1- از دو بازی و دو باخت! باختهایی که محتوم نبود! شکستهایی که محکوم و مجبور به قبولشان نبودیم! هم تراکتور که مفت بازی کرد و هم ذوبآهن که یک نیمه را به سود خود به پایان برد، راه فرار داشتند! فقط کافی بود از درصد اشتباهاتشان میکاستند! فقط کافی بود به ویژه ذوبآهن زود وارد پیله دفاعی خود نمیشد! صددرصد لازم بود و ضرورت داشت که ذوبآهن برای دفاع به بازی پیچیدهتری دست میزد! بسیار ضرورت داشت که امیر قلعهنویی قلب دفاع تیمش را با نفرات پرتعدادتر میبست! وقتی مدافع چابک و سریع و زننده توپ اول نداری، باید به نفرات زیادتر و مدافعان پرشمارتر رو بیاوری! ذوبآهن دفاع نداشت و باخت! بازی برده را هم باخت!

تراکتورسازی سادهلوحانه گل خورد! تراکتورسازی مستحق بردن بود که خودش، خودش را خلع سلاح کرد و باخت! روز اول «لیگ آسیا» امسال هم چون نوبتهای پیشین بد شروع شد!

 چرا زور میشنویم؟

چرا زور میگویند به ما؟

2- نه مهدی تاج که فوتبال ایران باید پاسخ مواردی چند را بدهد! نه محمدرضا ساکت که بخش اجرایی مدیریت فوتبال نباید درباره شکستهای ذوبآهن و تراکتورسازی سکوت اختیار کند! وقت سکوت نیست! وقت چشم بستن و چشمپوشی و چشمبندی کردن نیست!

نحوه بازی ذوبآهن- که نامقبول و نامطلوب توپ میزد- و حتی دلیل شکست تراکتورسازی که هنوز گرفتار عادات غلط و دیرپای خود است و با این عادات سعی در بهبود بازیاش دارد نباید مشمول سیاست ارتجاعی «این نیز بگذرد» بشود!

باید یقین آورد که این نیز نمیگذرد! مثل پارسال که نگذشت و مثل همین امسال که چیزی از ناکارآمدیها کم و کاسته نشد!

چرا در عرصه بینالمللی رقابتهای فوتبال هیچکدام از غلطها را به حداقل نمیرسانیم؟ چرا در تقابل با حریفانی از کشورهای منطقه اغلب بازندهایم؟ چرا و چرا؟

آیا بس نیست؟ آیا کافی نیست؟ آیا نوبت برد ما نرسیده است؟ چرا زورمان نمیرسد؟ چرا AFC به ما زور میگوید؟ چرا از حق و حقوق خود جدا میمانیم؟

سالهاست در همین مرحله میبازیم! سالهاست برابر همین حریفان- که تا حریفند، دغلند و نادرویشند- بازنده میشویم! دندههایمان پهن شده است از بس که باختهایم! گویا که باید ببازیم! انگار که سرنوشت دیگری نداریم! زیرا حرکتی نداریم! دست و پای خود را بستهایم! منتظریم که گل بخوریم تا شکست بخوریم!

کیروش باخت

3- مناظره علی کریمی که مدعی وضعیت موجود است و دنبال «ما میتوانیم» برای بهبود امور جاریه است، با محمدرضا ساکت که میخواهد بگوید همه چیز خوب است و حال همه خوش است، به کجا انجامید؟

حرفهای بیشیلهپیله علی کریمی مؤثرتر واقع شد یا بازی با کلمات جناب ساکت؟

سکوت غیرمعمول عادل فردوسیپور که برخلاف همیشه وارد بحث طرفین مذاکره نشد و سخنان هیچ طرفی را نبرید و بلکه در بیان مقصود علی کریمی گهگاه مددکار او شد، مثل خود مناظره تازگی داشت!

شنیدنیتر از حرفهای کریمی- و نیز گفتههای ساکت که برای استفاده از فرصت با دست مثلاً پُری آمده بود- حالت واکنشی و بیاختیارانه صورت و چشمهای گشاد شده از فرط تعجب علی کریمی بود که پاسخها را در راستای پرسشها نمیدید!

مناظره هم برنده داشت و هم بازنده! ولی مهمتر از هر چیز نفس تن دادن به این نوع از پاسخگویی و شفافسازی بود! حتی اگر چیزی شفاف نشده باشد!

دخالت کیروش و ورودش به این بحث گویای تأثیر و دامنگیری این برنامه بود! واژگانی که کیروش علیه کریمی به کار گرفت مؤثر بودن کلام او را برملا کرد!

میتوان گفت حیف از کیروش با ادبیات پرخاشگرانهاش! حیف از کیروش با استفاده از کلمات تند و بدوجههاش!

کیروش بازنده پرسش و پاسخی شد که دوشنبهشب ۲۳ بهمن ۹۶، عادل و۹۰، صحنهگردان هوشیار آن بودند!

۹۰ به همه و به خودش نشان داد برای جذاب بودن و دیدنی شدن راههای متفاوت بسیارند! راههای واقعی برای کمک به ارتقای فوتبال ایران!

                                                                         

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =

پربازدید امروز

آخرین خبرهای ورزشی