۰
دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۳:۲۵
۰ |
۰

روزنوشت| حق ما و حق آقای تاج!

زمان مطالعه: ۱ دقیقه

این حق ما است که با شما گفتگو داشته باشیم! لُب مطلب همین بود، جان کلام نیز همین و این اتفاق کوچکی نیست، اگر ممکن شود و این چیز کمی نیست که آقای تاج، نه به‌عنوان شخص مهدی تاج، بلکه در قالب رئیس فدراسیون فوتبال بالاخره متوجه آن شد!

خبرورزشی/ اردشیر لارودی؛ آقای تاج، سرانجام دانست که نباید خود را و نه باید فدراسیون تحت امرش را، از عقاید و نظرات و از نگاه‌ها و برداشت‌های جامعه فوتبال‌نویسان دور و به تعبیری محروم کند!
آقای تاج، در کمال قدرت و با حد اعلای اقتدار، یعنی با زبان برابر، یعنی با رعایت اصل یکی بگو یکی هم بشنو، با متانت حداکثری، با مهربانی لازم و منتظره، بدون ضرورت روی کردن به گفتاری از موضع بالا و فرادست، حرف زد و حرف‌های خوبی هم شنید! مهدی تاج دانست که رئیس فدراسیون فوتبال، نیازی به یادآوری موقعیت مأموریتی و شغلی‌اش ندارد! دید که همدلی، از همزبانی بهتر است! دید که با پرهیز از اشتباه «من می‌گویم» و «من بلدم» چه قفل‌ها که باز می‌شوند!
مهدی تاج حالا و از این به بعد، باید که بخواهد! به شیطنت‌ها و به شیطانک‌ها، مجال ندهد! و برای هیچ‌کس، اجازه دخالت و فرو رفتن در قالب مصلح کل را فراهم نکند! بی‌واسطه؛ بدون محلل؛ رخ به رخ و سینه به سینه!
نگاه مشترک، زبان فنی و زبان علمی!
چه ضرورتی، تشکیل جلسه پریروز را صاحب اولویت درجه اول می‌کرد و می‌کند؟ در نشست مردان فنی- مربیان فوتبال ایران- با همه اصول فکری متغییر و متفاوتی که دارند، با سرمربی تیم‌ملی، خیلی کوتاه و کاملاً گویا، به این سؤال جواب داده شد! جوابی در دو کلمه! جوابی که، چون کوتاه است و حشو و زوائد ندارد، در همان آن که بیان شد، به بیخ و بن مرکز حافظه‌های بسیار ماندگار و دوربردی ذهن مربیان و به روح تکاپوگر اینان، کاملاً چسبید! جواب این بود:
سخن فنی! رسیدن به زبان فنی! نه الزاماً به نگاه عین هم، و نگاه دستوری، بلکه به نگاه مشترک جوهری! یک‌جور دیدن، نه به معنای عین هم و مثل مشق شب، عملی نمودن! بلکه به عبارتی فهم کردن اصل و جوهر کار بر پایه فلسفه‌ای که قابل فکر است و تعمیم! قابل توسعه است! قابل مشغول شدن و غور کردن است!
مگر فارسی‌زبانان، همه یک جور فکر می‌کنند؟ ولی فکر خود را با ادب و آداب و رعایت نکته‌های آشنا و بارزی بیان می‌کنند! دستور زبان و گرامر زبان!
مثلاً نشست مربیان با آقای ویلموتس، دلیل قبول همه کرده‌ها و تمام ناکرده‌های ویلموتس در انتخاب همین تیم‌ملی نیست ولی، مخالفت‌ها و موافقت‌ها، با زبان مشترکی بیان می‌شود! هر کس به فهم جوهری خویش!
اینجا، کمتر زبان و خیلی بیشتر، نشانه‌ها و قرارداد‌های هم‌کلامی و برقراری و انعقاد سخن مدنظر است!
زبان فوتبال
کوشش بایسته‌ای که به‌واسطه درک صحیح کار مشترک و اشتراک وجوه یک حرکت چندین ده‌وجهی- مثل فوتبال- دارد شکل می‌گیرد و البته که با اعوجاج و کژ و مژ‌های فراوانی، روبه‌رو خواهد شد، از جنس تقابل‌ها و تضارب‌های «اوزم و عنب و انگور» است را یک خواسته، اما به زبان‌های متفاوت و لاجرم خلاف‌انگیز در مواردی!
فوتبال، اما خود زبانی مشترک است! فوتبال زبانی جهانی شده و همه‌جاگیر است! پس باید در فوتبال، به زبان فوتبال سخن گفت! چه حرف زدنی واضح و «شیرفهم»، چه دیالوگی به استعاره و سخن گفتنی که فهمش در درجه اول مستلزم فهمیدن علامات و زبان اشارات باشد!
آیا می‌توان خوش‌بین بود که قدم نخست در این‌باره برداشته شده است؟ تا «تاج» به سرعت‌گیر‌ها و مقاومت‌های درون‌سازمانی فدراسیون فوتبال، چقدر و چگونه، فائق آید!
مهدی شادمانی
مهدی شادمانی، که از خوبان خوب، بلکه از خیلی خوبان و خوب‌ترین‌ها بود، چهار سال جنگید و همه را متوجه ارزش وجودی خودشان و فکر و ایده شان و قلم و نوشته‌های‌شان کرد و رفت!
شادمانی، شادمانه با سخت‌ترین سختی‌ها، جنگید و رفت! یادش را گرامی خواهیم داشت و از خاطراتش هم درس و هم مدرس تأثیرگذاری خواهیم ساخت.
مهدی شادمانی به عنوان یک فرد رفت، ولی به عنوان یک اندیشه و یک نماد فکرآوری و خلاقیت و مبارز بودن و متعهد به پیکاری تا ته خط، همیشه هست! مهدی شادمانی، روزی که آمد، یک تن بود، روزی که رفت در وجود همه ما، یادگاری که یک عمر مانایی دارد، عزمی که او باقی گذارد!
روح شادمانی شاد است، و با عمل خوب ما، شادتر هم می‌شود! خدایش بیامرزد و در نور بخوابد!

وب‌گردی و دیدنی‌های ورزش

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدید

پربحث هفته

منهای ورزش

بازرگانی

آخرین خبرها