هنوز میتوان روی آن مانور کرد و مدافعش بود؟ برخی تصمیماتشان آنقدر غلط بود که اصلاً خجالت میکشند در موردش صحبت کنند. من کاری به سهراب بختیاریزاده یا هر کسی که قرار است سرمربی استقلال شود، ندارم اما برنامه راهبردی در استقلال نمیبینم که مشخص شود این تیم قرار است در هدف گذاری خود به کجا برسد و چه تفکری بر ساختار مدیریت حاکم است. قطعاً هواداران دلشان میخواهد تیم خوب بسته شود و با یک کادر فنی مطلوب نتایج مناسبی هم بگیرند اما برای تحقق این امر، استراتژی لازم است.
این روزها انتخاب علی نظری جویباری به عنوان رئیس بخش نقل و انتقالات باشگاه استقلال هم سر و صدای بسیار زیادی راه انداخته است. موافقان او به سابقه مطلوبش در عرصه یارگیری برای استقلال طی دهههای ۷۰ و ۸۰ اشاره میکنند اما مخالفانش ماجراهای ایجاد شده برای این تیم در دوران مدیرعاملی جویباری را به رخ میکشند. در این مورد چه نظری دارید؟
من نمیتوانم مشکلات را به یک شخص معطوف کنم چون تمام مدیریت در کامیابی یا ناکامی یک مجموعه دخیل است. ما پارسال اتفاقات فراوانی در عرصه باشگاه داشتیم که به استقلال لطمه زد. برای مثال، ماجراهایی که آن خانم به عنوان سخنگوی باشگاه استقلال به وجود آورد و...شما مصاحبه آقای فریدونی را بخوانید و خودتان قضاوت کنید. ایشان گفته همه امور در اختیار آقای تاجرنیا بوده و تصمیم گیرنده اصلی و اساسی محسوب میشود.
در چنین شرایطی و با توجه به نقدهای تند شما، فکر میکنید ستار همدانی هیچوقت این فرصت را داشته باشد که از مدیران کنونی باشگاه، حکمی جهت حضور در کادر فنی یا ساختار استقلال بگیرد؟
من احتیاجی به حکم گرفتن از این افراد ندارم و مدیران کنونی استقلال در حدی نیستند که ستار همدانی را انتخاب کنند. اصلاً افتخارم نیست که با یک شخصیت مشکلدار همکار شوم و از چنین افرادی حکم بگیرم. الهی شکر که هواداران استقلال امثال ما را میشناسند و همچنان نزد این عزیزان و اهالی فوتبال اعتبار داریم. همین برای من فوق العاده ارزشمند و کافی است.
و به عنوان سوال آخر، علی فتح الله زاده در گفتگو با خبرورزشی به خاطره جالبی اشاره کرده و مدعی شده است که یک روز آنقدر برای تامین هزینههای استقلال دچار مشکل شده بود که مجبور شد طلاهای اقوام نزدیکش را بفروشد. حاج آقا گفته که در آن روز از خود شما هم چیزی حدود ۵ میلیون تومان قرض کرد و با کمک ستار همدانی توانست آن ماجرا را مرتفع کند
بیان این داستان نظر لطف حاج آقا بوده ولی من خودم تا امروز هیچ وقت در موردش صحبت نکرده بودم و معتقدم اگر مجموعهای را دوست داریم، باید به پایش وفادار بمانیم. این اتفاقات، مسائل کوچکی بود که در راه دوست داشتن استقلال به وجود آمد و اصلاً هم دوست ندارم در موردش صحبت کنیم چون استقلال و هوادارانش آنقدر برایم عزیز و بزرگوار هستند که اگر کاری هم انجام شده، به نوعی انجام وظیفه معنوی بوده است. ای کاش اصلاً آقای فتح الله زاده ماجرا را رسانهای نمیکرد.

