خبرورزشی/کارن فیروزی؛ یورگن کلوپ، سرمربی آلمان و موفق باشگاه لیورپول روز گذشته گفتوگوی بسیار مفصلی با هفتهنامه فرانس فوتبال داشت که در این گفتگو درباره مسائل مختلف از حضورش در لیورپول، تجربه حضور در فینال لیگ قهرمانان فصل پیش و خطای راموس روی صلاح گرفته تا درباره تیمهای مختلف در جام جهانی حرف زد. در زیر خلاصهای از این گفتوگوی بسیار بلند را از نظر میگذرانید.
* تعطیلات خودتان را چگونه سپری میکنید؟
فکر میکنم متأسفانه همه میتوانند ببینند چگونه سپری میکنم! (زیر خنده میزند و پوست برنزه اش را نشان میدهد). من نمیدانم بقیه تعطیلاتشان را چگونه سپری میکنند، چون ندیدم در روزنامه عکسی از مورینیو یا گواردیولا به صورت نیمه لخت و مشغول آفتاب گرفتن منتشر شود ولی من اینطوریام و به نظرم باید نرمالسازی شود... برگردیم به سؤالتان. من تعطیلاتم را بین آلمان، اسپانیا و فرانسه در رفتوآمد هستم. یکی از دوستانم خانهای در «موان سارتو» در «کت دازور» دارد.
* پس یک تعطیلات واقعی دارید...
تعطیلاتی که مختص یک مربی است. لپتاپ در دستم است و پاهایم را هم در آفتاب دراز میکنم. من خیلی کم میخوابم و از طرفی صبح بسیار زود هم بیدار میشوم. در حالی که بقیه خواب هستند میتوانم از روزی که دارم استفاده کنم. اگر یک چیزی در طول این همه سال به دست آورده باشم این است که باید استراحت کنم. ۱۰ سال اولی که مربیگری میکردم یکسره مشغول کار بودم ولی حالا تجربه به دست آوردهام و میدانم خودت را هم بکشی نمیتوانی دنیا را در یک ثانیه تغییر بدهی. در نتیجه به خودم میگویم ریلکس باش! مغزم را از فوتبال جدا میکنم و سعی میکنم تعطیلات واقعی داشته باشم.
* ولی با این حال جام جهانی را که دیگر نگاه کردید؟
اولش زیاد ندیدم. هرچه که جام جلوتر رفت بیشتر بازیها را دیدم. بازیهای آلمان، انگلیس، کرواسی، بلژیک و فرانسه را دیدم. ولی اینطور نبود که کل روز جلوی تلویزیون باشم.
* چیزی هم از جام جهانی یاد گرفتید؟
(لبخند میزند) فکر نکنم جامی بود که بتوان از لحاظ تاکتیکی چیز جدیدی آموخت. اندازه زمین که همان بود، بازیها هم هنوز با ۱۱ نفر برگزار میشد، پس نمیشود مدام نوآوری به وجود آورد. فکر میکنم آلمان داشت چنین کاری میکرد که جواب نداد.
* فلسفه بازی شما چیست؟
(زیر خنده میزند) ای، آی، ای، آی، آی! میدانید چیست؟ الان ۱۸ سال است مربی هستم و هرگز به این سؤال فکر نکردهام. نمیدانم این سؤال چه معنیای میتواند داشته باشد. من این بازی را دوست دارم، به همین سادگی. ۹۵ درصد وقتها با فوتبال تفریح میکنم. وقتی به بازی نگاه میکنم همیشه چیزی که دوست دارم را میبینم. اگر غیر از این باشد، دیگر هدر دادن وقت است. سرگرمی یکی از جنبههای مهم بازی فوتبال است. دنیا خیلی سرسخت و مشکلات خیلی بیشمارتر از آن هستند که فوتبال را هم ملالآور کنند. همیشه میخواهم بازیکنانم شاد باشند، میخواهم، میخواهم برق چشمانشان را ببینم، میخواهم ببینم که آنها برای مبارزه کردن انگیزه دارند. میخواهم ببینم که آنها هم از فوتبال لذت میبرند.
* حرفهایتان به این معنی است که فوتبال برای شما فقط سرگرمی است؟
نه، چنین چیزی امکانپذیر نیست، چون علاوه بر اینکه سرگرمکننده است یک شغل بسیار جدی هم است. با این حال هرگز فراموش نکنید فوتبال یک بازی است (تأکید میکند). هرگز فراموش نکنید! اگر بدون لذت بازی میکنید، خب بازی نکنید! این اولین نکته است. نکته دوم این است؛ اگر در این سطح فوتبال بازی میکنید با تمام وجودتان بازی کنید. اگر نمیتوانید، پس در این سطح بازی نکنید. میدانم یک نفر نمیتواند همیشه با ۱۰۰ درصد توانایی اش بازی کند ولی برای من ۱۰۰ درصد به این معنی است که آن روز با تمام توانتان بازی کنید، نه کمتر.
* تعطیلات خودتان را چگونه سپری میکنید؟
فکر میکنم متأسفانه همه میتوانند ببینند چگونه سپری میکنم! (زیر خنده میزند و پوست برنزه اش را نشان میدهد). من نمیدانم بقیه تعطیلاتشان را چگونه سپری میکنند، چون ندیدم در روزنامه عکسی از مورینیو یا گواردیولا به صورت نیمه لخت و مشغول آفتاب گرفتن منتشر شود ولی من اینطوریام و به نظرم باید نرمالسازی شود... برگردیم به سؤالتان. من تعطیلاتم را بین آلمان، اسپانیا و فرانسه در رفتوآمد هستم. یکی از دوستانم خانهای در «موان سارتو» در «کت دازور» دارد.
* پس یک تعطیلات واقعی دارید...
تعطیلاتی که مختص یک مربی است. لپتاپ در دستم است و پاهایم را هم در آفتاب دراز میکنم. من خیلی کم میخوابم و از طرفی صبح بسیار زود هم بیدار میشوم. در حالی که بقیه خواب هستند میتوانم از روزی که دارم استفاده کنم. اگر یک چیزی در طول این همه سال به دست آورده باشم این است که باید استراحت کنم. ۱۰ سال اولی که مربیگری میکردم یکسره مشغول کار بودم ولی حالا تجربه به دست آوردهام و میدانم خودت را هم بکشی نمیتوانی دنیا را در یک ثانیه تغییر بدهی. در نتیجه به خودم میگویم ریلکس باش! مغزم را از فوتبال جدا میکنم و سعی میکنم تعطیلات واقعی داشته باشم.
* ولی با این حال جام جهانی را که دیگر نگاه کردید؟
اولش زیاد ندیدم. هرچه که جام جلوتر رفت بیشتر بازیها را دیدم. بازیهای آلمان، انگلیس، کرواسی، بلژیک و فرانسه را دیدم. ولی اینطور نبود که کل روز جلوی تلویزیون باشم.
* چیزی هم از جام جهانی یاد گرفتید؟
(لبخند میزند) فکر نکنم جامی بود که بتوان از لحاظ تاکتیکی چیز جدیدی آموخت. اندازه زمین که همان بود، بازیها هم هنوز با ۱۱ نفر برگزار میشد، پس نمیشود مدام نوآوری به وجود آورد. فکر میکنم آلمان داشت چنین کاری میکرد که جواب نداد.
* فلسفه بازی شما چیست؟
(زیر خنده میزند) ای، آی، ای، آی، آی! میدانید چیست؟ الان ۱۸ سال است مربی هستم و هرگز به این سؤال فکر نکردهام. نمیدانم این سؤال چه معنیای میتواند داشته باشد. من این بازی را دوست دارم، به همین سادگی. ۹۵ درصد وقتها با فوتبال تفریح میکنم. وقتی به بازی نگاه میکنم همیشه چیزی که دوست دارم را میبینم. اگر غیر از این باشد، دیگر هدر دادن وقت است. سرگرمی یکی از جنبههای مهم بازی فوتبال است. دنیا خیلی سرسخت و مشکلات خیلی بیشمارتر از آن هستند که فوتبال را هم ملالآور کنند. همیشه میخواهم بازیکنانم شاد باشند، میخواهم، میخواهم برق چشمانشان را ببینم، میخواهم ببینم که آنها برای مبارزه کردن انگیزه دارند. میخواهم ببینم که آنها هم از فوتبال لذت میبرند.
* حرفهایتان به این معنی است که فوتبال برای شما فقط سرگرمی است؟
نه، چنین چیزی امکانپذیر نیست، چون علاوه بر اینکه سرگرمکننده است یک شغل بسیار جدی هم است. با این حال هرگز فراموش نکنید فوتبال یک بازی است (تأکید میکند). هرگز فراموش نکنید! اگر بدون لذت بازی میکنید، خب بازی نکنید! این اولین نکته است. نکته دوم این است؛ اگر در این سطح فوتبال بازی میکنید با تمام وجودتان بازی کنید. اگر نمیتوانید، پس در این سطح بازی نکنید. میدانم یک نفر نمیتواند همیشه با ۱۰۰ درصد توانایی اش بازی کند ولی برای من ۱۰۰ درصد به این معنی است که آن روز با تمام توانتان بازی کنید، نه کمتر.
* و با این شیوه آدم میتواند به قلههای افتخار برسد؟
اگر تیمی بهتر از تیم شما بود مهیا شوید تا خودتان را به سطح آن برسانید، مهیا شوید تا با آن تیم مبارزه کنید. هیچ وقت نخواستهام بهترین تیم را داشته باشم. خودم هم هیچ وقت بهترین نبودهام، چه به عنوان بازیکن و چه مربی. چیزی که برای من جذاب است این است که بهترینها را شکست بدهم. بهترین تیم امروز در لیگ انگلیس شاید منچسترسیتی است. معنی اش این است که بقیه تیمها بهترین نیستند. هدف پس این است که تا جای ممکن سیتی را شکست دهیم.
* در این راه نتیجه بسیار مهمتر از شیوه بازی است؟
۱۰۰ درصد ولی نتیجه فقط به درد کوتاهمدت میخورد. نتیجه بیانگر همه چیز نیست. شما یک روز گند میزنید ولی میبرید، اوکی، در جدول ردهبندی بالا میروید ولی بازی تان پیشرفتی نمیکند، چون نتوانسته اید چیزی را به کسی بیاموزید. خوب بازی کردن چیزی است که میتوانید به آن تکیه کنید. برای بردن باید ابزار پیروزی وجود داشته باشد. شانس دو یا سه بار سراغ شما میآید. بار چهارم زمین میخورید و اعتمادتان را از دست میدهید، چون متوجه میشوید قبلاً خوششانس بوده اید و الان شانس ندارید.
* بازی مالکانه هنوز این روزها مد است؟
به نظر من مالکیت نه، اینکه میخواهید با مالکیت توپ چهکار کنید مهم است. دو سال پیش در بازی برابر برنلی درصد مالکیت ما ۸۰ درصد بود ولی بازی را ۲ بر صفر باختیم. آنها دو موقعیت به دست آوردند و دو گل زدند. مالکیت یک چیز است ولی اینکه بلد باشی با توپی که داری چهکار کنی یک چیز دیگر است. این همان موردی است که قابلیتهای منچسترسیتی را بالا میبرد. این تیم پسرهایی مثل داوید سیلوا، دی بروین و گوندوغان را دارد که ۸۰ درصد مواقع بلدند با توپ چهکار کنند. سانه و استرلینگ هم هستند که کار را برای آنها در خلق موقعیت راحتتر میکنند. همین تصمیم نهایی است که تفاوتها را رقم میزند نه مالکیت محض.
* شما الان سرمربی لیورپول هستید. وزن سنگین سنت و گذشته این باشگاه را حس میکنید؟
قد و قواره باشگاه را حس میکنم و خب افتخاری نصیبم شده تا هدایت این باشگاه بزرگ به من برسد. سال گذشته پنجاه ساله شدم و کلی از دوستانم را دعوت کردم تا در جشن تولدم باشند. خیلی از آنها را ۲۰ سالی میشد که ندیده بودم. جملهای که در این جمع خیلی زیاد میشنیدم این بود که: «کی فکرش را میکرد؟ چه کسی تصور میکرد تو یک روز سرمربی لیورپول میشوی؟» واقعاً درست است؛ وقتی تو در یک محله کوچک به دنیا میآیی و در دسته هفتم فوتبال آلمان بازی میکنی، خب طبیعی است باورنکردنی باشد. من خودم فکرش را هم نمیکردم بتوانم در سطح حرفهای فوتبال باشم... خب با کنار هم گذاشتن این موارد، حالا من در باشگاهی هستم که من را برای مبارزه کردن در همه چالشهایش مناسب دیده است.
* چطور یکی مثل شما که خودش را آقای معمولی معرفی کرده میتواند در فوتبال امروزی نرمال و معمولی بماند؟
(میخندد). سعی کردهام خودم باشم. خیلی سخت نیست. تنها نقشی که هر روز میتوانم بازی کنم، نقش خودم است...
* یعنی نمیتوانید نقش دیگری بازی کنید؟
نمیتوانم. اینطوری جریمه کمتری هم میدهم.
* شده تا به حال از یک بازیکن و رفتارش بترسید؟
نه، هیچ وقت. ترس اصلاً چیز خوبی نیست حتی زمانی که شما قرار است به یک بازیکن بگویید قراردادتان تمدید نمیشود. از این گذشته فکر میکنم اوتوریته طبیعی هم دارم. صدایم گیراست، یک متر و ۹۴ سانتیمتر هم قد دارم. به غیر از ویرجیل فان دایک و احتمالاً ماتیپ، بازیکن دیگری اینجا پیدا نمیکنید از من قدبلندتر باشد.