گزارشی در ESPN منتشر شده که از زاویهای دیگر به جام جهانی ۲۰۲۶ میپردازد که در ادامه میخوانیم.
حدود سه ماه دیگر، سودآورترین ماه تاریخ ورزش جهان در زمین آمریکا از راه میرسد. کمتر از ۱۰۰ روز دیگر، آمریکای شمالی میزبان بزرگترین مهمانی جهان خواهد بود. و کمتر از ۱۰۰ روز دیگر، گفتگوها و پیچیدگیهای پیرامون جام جهانی ۲۰۲۶ تشدید خواهد شد.
جام جهانی میلیارد دلاری
این رویداد بینالمللی فوتبال که انتظار میرود بیش از ۱۰ میلیارد دلار درآمد داشته باشد، نشاندهنده تلاقی محبوبترین ورزش جهان، سرمایهداری آشکار و اسطورهسازی آمریکایی است. پرچمها از سراسر جهان استادیومهای میلیارد دلاری را پر خواهند کرد، در حالی که قراردادهای عظیم پخش و استریم، آنها را در خانهها، فرودگاهها و کافههای سراسر جهان منعکس میکند.
خانوادهها و محلههای مهاجرنشین در ایالات متحده در زمانی که ترس همه جا را فرا گرفته است، غرق در غرور خواهند شد. سیاستمداران از کاخ سفید گرفته تا مکانهای دیگر، بقیه کشورها را که در ۲۵۰مین تولد آمریکا از آن بازدید میکنند، ستایش خواهند کرد. نژاد و مهاجرت در حاشیه این نمایش چهار ساله نخواهند نشست. آنها آن را شکل خواهند داد، چه در زمان حال و چه در طول تاریخ.
آمریکا مشتاق رونق تبلیغاتی پرسودی است که فقط جام جهانی امکان ارائه آن را میدهد. آمریکا میخواهد از این تابستان به عنوان مقدمهای برای وظایف میزبانی المپیک خود در سال ۲۰۲۸ استفاده کند. آمریکا بازی جهانی را میخواهد. کارت قرمز آمریکا این است که همه مردم جهان را نمیخواهد.
این تناقض است. آمریکا نمایش را کنترل میکند. همچنین کنترل میکند که چه کسی احساس راحتی کند. اینطور نیست که آمریکا ناگهان شیفته فوتبال شود. جام جهانی ۱۹۹۴ در تأسیس لیگ فوتبال آمریکا (MLS) و رشد بنیاد فوتبال ایالات متحده بسیار مهم بود، که هر دو در تقویت روابط در سطح پایه از لیگهای جوانان نقش مهمی داشتهاند.

فوتبال؛ سومین ورزش محبوب آمریکا
گزارشی در سال ۲۰۲۵ در اکونومیست نشان داد که فوتبال از بیسبال به عنوان سومین ورزش مورد علاقه آمریکا پیشی گرفته و تنها فوتبال آمریکایی و بسکتبال از آن جلوترند. بیست سال پیش، تصور چنین چیزی غیرممکن به نظر میرسید. اما این یک امتیاز برای جذابیت بینالمللی آشکار و افزایش دسترسی به این بازی است.
فوتبال در آمریکا دیگر یک ورزش خاص نیست؛ یک زیرساخت است. آمریکا روی تنوع جوامع بسیاری از سراسر جهان که تابستان امسال با قدرت ظاهر میشوند، حساب میکند؛ اگرچه کانادا و مکزیک وظایف میزبانی را با ایالات متحده به اشتراک میگذارند، اما بخش عمدهای از بازیها، پول و نمایش در خاک آمریکا برگزار خواهد شد.
هواداران مکزیکی-آمریکایی، مناطق محصور غرب آفریقا، مهاجران آسیایی و عرب و سایرین استادیومهای ایالات متحده را پر میکنند. اینها فقط مسابقات فوتبال در بزرگترین صحنه نخواهند بود، بلکه به جشنوارههای فرهنگی با یک بازی فوتبال تبدیل میشوند. نه تنها این، بلکه تأثیر اقتصادی آن بسیار فراتر از تجربیات درون زمین احساس خواهد شد. تعداد پخش زنده و همچنین فروش پیراهنهای ورزشی افزایش خواهد یافت.
این یک تب طلایی اقتصادی است که تناقض در زیر آن قابل مشاهده است. مهاجرت در آمریکا، صرف نظر از اینکه از نظر سیاسی در کدام جناح قرار دارد، همچنان یک موضوع دوقطبی است. داستانهای ترسناک جدایی خانوادهها، تأثیر آن بر کودکان خردسال و پیامدهای احتمالی چنین آسیبهای روانی، تیترهای روزانه هستند. با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای حساس، لفاظیهای مرزی در مبارزات انتخاباتی، تنها گوشخراشتر خواهد شد.

کشمکشهای سیاسی و مهاجرتی در آستانه جام جهانی
در شهرهای آمریکا مانند مینیاپولیس، نیویورک، شیکاگو و لسآنجلس، کشمکش سیاسی بر سر حملات ICE روزانه ادامه دارد. اعتراضات دانشجویی به یک هنجار تبدیل شده است. سیاستهای اخراج به طور فزایندهای از طریق نکات سیاسی و شعارهای انتخاباتی به جای ظرافتهای بشردوستانه، شکل میگیرند.
آمریکا با نزدیک شدن به جام جهانی ۲۰۲۶ با انبوهی از سوالات روبرو است. یکی از دلهرهآورترین سوالات، و سوالی که ممکن است هرگز مستقیماً به آن نپردازد، این است: چگونه یک کشور در حالی که گذرنامههای مورد نیاز برای تکان دادن پرچمها را بررسی میکند، پرچمها را در جایگاه تماشاگران به اهتزاز درمیآورد؟
پیچیدگیهای ویزا برای هواداران کشورهایی است که برای چیزی جز غرور ملی ابراز شده از طریق فوتبال به اینجا سفر نمیکنند.
در همین رابطه:
- ترامپ علیه هواداران هائیتی؛ از اولین شادی در جامجهانی محروم هستید!
- ممنوعیت جدید ترامپ؛ ایرانیها و هواداران این ۳ کشور قید جامجهانی ۲۰۲۶ را بزنند

جام جهانی، همانطور که هر چهار سال یکبار اتفاق میافتد، فقط جشن فوتبال نیست. یک انتقاد عمیقتر از سرمایهداری جهانی و استعمار است. برای آمریکا، تابستان امسال، جام جهانی یک تمرین برندسازی، نمایش قدرت نرم و رونق گردشگری است. این ژئوپلیتیک از طریق شریان ورزش است. اما آمریکا چگونه میتواند میزبانی جهان را در حالی که از طرد شدن دفاع میکند، توجیه کند؟ آمریکا چگونه میتواند جام جهانی را تبلیغ کند در حالی که بسیاری از تصمیماتش به دنبال منزوی کردن بخشهایی از همان جهان است؟
سیاست همچنان دخالت میکند. روز چهارشنبه، احمد دنیامالی، وزیر ورزش ایران، تأیید کرد که این کشور دیگر «تحت هیچ شرایطی» در جام جهانی شرکت نخواهد کرد. این تصمیم در بحبوحه جنگی بین ایران و ایالات متحده و اسرائیل گرفته شده است که جان رهبر ایران را گرفته و باعث بسته شدن تنگه هرمز شده است. این تنگه پیش از این تأثیرات گستردهای بر منابع نفت و انرژی جهان داشته است. تنشها پس از برخورد اشتباه موشک تاماهاک ایالات متحده در ۲۸ فوریه به یک مدرسه ابتدایی در ایران و کشته شدن ۱۷۵ نفر، که بیشتر آنها کودک بودند، تشدید شد. و روز پنجشنبه، دونالد ترامپ، برنده جایزه صلح فیفا و رئیس جمهور، در وبسایت Truth Social پستی منتشر کرد مبنی بر اینکه ایران همچنان به جام جهانی دعوت شده است، اما هشدار داد که سفر به ایالات متحده میتواند خطراتی را برای «جان و امنیت آنها» ایجاد کند. این واکنش زنجیرهای نشان میدهد که نمایش جهانی جام جهانی چقدر سریع میتواند درگیر درگیریهای بینالمللی شود.
در همین رابطه:
- هشدار ترامپ به تیم ملی؛ ایران در جامجهانی؟ برای امنیت خودشان خوب نیست!
- ادعای غیرمنتظره اینفانتینو درباره تیم ملی: ترامپ گفت در آمریکا از آنها استقبال میکنیم/ شرایط ایران برای جامجهانی ۲۰۲۶ پیچیده شد
- به شدت نگران بچههایمان هستیم/ تازهترین حرفهای وزیر ورزش درباره رفتن تیم ملی به آمریکا +ویدیو
مسئله این نیست که آیا آمریکا میتواند میزبان جام جهانی باشد یا خیر. از نظر لجستیکی، البته که میتواند. این امر پیش از این با جام جهانی ۹۴ که یکی از موفقترین تورنمنتهای تاریخ بود، ثابت شده است. با این حال، از زمان حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، آمریکا جنبش جهانی را به عنوان یک تهدید امنیتی تلقی کرده است، پیش از آنکه آن را به عنوان یک حق انسانی بپذیرد.
ورزش به عنوان حس غرور ملی چیز جدیدی نیست. تنشی که اکنون در آمریکا احساس میشود نیز چنین نیست. با این حال، آنچه غیرقابل انکار است این است که اکنون صدای این تنش بسیار بلندتر و با حس عمیقتری از ترس و وحشت همراه است.
جام جهانی در استادیومهایی که در سراسر آمریکای شمالی پراکنده شدهاند، زنده خواهد بود. با این حال، روح آن در محیطهای بسیار صمیمیتری جریان خواهد داشت. به آرایشگاهها و سالنهای دومینیکنی در برانکس فکر کنید. یا به رستورانهای مکزیکی در لسآنجلس و شیکاگو. یا مهمانیهای تماشایی در هوستون، یا به بارها و رستورانهای سالوادور در واشنگتن دیسی. این جوامع به سادگی این تناقض را درک نمیکنند.
درباره استادیومهای جام جهانی بخوانید: معرفی کامل استادیومهای جام جهانی ۲۰۲۶/ با میزبانهای آمریکا، کانادا و مکزیک آشنا شوید +تصاویر و جزئیات

جام جهانی بدون شک در فروش نسخهای از آمریکا که بدون مرز، متنوع، پر از جشن و شادی و پذیرا به نظر میرسد، کار استادانهای انجام خواهد داد. آمریکا میتواند چنین باشد. سیاست، داستانی بسیار متفاوت و انحصاری را روایت میکند.
وقتی جهان در تابستان امسال بر ایالات متحده غلبه کند، و ملت نیز بر این اساس سود ببرد، آمریکا چه چیزی را مدیون همان فرهنگهایی است که این مسابقات را ممکن ساختند، اما با دیدگاه فعلی «بزرگ کردن آمریکا» مطابقت ندارند؟
گذشته از سیاست و منافع، در هسته خود، جام جهانی خواستار گردهمایی جهانی است. غریبههایی که شانه به شانه ایستادهاند باید رفاقت را بازتاب دهند. طراحی صحنه وحدت برای تلویزیون در حالی که آن را در زندگی واقعی جرمانگاری میکند، ریاکاریِ تجسمیافته است.
آمریکا فرهنگ را بدون نزدیکی، نمایش را بدون فداکاری، پرچمها را در حالی که خانوادهها را فراموش میکند، میخواهد. به هر حال، جهان در راه است. اکنون، تنها سوال این است که آیا مورد استقبال قرار خواهد گرفت یا صرفاً به عنوان یک منبع درآمد عمل خواهد کرد.
همچنین بخوانید: تفسیر کامل شرایط تیم ملی ایران برای حضور در جامجهانی ۲۰۲۶؛ چند کشور در انتظارند/ ایتالیا از انصراف احتمالی یوزها سود میبرد؟


