خبرورزشی/ اردشیر لارودی؛ ملوان، از روزهای بزرگیاش، جز خاطره چیزی در دست ندارد و انگار، بلای جان ملوان، همین خاطرات شیرین، اما تاریخ مصرف گذشته است!
انزلیچیها، هنوز و همیشه، به ملوان خود مینازند، چراکه باز هم بوی سیروس قایقران را میدهد و یاد بازیهای مردانه غفور و نیاکانی و عزیز اسپندار- و بعدها احمد اسپندار- سلطانزادی، ناوران، ایراندوست، درجزی، ویشگاهی، مزدستان، پیشگاههادیان و دهها خوب دیگر را زنده میدارد!
داماش، تیمی است نوخاسته که میخواهد تداعی کند فوتبال تکنیکی سپیدرود را، در دهه ۵۰ و قبل از آن را.
ملوان این روزها، سروسامان ندارد و اگر ملوان نبود و غیرت ملوانی را نمیداشت تا بهحال، ۱۰ بار منحل شده بود و جانش را آزاد کرده بود!
ولی ملوان است و اژدهای دریای شمال! ملوان است و خرامیدن قوی سپید انزلی!
داماش در ناحیه سیامک فراهانی، برای فوتبال رشت، یک مربی جربزهدار و یادگرفتهای که هنوز هم دنبال فراگیری بیشتر است، میبیند، ولی ملوان، باید اول از گزند ناملوانها و غیرملوانیها، راحت شود تا سپس دوباره توسط «پژمان نوری» و مازیار زارع- اگر حالش را برای کمک به زندگی ملوان داشته باشد و در انزلی هم باشد- کاری بکنند، کارستان! فعلاً ملوان باید باشد و به دسته پایینتر نرود تا بعد!
کاظمی و عزم جزمی که مبارک است
اگر ملوان و آنچه بر این تیم کردهاند، خون به دل و اشک به چشم میکند، اگر فوتبالدوستان اصیل، دغدغه بقا یا سقوط ملوان را دارند، در عوض فرهاد کاظمی دست بهکار شده و همت خود را بهکار گرفته تا یک تیم را که قصدش راندن باد نیست، ولی وجه تسمیهاش را از بادران و «باد» را، راندن گرفته است به اوج برساند! فرهاد را اینطور شناختهایم!...... اگر بخواهد میتواند!... اگر دل به کار بدهد و اگر دلش پی کارش باشد، خواهد توانست! و ظاهراً، فرهاد کاظمی، اینبار که میخواهد! بادران نه باد که توفان را میراند تا توفانی واقعی را بهراه اندازد!
دو بازی و دو برد! ۶ امتیاز با ۳ گل زده! پس از دو بازی، کارنامه بادران حرف ندارد! ببینیم در هفته سوم- امروز، سهشنبه ۵ شهریور ۹۸- فرهاد کاظمی در بابل، چه شیرینی میکارد و چه دستهگلی از آب میگیرد یا به آب میدهد!
بازی کلیدی دیگر، دیدار نیروی زمینی است با سپیدرود! سپیدرودی که همهچیز دارد. مگر و تنها مگر، حامیانپرست! مردانی از جنس ایرج زهرابی، اکبر شعاع و صومی ها.
آیندهداران
نسلی از آیندهداران، نسلی که امروز پای میکوبند، تا فوتبال ایران صاحب فردای بهتری باشد، جام آزادگان را قرقگاه خود کردهاند! رضا عنایتی با قشقایی شیراز، محمد نصرتی با گلریحان البرز، محسن عاشوری که با خوشهطلایی، از شهر ساوه قد علم کرده، سیامک فراهانی و تیم خوشاستیل و خوشقواره داماش که خودش ساختهاش و امید روانخواه همانکه نیروی زمینی را، به لیگ یک آورده مشتی از این خروارند که مجتبی حسینی (گرفتار آمده در دام کسانی که نه به کرمان و فوتبالش رحم میکنند و نه دلشان برای مس سوخته است و ادعای برادری هم دارند) و... جمعی دیگر هم از این فرداخواهانند!
لیگ یک، اگر منظم و تقویمدار، برگزار شود، دستکم ۷، ۸ تیمش، از تیمهای تهجدولی لیگ برتر، بدتر نیستند!
انزلیچیها، هنوز و همیشه، به ملوان خود مینازند، چراکه باز هم بوی سیروس قایقران را میدهد و یاد بازیهای مردانه غفور و نیاکانی و عزیز اسپندار- و بعدها احمد اسپندار- سلطانزادی، ناوران، ایراندوست، درجزی، ویشگاهی، مزدستان، پیشگاههادیان و دهها خوب دیگر را زنده میدارد!
داماش، تیمی است نوخاسته که میخواهد تداعی کند فوتبال تکنیکی سپیدرود را، در دهه ۵۰ و قبل از آن را.
ملوان این روزها، سروسامان ندارد و اگر ملوان نبود و غیرت ملوانی را نمیداشت تا بهحال، ۱۰ بار منحل شده بود و جانش را آزاد کرده بود!
ولی ملوان است و اژدهای دریای شمال! ملوان است و خرامیدن قوی سپید انزلی!
داماش در ناحیه سیامک فراهانی، برای فوتبال رشت، یک مربی جربزهدار و یادگرفتهای که هنوز هم دنبال فراگیری بیشتر است، میبیند، ولی ملوان، باید اول از گزند ناملوانها و غیرملوانیها، راحت شود تا سپس دوباره توسط «پژمان نوری» و مازیار زارع- اگر حالش را برای کمک به زندگی ملوان داشته باشد و در انزلی هم باشد- کاری بکنند، کارستان! فعلاً ملوان باید باشد و به دسته پایینتر نرود تا بعد!
کاظمی و عزم جزمی که مبارک است
اگر ملوان و آنچه بر این تیم کردهاند، خون به دل و اشک به چشم میکند، اگر فوتبالدوستان اصیل، دغدغه بقا یا سقوط ملوان را دارند، در عوض فرهاد کاظمی دست بهکار شده و همت خود را بهکار گرفته تا یک تیم را که قصدش راندن باد نیست، ولی وجه تسمیهاش را از بادران و «باد» را، راندن گرفته است به اوج برساند! فرهاد را اینطور شناختهایم!...... اگر بخواهد میتواند!... اگر دل به کار بدهد و اگر دلش پی کارش باشد، خواهد توانست! و ظاهراً، فرهاد کاظمی، اینبار که میخواهد! بادران نه باد که توفان را میراند تا توفانی واقعی را بهراه اندازد!
دو بازی و دو برد! ۶ امتیاز با ۳ گل زده! پس از دو بازی، کارنامه بادران حرف ندارد! ببینیم در هفته سوم- امروز، سهشنبه ۵ شهریور ۹۸- فرهاد کاظمی در بابل، چه شیرینی میکارد و چه دستهگلی از آب میگیرد یا به آب میدهد!
بازی کلیدی دیگر، دیدار نیروی زمینی است با سپیدرود! سپیدرودی که همهچیز دارد. مگر و تنها مگر، حامیانپرست! مردانی از جنس ایرج زهرابی، اکبر شعاع و صومی ها.
آیندهداران
نسلی از آیندهداران، نسلی که امروز پای میکوبند، تا فوتبال ایران صاحب فردای بهتری باشد، جام آزادگان را قرقگاه خود کردهاند! رضا عنایتی با قشقایی شیراز، محمد نصرتی با گلریحان البرز، محسن عاشوری که با خوشهطلایی، از شهر ساوه قد علم کرده، سیامک فراهانی و تیم خوشاستیل و خوشقواره داماش که خودش ساختهاش و امید روانخواه همانکه نیروی زمینی را، به لیگ یک آورده مشتی از این خروارند که مجتبی حسینی (گرفتار آمده در دام کسانی که نه به کرمان و فوتبالش رحم میکنند و نه دلشان برای مس سوخته است و ادعای برادری هم دارند) و... جمعی دیگر هم از این فرداخواهانند!
لیگ یک، اگر منظم و تقویمدار، برگزار شود، دستکم ۷، ۸ تیمش، از تیمهای تهجدولی لیگ برتر، بدتر نیستند!