تاج علاقه عجیبی به تیمهای ریشهدار و پیگیری فرآیند باشگاهداری داشت.
او در اصفهان هم همین راه را رفت و نظام باشگاهداری را ترمیم كرد. همكار و رفیق نزدیكش ساكت در سپاهان بنیانگذار یك باشگاهداری نوین در سپاهان بود.
در نتیجه اصفهانیهای فدراسیون فوتبال به موازات مدیریت در این مجموعه، در باشگاهداری برای خود اصولی دارند كه از آن صرف نظر نمیكنیم.
امروز اما آقای تاج در فدراسیون فوتبال، شاهد فعالیت باشگاههایی است كه هیچ سازمان مشخصی ندارند. آنها با هیچ متر و معیاری در دسته یك باشگاه قرار نمیگیرند.
خود تاج بهتر میداند امروز چه باشگاههایی داریم؛ آنها بیشتر تیم هستند نه باشگاه. گاهی وقتها حتی تیم هم نیستند چون تیم برای خود تعریف واضحی دارد. تیمهایی كه پیراهن دوم ندارند و برای یك سفر برون شهری معطل اتوبوسهای شهرداری هستند آیا تیم هستند؟
تیم گل كوچك محله ما در دهه 60 باور كنید با مینیبوس مدرسه رفتوآمد میكرد. یعنی خرج و دخلش با كمك والدین بود اما روزگار را میگذراند.
تیمهای این روزگار اما بیشتر در حال تكدیگری از ارگانهای دولتی هستند. این نگاه متكدیانه برای تیمهای ما واقعاً بد است.
ما دو مدیر ارشد در فدراسیون داریم كه هر دو باشگاهدار بودند. هر دو یك سبك باشگاهداری پیشرفته را در اصفهان بنا كردند و برای آنها چه سخت است كه امروز سیاهجامگان را در لیگ برتر میبینند. آنها نفت تهران را كجای دلشان بگذارند؟ با بینظمیهای موجود در سپیدرود چه كنند؟
برای تاج و ساكت حتماً خیلی سخت است كه میبینند برخی تیمها اصلاً مدیر ندارند. برای آنها دشوار است ملوان را با این پتانسیل مردمی در لیگ یك میبینند.
باشگاهداران حرفهای ما كه امروز در فدراسیون فوتبال حضور دارند نمیدانند این تیم نفت تهران را چگونه در لیگ قهرمانان آسیا شركت بدهند؟
متأسفانه ما هیچ راهكاری برای فراهم شدن شرایط بهتر نداریم چون میدانیم سرمایهگذار عاقل كه برای ریال به ریال پولش زحمت كشیده و خون دل خورده حاضر نیست سرمایه خود را وارد چرخهای كند كه درآمدزا نیست.