کد مطلب: ۲۲۱۳۸۹
تعداد کل نظرات: ۸ نظر
تاریخ انتشار: شنبه ۰۵ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۸:۱۱
موج جدید مهاجرت؛ بی‌پناه یا پناهنده؟
اگر سفر مجری مشهور تلویزیون که ابتدا به هوای زندگی در اروپا از ایران خارج شد و سپس با پیشنهاد وسوسه‌انگیز مدیران تلویزیون ایران اینترنشنال از لندن سردرآورد، یک هفته رسانه‌های رسمی و غیررسمی را سرگرم کرده، موج مهاجرت احتمالی دختران ورزشکار ایران می‌تواند مثل زلزله‌ای ورزش کشورمان را تکان بدهد.

بی‌پناه یا پناهنده؟

به گزارش خبرورزشی، مهاجرت مزدک میرزایی، که درباره‌اش به دروغ گفته شد با بخشی از آرشیو صداوسیما و به قصد همکاری با تلویزیون فارسی‌زبان لندن از ایران رفته، در قبال موج خزنده‌ای که احتمالاً بعد از المپیک به راه خواهد افتاد و برخی ستاره‌های ورزش بانوان ما را به استرالیا، کانادا، آمریکا، بریتانیا و آلمان خواهد برد، هیچ است.

مهاجرت ورزشکاران ایرانی چه به قصد پناهندگی و چه به نیت داشتن تابعیت دوگانه یا عضویت در تیم‌های ملی یک کشور دیگر اتفاق تازه‌ای نیست و پیش از این در مقاطع مختلف شاهد پناهندگی انوشیروان نوریان، بوکسور ایرانی در استرالیا، مهاجرت مهرداد پولادی به بریتانیا، اقامت مهران رضوانی، وزنه‌بردار مدال‌دار کشورمان در سئول، سفر سامان طهماسبی و صباح شریعتی (کشتی)، میلاد بیگی و سینا بهرامی (تکواندو) به آذربایجان، وحید سرلک جودوکار به آلمان، راحله آسمانی، تکواندوکار به بلژیک و اقامت محمود رشنونژاد (جودو) در هلند، کیمیا مرادی، درسا درخشانی و الشن مرادی (هر سه شطرنج‌باز) به ترتیب در نروژ، انگلیس و آمریکا و پناهندگی ورزشکاران ریز و درشت دیگر در چهارگوشه دنیا بودیم، ولی این که عده‌ای به شکل هدفمند زیر پای دختران ورزشکار ما بنشینند و آن‌ها را از ادامه ورزش حرفه‌ای در ایران دل‌سرد کنند، سناریوی خطرناکی است که متأسفانه برای ضربه زدن به ورزش بانوان ایران به مرحله اجرا رسیده و اگر مسئولان عالی‌رتبه ورزش و رؤسای فدراسیون‌ها این هشدار را جدی نگیرند، فاجعه‌ای بزرگ رخ خواهد داد.

به گفته منابع آگاه این روز‌ها زیر پوست ورزش بانوان ما اتفاقات وحشتناکی در حال شکل‌گیری است؛ به طرز عجیب و مشکوکی اغلب دختران قهرمان ما در کاراته، تکواندو، دو و میدانی و حتی صخره‌نوردی و ورزش‌های نه چندان مطرح از سوی افراد مقیم اروپا، آمریکا، کانادا، استرالیا و... دعوت به دوستی و ارتباط می‌شوند.

پسران ایرانی متمول مقیم این کشور‌ها با دختران ورزشکار ما طرح دوستی می‌ریزند و با پیشنهاد ازدواج، آن‌ها را جذب می‌کنند، برای‌شان هدایای گران‌بها می‌فرستند، دعوتنامه‌های رسمی ارسال می‌کنند، خط تلفن بین‌المللی برای ارتباط در اختیارشان می‌گذارند، در حاشیه رقابت‌های برون‌مرزی به دیدارشان می‌روند، هزینه سفر‌های تفریحی‌شان در فصل استراحت را بر عهده می‌گیرند و از این طریق اعتماد آن‌ها را به دست می‌آورند. در ظاهر ماجرا می‌تواند خیلی ساده باشد؛ ورزشکاری که در ایران زندگی می‌کند با پسر ایرانی متمول خارج از ایران دوست شده و می‌خواهد ازدواج کند، اما در بطن ماجرا وقتی پای درد دل این دختران قهرمان می‌نشینی، همه حرف‌های مشابهی می‌زنند که احتمال وجود یک سناریوی ضدایرانی را تقویت می‌کند. هر کدام از این دختران می‌گویند «فعلاً فقط منتظر المپیک هستم، بعد از المپیک شاید در ایران نمانم؛ فلانی که در فلان کشور زندگی می‌کند، پیشنهاد ازدواج داده و گفته چرا الکی خودم را در ورزش بی‌امکانات و کم‌درآمد ایران تلف می‌کنم و توصیه‌اش این است که برای ادامه ورزش حرفه‌ای و زندگی از ایران بروم»؛ این جمله‌ها را نه از یک ورزشکار که حداقل از زبان ۶، ۷ دختر قهرمان شنیده‌ایم... دخترانی که از یک سو ضعف امکانات و کمبود توجه در ورزش بانوان، خسته و ناامیدشان کرده و از طرف دیگر ایرانیان مقیم کشور‌های خارجی وسوسه‌شان می‌کنند تحقق آرزو‌های خود را در مهاجرت و تغییر تابعیت ببینند.

باور کنید این «توهم توطئه» نیست، واقعاً امکان دارد برای خالی شدن ورزش بانوان ایران از قهرمان، سناریویی نوشته شده باشد که دختران قهرمان ما را با پیشنهاد ازدواج و به هوای ورزش حرفه‌ای و قهرمانی در کشوری دیگر هوایی کنند.

ورزش بانوان ما طی سال‌های اخیر رشد چشم‌گیری داشته و دختران ایرانی با کسب مدال‌های المپیک و جهانی روی تبلیغات منفی غرب که می‌خواهد از زنان کشورمان، چهره آدم‌های دردمند و در «بند» بسازد، خط قرمز کشیده و بعید نیست حالا بخواهند با موج مهاجرت و پناهندگی قهرمانان، از ایران تصویر یک زندان زنان را ارائه بدهند، زندانی که حتی قهرمانان ورزشی هم از آن فرار می‌کنند...

تا دیر نشده باید حس وطن‌پرستی بانوان ورزشکار را تقویت کرد. آیا فدراسیون‌های ورزشی ما هوای دختران ورزشکار را دارند؟ آیا حواس‌شان به زندگی این قهرمانان هست؟ آیا این هنر را دارند که قبل از اجرای کامل این سناریو، با افزایش امکانات و توجه باعث دل‌گرمی دختران قهرمان شوند؟

فقط برای یادآوری به مسئولان ورزش ایران
قهرمانان ورزش را به ضدقهرمان تبدیل نکنیم

کشتی با نماینده رژیم صهیونیستی
جدا از کوچ پراکنده برخی قهرمانان ورزشی زمان پهلوی که اوایل انقلاب از ایران رفتند، بیژن سیف‌خانی از اولین پناهنده‌های ورزشی دوره جدید بود. آن اوایل که اعلام شده بود ورزشکار ایرانی نباید با ورزشکار رژیم صهیونیستی رقابت کند، بیژن سیف‌خانی در رقابت‌های کشتی جهانی کیف حریف اسرائیلی‌اش را شکست داد. خبر که به تهران رسید هر دو تیم آزاد و فرنگی را به کشور برگرداندند، اما سیف‌خانی برنگشت و بعد‌ها مقیم ترکیه شد.

رؤیای زندگی خارجی
بوکسور قائمشهری در المپیک سیدنی ماندگار شد. بهانه اولیه این بود که او مانده تا دندان‌ها و لثه‌هایش را درمان کند، اما خیلی زود مشخص شد هدف انوش اقامت در استرالیا و پذیرش تابعیت این کشور است. نوریان در المپیک بعدی برای استرالیا یک مدال باارزش گرفت تا حسرت از دست دادن او بیشتر شود. این مدال المپیک حق بوکس ایران بود، اما انوشیروان نوریان آن را برای استرالیا به دست آورد. چه می‌شد اگر کمی بیشتر هوای بوکس و بوکسور‌ها را داشتیم!

زد زیر قول و قرار!
در روز‌هایی که از ایرانی‌شدن گوچی و اشکان شاد بودیم، مشکل خدمت و کارت معافیت سربازی مهرداد پولادی او را به سمت و سویی برد که می‌خواست دیگر به ایران برنگردد. مهرداد با حمایت و پافشاری کارلوس کی‌روش در جام ملت‌ها برای تیم ملی بازی کرد تا بعدش به ایران بیاید و مشکل خدمتش را حل کند، اما همین که جام ملت‌ها با اشتباه مهرداد برای ایران زودتر از انتظار تمام شد، پولادی زیر قولش زد و بعد‌ها هم خبر رسید اقامت بریتانیا را گرفته است. او حالا در جنوب شرق آسیا توپ‌بازی می‌کند!

مدال‌آوران اجاره‌ای
البته عده‌ای از ورزشکاران ایرانی هم هستند که پناهنده نمی‌شوند و فقط تغییر تابعیت می‌دهند تا با پرچم کشور دیگری در رقابت‌های جهانی و المپیک به میدان بروند یا بعد از کسب مدال پاداش بیشتری دریافت کنند و قبل از آن، پول و حقوق و امکانات بیشتری در اختیارشان باشد. مثل سامان طهماسبی و صباح شریعتی در کشتی و میلاد بیگی و سینا بهرامی در تکواندو که ورزش آذربایجان آن‌ها را برای کسب مدال اجاره کرده است. این وسط طهماسبی بعد از آن که به تیم ملی ایران نرسید، به آذربایجان کوچ کرد.

حواس‌مان به دختران ایران باشد
این که راحله آسمانی، دارنده مدال نقره تکواندوی بازی‌های آسیایی بعد از خروج از ایران چه گفت و چه کرد، به خودش مربوط است، اما شرایط راحله آسمانی هشداری است تا مراقب بقیه دختران ورزشکارمان باشیم. جاذبه‌های زندگی در غرب به تنهایی نمی‌تواند حریف وطن‌دوستی ورزشکاران ما باشد، اما وقتی این طرف توجه و امکانات کم باشد و آن طرف «در باغ سبز» نشان بدهند، موازنه به هم می‌ریزد. نگذاریم تجربه تلخی که با سفر راحله به بلژیک داشتیم تکرار شود.

نظر مخاطبان
انتشار یافته: ۸
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
MGH
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۵۷ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۵
1
18
حتی اگر تئوری توئطه تون درست هم باشه (که نیست) بازم نوک پیکان اتهام به سمت مسئولان ورزشی و غیر ورزشی همین کشوره که باعث بوجود اومدن این شرایط شدن. آقا کیه که بخواد از مملکتش دل بکنه بره اونور دنیا؟؟؟ حتما دلیل خیلی محکم وجود داره. اینکه بخواهیم باور کنیم که ورزشکارامون با یه پیشنهاد ازدواج دل از "ایران" میکنند ساده انگارانه است.
همین کیمیا علیزاده بنده خدا مدال المپیک آورده یه کسی برگشت گفت: فضیلت زن این نیست که پایش را دراز کند و مدال بیاورد !!!
اونوقت شما میگی توئطه!!!!
رضا
|
United States
|
۲۲:۰۷ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۵
6
10
به روزنامه شما چه مربوطه ...؟!...زندگی و تصمیم دیگران را مگر شما باید بگیرید ...؟ دلتان برای انها نسوزد.
بهروز
|
Sweden
|
۲۳:۵۵ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۵
2
13
دوستان چرا خاک به چشم مردم می پاشيد؟ در کشوری که هيچگونه آزادی شخصی وجود ندارد (البته برای مردم عادی و نه خواص که در کمال آزادی به هر گونه حرام که تصورش را بکنيد مشغولند) چرا بايد يک ورزشکار زن در کشور بماند؟ وقتی در فرانسه روبند ممنوع می شود حضرات در ايران فرياد می زنند که آی به دموکراسی خيانت شده ولی در ايران همان دختر ورزشکار را به يک مسابقه فوتبال هم راه نمی دهند. من در ايتاليا زندگی می کنم و 60 سال دارم. همينجا اعتراف می کنم که هر گاه از دستم برآيد به هر ايرانی چه ورزشکار چه غير ورزشکار، چه مرد چه زن که به نحوی شانس اين را داشته اند که از ايران بيرون بيايند توصيه می کنم که اگر می خواهند زندگی کنند و نه فقط زنده باشند به ايران باز نگردند.
ایرانی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۰۸ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
0
5
علت ورزشکاران نیستند بلکه مسئولان بی عرضه هستند که بازیکنان مجبور به ترک ایران میشن
ناظر
|
United States
|
۰۸:۱۰ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
0
4
من ۳۹ سال دارم و در آمریکا زندگی میکنم. بهترین خاطرات زندگیم و در ایران داشتم و هنوزم وقتی میرم ایران هر گوشه و کنارش برام پر از خاطرات تلخ و شیرینه. درسته که زندگی توی آمریکا امکانات بیشتر و جای پیشرفت بیشتری داره، ولی تنهایی و غربت هم داره. در کل یک حس خالی بودن توی زندگی من و خیلی دیگر از مهاجران هست که به راحتی جاش پر نمیشه.
عبدل آبدوغ
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
1
5
بهترین کار اینه که ما هم مقابله به مثل کنیم. به شکل هدفمندی زیر پای دختران ورزشکار اونها بشینیم و آنها را از ادامه ورزش حرفه ای در خارج دلسرد کنیم تا بیان ایران و خارج از ورزشکاران دختر خالی بشه.
فريبرز مرادي (پدر الشن مرادي)
|
Austria
|
۱۳:۳۸ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
1
0
لطفا اخبار فيك و كذب محض را وارد دعواهاي سياسي و غير سياسي نكنيد . آخه الشن مرادي استاد بزرگ و قهرمان و عضو تيم ملي شطرنج كشور وفارغ التحصيل دانشگاه صنعتي شريف كه با بورسيه دانشگاه آمريكايي براي ادامه تحصيل به آمريكا رفته و اتفاقا در همين سال هاي تحصيل در آمريكا در مسابقات المپياد جهاني عضو تيم ملي ايران بوده است را بعنوان پناهنده معرفي مي كنيًدو ؟چرا قهرماني كه در هر فرصتي براي ديدار خانواده و دوستان با اشتياق به كشورش سفر مي كند ، پناهنده مي ناميد ؟ زهي تاسف براي اين همه بي اخلاقي درحرفه شريف خبرنگاري .لطفا در اسرع وقت نسبت به درج تكذيبيه مطلب فوق در رابطه با پناهندگي استاد بزرگ الشن مرادي و با استعلام از فدراسيون شطرنج ، اقدام مقتضي معمول فرماييد .
مدیر پایگاه دوست عزیز اگر دقت کنید درباره ایشان گفته‌ایم «اقامت» و در گزارش حرفی از پناهندگی زده نشده!
فريبرز مرادي
|
Austria
|
۱۸:۰۴ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
0
1
لطفا توجيه نفرماييد چرا نام الشن مرادي در كنار نام كسانيكه بهر جهت و با صلاحديد خود پناهنده شده اند ، قرار گرفته است ؟چرا بسيار كساني اعم از آقايان و بانوان شطرنجبازي كه اقامت آمريكا را دارند و اتفاقا هم عنوان جهاني و چهره هاي شناخته شده تري در اخبار شما و صدا و سيما دارند ، نامي در ميان نيست؟!!
ارسال نظر
* نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین عناوین
عناوین برتر