خبرورزشی/ اردشیر لارودی؛ بیشتر مردم که بازی سال اروپا و جهان را از طریق تلویزیون تماشا کردند -یعنی گوشههای دیدنی بسیاری را ندیدند- در علتیابی جریانی که رخ داد تا اتفاق بینظیر «٢-٨» رقم بخورد، باز هم به دلایل بازنده شدن بارسلونا میپردازند تا به چرایی خلق این نتیجه باورنکردنی! کمتر کسی را میبینیم که بارسا را به حال خودش رها و حق تیم بایرن را ادا کند! که گفتهاند، بزرگان، عروسی و عزایشان پرطمطراق است!
به راستی که بایرنمونیخ، چرا ٨ گل زد؟ بارسلونا چرا ٨ گل خورد؟ چقدر این باخت را باید نتیجه روند مستمر سالهای اخیر دانست که ژاوی از بارسا میرود، اینیستا میرود، پویول میرود، دنی آلوس میرود، راکیتیچ باید برود و نمیرود، بوسکتس در غیاب دنی آلوس و پرچمداران اقتدار بارسا -خط هافبک معرکهای که پپ گواردیولا آنها را جور دیگری بار آورده بود- میروند و بارسا میماند و نام بزرگی که افتخارات بیمانندی را به دوش میکشد! افتخارات سنگینکننده گامها و حرکات زیبای همیشگی!
بارسا، یک اهرم قوی و قدرتمند دیگر را هم از دست میدهد:
مربیانی که با لیونل مسی و دیگران سروکار دارند، پس از فوت تیتو ویلانوا، هیچکدام در قواره این تیم نیستند! تیم بزرگ، مربی بزرگ و بازیکن بزرگ میخواهد! بارسا، مربی اش را ندارد و بازیکنانی که جانشنین کاربلدی برای مردان مسنش باشند، پیدا نمیکند! یعنی نیست که بگیردشان! نیمار از این جمله بود که اطوارش فوق تحمل بارسا شد، او هم رفت!
بارسا، یک اهرم قوی و قدرتمند دیگر را هم از دست میدهد:
مربیانی که با لیونل مسی و دیگران سروکار دارند، پس از فوت تیتو ویلانوا، هیچکدام در قواره این تیم نیستند! تیم بزرگ، مربی بزرگ و بازیکن بزرگ میخواهد! بارسا، مربی اش را ندارد و بازیکنانی که جانشنین کاربلدی برای مردان مسنش باشند، پیدا نمیکند! یعنی نیست که بگیردشان! نیمار از این جمله بود که اطوارش فوق تحمل بارسا شد، او هم رفت!
کمحرف و پرکار
و، اما بایرن! نقش اول را در این تیم، هانسی فلیک برعهده دارد! مردی که فوتبال را نه به شکل باسمهای و بیرونی -مثل مورینیو- آموخته باشد! یک بایرنی پرورشیافته مکتب مونیخ! بیادعا و ساکت! حرف دارد، حرفها دارد، ولی شلوغش نمیکند! آهسته میآید، آهسته هم میرود! اهل خودنمایی نیست، باید او را دید، باید به کارش گرفت، باید بال و پرش را گشود! باید خودی اش دانست! باید به او اعتماد کرد! حتی بایرن هم چنین حوصلهای را ندارد! حتی رومینیگه و مردانی، چون او هم تحت تأثیر «آژانسها» و ایجنتها، به برادران کواچ بیشتر رغبت دارند تا به فلیک! یک حادثه بایرن را از دامی که در آن دچار است، نجات میدهد! یک حادثه هم به کمک هانسی فلیک «باور نشده» میآید!
کواچها میبازند! کواچها تحمل بایرن را سرمیآورند! فلیک «دم دست» است! فلیک موقتاً، سوت به گردن میآویزد!
بایرن متحول میشود! بایرن از این رو به آن رو میشود! بایرن هم آنچه خود داشت، ز بیگانه تمنا میکرد! گمشده بایرن، پیدا میشود!
و، اما بایرن! نقش اول را در این تیم، هانسی فلیک برعهده دارد! مردی که فوتبال را نه به شکل باسمهای و بیرونی -مثل مورینیو- آموخته باشد! یک بایرنی پرورشیافته مکتب مونیخ! بیادعا و ساکت! حرف دارد، حرفها دارد، ولی شلوغش نمیکند! آهسته میآید، آهسته هم میرود! اهل خودنمایی نیست، باید او را دید، باید به کارش گرفت، باید بال و پرش را گشود! باید خودی اش دانست! باید به او اعتماد کرد! حتی بایرن هم چنین حوصلهای را ندارد! حتی رومینیگه و مردانی، چون او هم تحت تأثیر «آژانسها» و ایجنتها، به برادران کواچ بیشتر رغبت دارند تا به فلیک! یک حادثه بایرن را از دامی که در آن دچار است، نجات میدهد! یک حادثه هم به کمک هانسی فلیک «باور نشده» میآید!
کواچها میبازند! کواچها تحمل بایرن را سرمیآورند! فلیک «دم دست» است! فلیک موقتاً، سوت به گردن میآویزد!
بایرن متحول میشود! بایرن از این رو به آن رو میشود! بایرن هم آنچه خود داشت، ز بیگانه تمنا میکرد! گمشده بایرن، پیدا میشود!
مربی دهه سوم
فلیک آرام است و پرکار! البته نه آنکه ساعت ٦ صبح خودش در باشگاه را باز کند و شب ساعت ۱۰:۳۰، در محل کارش را قفل کند! پرکاری از نوع کیفیاش! پرکاری از نوع محالیاش!
بایرن میبرد و فلیک باز هم به چشم نمیخورد! چرا؟ چون او ایجنت ندارد! چرا؟ چون او سفارش شده آژانسها نیست! چرا؟ چون درباره اش اصل ندیدن برف بایرن، به کار بسته نمیشود! چرا؟ چون بیکلک و بیادعا راه میرود و راه میبرد و مربیگری میکند! به حرفهای او که استراتژی اش را روشن میکند، توجه کنید:
... باید بارسلونا را از کار بیندازیم، اما نمیدانیم چطور، هنوز نمیدانیم چگونه! در زمین بازی راهش را پیدا خواهیم کرد! و از طریق بازی پیدا شد! دفاع راست مدرن، هافبکهای مدرن، مهاجم نوک مدرن - و البته مسن- بایرن را باید زیاد دید! بایرن، تاریخنگاری کرد! فلیک، مربی دهه سوم سالهای ٢٠٠٠ است!
فلیک آرام است و پرکار! البته نه آنکه ساعت ٦ صبح خودش در باشگاه را باز کند و شب ساعت ۱۰:۳۰، در محل کارش را قفل کند! پرکاری از نوع کیفیاش! پرکاری از نوع محالیاش!
بایرن میبرد و فلیک باز هم به چشم نمیخورد! چرا؟ چون او ایجنت ندارد! چرا؟ چون او سفارش شده آژانسها نیست! چرا؟ چون درباره اش اصل ندیدن برف بایرن، به کار بسته نمیشود! چرا؟ چون بیکلک و بیادعا راه میرود و راه میبرد و مربیگری میکند! به حرفهای او که استراتژی اش را روشن میکند، توجه کنید:
... باید بارسلونا را از کار بیندازیم، اما نمیدانیم چطور، هنوز نمیدانیم چگونه! در زمین بازی راهش را پیدا خواهیم کرد! و از طریق بازی پیدا شد! دفاع راست مدرن، هافبکهای مدرن، مهاجم نوک مدرن - و البته مسن- بایرن را باید زیاد دید! بایرن، تاریخنگاری کرد! فلیک، مربی دهه سوم سالهای ٢٠٠٠ است!