صالح یعقوبی؛ در روزهایی که جامعه بیش از هر زمان دیگری به انسجام و همدلی نیاز دارد، نام علی دایی دوباره به محور بحثها تبدیل شده؛ نه بهخاطر افتخاراتش، بلکه بهواسطه موجی از انتقادها. انتقادهایی که از عدم موضعگیری او در قبال جنگ اخیر آغاز شد و حالا حتی به پیگیری تغییر نام خیابانی به یاد او رسیده است. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا مسئله، عملکرد علی دایی است یا نوع مواجهه ما با سرمایههای اجتماعیمان؟
علی دایی؛ سرمایهای که بهراحتی ساخته نمیشود
علی دایی فقط یک فوتبالیست نیست؛ او بخشی از اعتبار بینالمللی ورزش ایران است. بازیکنی که سالها عنوان بهترین گلزن ملی جهان را در اختیار داشت و تنها نامهایی در سطح رونالدو و مسی توانستند رکوردش را جابهجا کنند. این یعنی دایی نهتنها یک چهره داخلی، بلکه یک برند جهانی برای فوتبال ایران است.
با گذشت نزدیک به بیست سال از خداحافظیاش، هنوز هم نام او در رسانههای دنیا دیده میشود و بسیاری فوتبال ایران را با نام دایی میشناسند. در چنین شرایطی، هر نوع برخورد داخلی با او، مستقیما به بیرون از مرزها مخابره میشود؛ آن هم در زمانی که کشور بیش از هر چیز به تصویر وحدت نیاز دارد.
سکوت دایی؛ انتخابی شخصی، نه جرم عمومی
اینکه برخی از سکوت دایی ناراحت شدهاند، قابل فهم است؛ اما تبدیل این ناراحتی به حمله، محل تأمل جدی دارد. هیچ فردی -حتی علی دایی- موظف نیست مطابق سلیقه همه موضع بگیرد. او بارها نشان داده که در بزنگاههای انسانی کنار مردم ایستاده و کارنامهاش در این زمینه روشن است.
اما نکته مهمتر اینجاست: کسانی که امروز با صدای بلند از دایی انتقاد میکنند، باید یکبار از خود بپرسند که خودشان در کجای این میدان ایستادهاند؟ چه کردهاند که امروز در جایگاه قضاوت چنین چهرهای قرار گرفتهاند؟ نقد، زمانی ارزشمند است که از موضعی همسطح یا دستکم قابل دفاع مطرح شود، نه صرفا از پشت تریبونهای بیهزینه.
از فریاد «آذربایجان مال ایران است» تا سکوت امروز
منتقدان دایی بد نیست کمی به گذشته نزدیک برگردند. به همان روزی که او در کنفرانس خبری پس از بازی پرسپولیس و تراکتور، در واکنش به شعارهای تجزیهطلبانه، با تمام وجود فریاد زد «آذربایجان مال ایران است». آن لحظه، دایی فقط یک مربی نبود؛ نماینده یک نگاه ملی بود که در حساسترین موقعیت، بدون ملاحظه ایستاد.
در آن فضا، سکوت برای او بسیار کمهزینهتر بود. حتی میتوانست با موضعی دوپهلو، حمایت برخی جریانها را هم به دست بیاورد؛ اما چنین نکرد. او نشان داد وقتی پای تمامیت ارضی ایران وسط باشد، بدون تعارف موضع میگیرد. آیا این سابقه، امروز نباید در قضاوتها لحاظ شود؟
تصمیمهای اشتباه و صبوری یک چهره
ماجرای پیادهکردن همسر و دختر علی دایی از هواپیما، یکی دیگر از نقاطی است که نوع مواجهه با او را روشن میکند. تصمیمی که بسیاری آن را نادرست و قابل انتقاد دانستند، اما واکنش دایی در برابر آن قابل تأمل بود. او میتوانست موضوع را به یک بحران بزرگ تبدیل کند، اما ترجیح داد با صبوری برخورد کند.
این رفتار، نشانهای از بلوغ و درک شرایط است؛ چیزی که اتفاقا از یک چهره ملی انتظار میرود. حالا همان فرد، هدف حملاتی قرار گرفته که گاه از مرز نقد عبور کرده و به تخریب نزدیک میشود.
تغییر نام خیابان؛ تصمیمی علیه چه کسی؟
بحث تغییر نام خیابان علی دایی، بیش از آنکه به او آسیب بزند، نوعی کجسلیقگی مدیریتی را نشان میدهد. دایی با نام یک خیابان بزرگ نشده که با حذف آن کوچک شود. اما چنین تصمیمهایی در حافظه تاریخی جامعه باقی میماند؛ همانطور که بسیاری از رفتارها با سرمایههای انسانی این کشور ثبت شدهاند.
اگر واقعا ادعا میشود که «تماسهای متعددی» خواستار این تغییر شدهاند، آیا گوشی دیگری برای درخواستهای متفاوت وجود دارد؟ چرا معیار سنجش افکار عمومی بهصورت شفاف در اختیار مردم قرار نمیگیرد؟
نقد دایی یا فرار از مسئولیت؟
علی دایی بیخطا نیست و خود او نیز هرگز چنین ادعایی نداشته و حتی در دوران مربیگریاش، نقدهای جدی به عملکردش وارد بوده. اما آنچه امروز دیده میشود، فراتر از نقد است؛ نوعی تخریب که بیشتر از آنکه به دایی آسیب بزند، نشانهای از بحران در نگاه به سرمایههای اجتماعی است.
منتقدان دایی، اگر واقعا دغدغه دارند، باید پاسخ دهند: در روزهایی که او با طحال پاره برای تیم ملی بازی میکرد، کجا بودند؟ وقتی با سر شکسته گل میزد، چه میکردند؟ وقتی در زلزله کرمانشاه در کنار مردم ایستاد چند نفرشان آنجا حضور داشتند؟ برادری را نه با کلمات، بلکه با عمل میسنجند.
به جای حذف، پاس گل بدهیم
امروز، بیش از هر زمان دیگری به چهرههایی مانند دایی نیاز داریم؛ افرادی که در سطح جهانی شناخته شدهاند و میتوانند صدای مردم ایران باشند. برای چنین نقشی، باید به آنها میدان داد، نه اینکه با حواشی، آنها را از صحنه دور کرد.
اگر قرار است تصمیمی گرفته شود، شاید بهتر باشد قانونی تدوین شود که نام اسطورههای زنده، بازیچه سلیقههای مقطعی نشود. این نهتنها از هزینههای مادی جلوگیری میکند، بلکه به حفظ سرمایههای معنوی کشور نیز کمک میکند.
جمعبندی؛ خودزنی به نام نقد
حمله به علی دایی، بیش از آنکه نقد باشد، نوعی خودزنی اجتماعی است. در شرایطی که کشور نیازمند همبستگی است، ایجاد شکاف بر سر چهرهای که بارها خود را در کنار مردم تعریف کرده، کمکی به آینده نمیکند.
شاید بهتر باشد قبل از هر قضاوتی، یک سؤال ساده از خود بپرسیم: ما کجای این میدان ایستادهایم؟
بیشتر بخوانید: آقای نماینده، آقای سخنگوی شورای شهر! حواستان هست وسط جنگ هستیم؟


