خبرورزشی/ اردشیر لارودی؛ میپذیریم که آقای تاج منظور دیگری داشتهاند! اصرار نمیورزیم که خواستورزی بوده است! قبول میکنیم که در بیان و در واگویی سخنان تاج، سوءتفاهمی از سر سوءبرداشت و سوءانتقال مضمون رخ داده! توضیحات رئیس فدراسیون فوتبال را نشانهای میدانیم از حسن برخورد کاری و همکاری از استفاده مطلوبی که باید از توان و قدرت «رسانه» به عنوان چهارمین عامل پیشرفتخواهی و پیشرفتسازی داشت! تاج را- یعنی رئیس فدراسیون را- بیشتر و بیشتر، در کنار رسانهها میخواهیم و میپنداریم که جاگیریاش نه روبهروی آن و نه در مقابل و علیه آن است!
اگر باور داریم که فوتبال ایران و تفکر ایرانی، در فوتبال قاره کهن، باید منشأ حرف تازهای باشد و باید «سخن نو» به میان آورد، چراکه حرفهای تازه را شیرینی و حلاوت دیگری است، پس باید به رابطه غیرریاستی و غیررئیسی و مرئوسی باور بداریم! تاج با هوشیاری، از غلتیدن به یک کشمکش ویرانگر و مخرب، جلو گرفت و راه هماندیشی و همدلی را و راه مختلفاندیشی را بسته نخواست، آن هم بر خلاف و نظر و خواست عدهای که اختلافاندازی و خلافآوری را عامل حضور خود، در جایگاه و پایگاهی میدانند که جایشان نیست و به غصب بیشتر میماند! غصب فکرآوری!
اتاق کار فکوران
اندیشهورزی و تمسک به خرد جمعی، راهکاری است که گریزناپذیر است! تشکیل اتاق فکر و گرد آوردن مردان صاحب علم تجربی- به ویژه مردانی که گاه در این رهگذر به ۳۰ سال رنج و علمآموزی علمی تن دادهاند- شاید دست عدهای را کوتاه کند و پایشان را، از تعدی باز هم بیشتر ببرد، ولی برای پوستاندازی و حتی برای فکرآوری و برای پدید آوردن راهکارهای ایرانی پیشرفت، هر روز که از تجمیع بزرگان بگذرد، خسارتی که وارد میکند، بیشتر و بیشتر میشود!
فوتبال ایران، باید در این باب اندیشه کند که: ... چه خبر است؟ ... چرا هر اهرم حرکت به سوی جلو را، باید از تصمیمهای فیفا و از بخشنامههای دستوری AFC انتظار کشید؟ مگر خودمان به سود خودمان قادر به اخذ تصمیم نیستیم؟ یعنی فوتبال ایران و یعنی شیوه ایرانی بازی فوتبال، فکر خودآورده و راهکارهای خودمقبول و خودمطلوبش را نمیتواند داشته باشد؟
راهکارهای ایرانی
آیا این درست است که هر درستی را، با فشار وارده از سوی مقامات بینالمللی اداره فوتبال جهان، در چارچوب ساز و کارهای حرکتی خود قرار دهیم؟ مثل حل مسئله حضور زنان در ورزشگاهها؟ که ضرورتی دارد بیگفتگو ولی... چو در تاس لغزنده افتاد مور/ رهاننده را چاره باید نه زور!
پتانسیل فوتبال ایرانی، مثل روز روشن است و مثل آفتاب درخشان! ... گر سیل میخواهی و اگر دعوت میطلبی، از وی رو متاب!
و نکته همین است! از پیشرفتخواهی نباید سر باز زد! از تغییرات مستمر و از تغییراتی که خود تغییرآفرینند، نباید شانه خالی کرد! هر روز باید بهتر از دیروز بود! سر باز زدن از این اصل و از این دستور، چون ریشه در جان ما دارد، غیرممکن است. با حضور مردانی که خدا، عمرشان را پربرکت و بلند بدارد نظیر حسن حبیبی، علی پروین، جعفر کاشانی، جواد قراب، جهانگیر کوثری، علیرضا رحیمی، محمود یاوری، بهمن صالحنیا، ابراهیم قاسمپور، مهدی مهدویکیا، علی کریمی، علی جباری، رسول کربکندی و... و ثروت بیپایانی از دانایان پردانش، کفران نعمت است اگر مجلس اندیشهسازی و اندیشهورزی ایرانی را، در بوته اجمال و در آتش فراموشی بسوزانیم!
***
مهدی تاج، از سوءبرداشت درباره سخنانش میگوید! باید پذیرفت و باید عرصه همکاری را، بدون آن که وارد وادی مدیریتی مجمعالجزایری بشود، باز خواست! همکاری نقادانه و میدان دادن به نقد و انتقاد از هر چیز و همه چیز!
اگر باور داریم که فوتبال ایران و تفکر ایرانی، در فوتبال قاره کهن، باید منشأ حرف تازهای باشد و باید «سخن نو» به میان آورد، چراکه حرفهای تازه را شیرینی و حلاوت دیگری است، پس باید به رابطه غیرریاستی و غیررئیسی و مرئوسی باور بداریم! تاج با هوشیاری، از غلتیدن به یک کشمکش ویرانگر و مخرب، جلو گرفت و راه هماندیشی و همدلی را و راه مختلفاندیشی را بسته نخواست، آن هم بر خلاف و نظر و خواست عدهای که اختلافاندازی و خلافآوری را عامل حضور خود، در جایگاه و پایگاهی میدانند که جایشان نیست و به غصب بیشتر میماند! غصب فکرآوری!
اتاق کار فکوران
اندیشهورزی و تمسک به خرد جمعی، راهکاری است که گریزناپذیر است! تشکیل اتاق فکر و گرد آوردن مردان صاحب علم تجربی- به ویژه مردانی که گاه در این رهگذر به ۳۰ سال رنج و علمآموزی علمی تن دادهاند- شاید دست عدهای را کوتاه کند و پایشان را، از تعدی باز هم بیشتر ببرد، ولی برای پوستاندازی و حتی برای فکرآوری و برای پدید آوردن راهکارهای ایرانی پیشرفت، هر روز که از تجمیع بزرگان بگذرد، خسارتی که وارد میکند، بیشتر و بیشتر میشود!
فوتبال ایران، باید در این باب اندیشه کند که: ... چه خبر است؟ ... چرا هر اهرم حرکت به سوی جلو را، باید از تصمیمهای فیفا و از بخشنامههای دستوری AFC انتظار کشید؟ مگر خودمان به سود خودمان قادر به اخذ تصمیم نیستیم؟ یعنی فوتبال ایران و یعنی شیوه ایرانی بازی فوتبال، فکر خودآورده و راهکارهای خودمقبول و خودمطلوبش را نمیتواند داشته باشد؟
راهکارهای ایرانی
آیا این درست است که هر درستی را، با فشار وارده از سوی مقامات بینالمللی اداره فوتبال جهان، در چارچوب ساز و کارهای حرکتی خود قرار دهیم؟ مثل حل مسئله حضور زنان در ورزشگاهها؟ که ضرورتی دارد بیگفتگو ولی... چو در تاس لغزنده افتاد مور/ رهاننده را چاره باید نه زور!
پتانسیل فوتبال ایرانی، مثل روز روشن است و مثل آفتاب درخشان! ... گر سیل میخواهی و اگر دعوت میطلبی، از وی رو متاب!
و نکته همین است! از پیشرفتخواهی نباید سر باز زد! از تغییرات مستمر و از تغییراتی که خود تغییرآفرینند، نباید شانه خالی کرد! هر روز باید بهتر از دیروز بود! سر باز زدن از این اصل و از این دستور، چون ریشه در جان ما دارد، غیرممکن است. با حضور مردانی که خدا، عمرشان را پربرکت و بلند بدارد نظیر حسن حبیبی، علی پروین، جعفر کاشانی، جواد قراب، جهانگیر کوثری، علیرضا رحیمی، محمود یاوری، بهمن صالحنیا، ابراهیم قاسمپور، مهدی مهدویکیا، علی کریمی، علی جباری، رسول کربکندی و... و ثروت بیپایانی از دانایان پردانش، کفران نعمت است اگر مجلس اندیشهسازی و اندیشهورزی ایرانی را، در بوته اجمال و در آتش فراموشی بسوزانیم!
***
مهدی تاج، از سوءبرداشت درباره سخنانش میگوید! باید پذیرفت و باید عرصه همکاری را، بدون آن که وارد وادی مدیریتی مجمعالجزایری بشود، باز خواست! همکاری نقادانه و میدان دادن به نقد و انتقاد از هر چیز و همه چیز!