مارکو باکیچ، هافبک مونتهنگرویی پرسپولیس، با سر و صدای زیاد و تبلیغات فراوان به این تیم آمد؛ بازیکنی با رزومه قابل قبول که قرار بود پاسخی به مشکلات مزمن خط میانی سرخها باشد. بسیاری تصور میکردند او میتواند نقش یک ناجی را بازی کند و با تجربهاش تعادل را به مرکز زمین پرسپولیس برگرداند. اما آنچه در عمل اتفاق افتاده، فاصله محسوسی با آن انتظارات اولیه دارد.
باکیچ در نیمفصل اول چند نمایش متوسط ارائه داد و مهمترین لحظهاش، سوپرگلی بود که مقابل تراکتور به ثمر رساند و پرسپولیس را از شکست نجات داد. با این حال، در تقابل در جام حذفی با تراکتور روی دیگری از کار او را نشان داد؛ جایی که پنالتیاش را به بدترین شکل ممکن از دست داد و تیمش شکست خورد.پس از آن هم مصدومیت طولانیمدت باعث شد بخش قابل توجهی از بازیها را از دست بدهد و از ریتم مسابقه دور بماند.
او حالا چند هفتهای است که به ترکیب اصلی برگشته، اما عملکردش با انتظارات فاصله دارد. باکیچ نه تنها نتوانسته نقش تعیینکنندهای در بهبود بازی میانی تیم ایفا کند، بلکه افت محسوسش به خصوص بعد از مصدومیت طولانی مدت باعث شده فشار روی خط هافبک بیشتر هم شود. بازیکنی که قرار بود نقطه اتکای تیم باشد، فعلاً نتوانسته ارزش سرمایهگذاری انجامشده را در زمین نشان دهد.
در نتیجه، مشکل قدیمی پرسپولیس در میانه میدان همچنان پابرجاست. باکیچ تا اینجای کار نه ناجی بوده و نه «سوپرمن»؛ و اگر قرار است این تصویر تغییر کند، او باید خیلی زودتر از اینها به سطحی برسد که از یک خرید پرهزینه و باتجربه انتظار میرود.
بیشتربخوانید: شانس به مدافع پرسپولیس رو کرد؛ بدرخش و به جامجهانی برو!


