پرسپولیس در شروع هفته یازدهم و راه افتادن دوباره قطار لیگ بعد از فیفادی، توانست شمس آذر را در قزوین شکست داده و با روحیه خوب به دربی بزرگ پایتخت برسد. حالا پرسپولیس هم در کورس مدعیان صدرنشینی حضور دارد.
اما این بازی که با نتیجه ۲-۱ به سود مهمان تمام شد، درسی بزرگ برای تمام مربیان شاغل در لیگ برتر و حتی لیگ های سطح پایینتر آزادگان داشت؛ سه گل کاملا مشابه از سوی دو تیم که هیچ وجه اشتراک و تناسبی با یکدیگر نداشتند!
پرسپولیس یک تیم قدیمی، ریشهدار، پرطرفدار و پرافتخار است که هر سال برای جام و قهرمانی میجنگد. بازیکنان آن بزرگ و ملیپوش و بسیار با تجربه هستند و مشکلی از بابت هزینه کردن ندارد.
اما شمس آذر یک تیم شخصی با بودجه محدود که تولدش به سالهای اخیر برگشته و تازه سومین فصل حضور در سطح اول حرفهای را تجربه میکند. تیمی که مبنا را بر ساختن بازیکنان جوان گذاشته و بودجه چندانی برای خرید ستاره ندارد و بالطبع، هدفش صرفاً ماندن در لیگ برتر است.
اما ببینید که همین دو تیم کاملاً متفاوت، به یک شکل به گل میرسند! هر سه گل این بازی در دقایق و شرایط متفاوت، در شلوغی جلوی دروازهها و با سردرگمی مدافعان و غیبت آنها در صحنه و حضور به موقع حمله وران، به ثمر رسید. یعنی اهمیت ریباند و تعقیب توپ تا دقیقه آخر از سوی دو تیم کاملا نادیده گرفته شده بود!
در فوتبال مدرن حرفهای همیشه مربیان به بازیکنان توصیه میکنند که تا لحظه آخر دست از تعقیب توپ برنداشته و برای گل زنی ناامید نباشند. هر لحظه از بازی، هر بازیکنی با هر سطح از تجربه، ممکن است اشتباه کند و دیدیم که این اتفاق سه بار در بازی شمس آذر و پرسپولیس افتاد.
درست مثل ضربات ایستگاهی، توپهای مرده و سوم هم در فوتبال مدرن امروزی حکم طلا را دارند که هیچ تیمی آنها را به حال خود رها نکرده و از این فرصت نمیگذرد!
اینجا را بخوانید: بردی که لرزه بر اندام سرمربی پرسپولیس انداخت!


