گلنوش خسروی عضو تیم ملی فوتبال زنان پیرامون شرایط تیم، عملکرد بازیکنان در مسابقات جام ملتهای آسیا ۲۰۲۶ استرالیا و مسائلی از این قبیل توضیحاتی را ارائه کرد.
مشروح مصاحبه او با روزنامه فدراسیون را در ادامه بخوانید:
با امید و آرزو به استرالیا رفتیم
ما برای حضور در مسابقات راهی استرالیا شدیم؛ سفری طولانی با کولهباری از امید، آرزو و هدفهایی که مدتها برایشان تلاش کرده بودیم. وقتی پا به زمین مسابقه گذاشتیم، هرکدام از ما میدانستیم چه مسیری را طی کردهایم تا به آن جا برسیم؛ ساعتهای بیپایان تمرین، خستگیهایی که در سکوت تحمل شده بود و رؤیایی که در دل همهمان مشترک بود. اما واقعیت میدان همیشه آنگونه که در ذهن تصویر میکنیم پیش نمیرود.
صعود از گروه دور از دسترس نبود
شرایطی رقم خورد که نتوانستیم آن عملکردی را که از خودمان انتظار داشتیم به نمایش بگذاریم. درست است که در گروهی بسیار دشوار و در برابر تیمهایی قدرتمند قرار داشتیم؛ گروهی که بسیاری آن را «گروه مرگ» مینامند. با این حال، صعود از این گروه برای ما رؤیایی دستنیافتنی نبود. ما به تواناییهای خود ایمان داشتیم و میدانستیم اگر همه چیز مطابق انتظار پیش برود، صعود میتواند به معنای رسیدن به جام جهانی بانوان باشد؛ اتفاقی تاریخی، رؤیایی که هر بازیکن و هر تیمی در دل میپروراند.
روزهای آسانی نبود
با این حال، روزهایی که پشت سر گذاشتیم آسان نبود. مسابقه در سطح بالا فقط آمادگی جسمی نمیخواهد؛ ذهنی آرام و متمرکز هم میطلبد. ذهنی که بتواند تمام حواسش را به زمین مسابقه بسپارد. اما گاهی ذهن آدم، هزاران کیلومتر دورتر پرسه میزند؛ در فکر خانواده، در نگرانی برای خانه و مردمی که دوستشان دارد. همین دغدغهها میتواند سنگینی عجیبی بر دل یک ورزشکار بگذارد، سنگینیای که شاید از بیرون دیده نشود اما در درون، آرامش و تمرکز را میرباید.
پیشنهادها وسوسه کننده بود
در همان روزها، پیشنهادهایی هم مطرح شد، پیشنهادهایی که برای بسیاری وسوسهکننده است. زندگی در کشوری دیگر، امکانات بهتر، خانه، ماشین، درآمد، و فرصت بازی در سطح بالای لیگ استرالیا. چیزهایی که خیلیها میگویند شاید تنها یکبار در زندگی نصیب انسان شود؛ فرصتهایی که رد کردنشان، در نگاه برخی خیلی عجیب باشد اما با همه اینها، ما تصمیم خودمان را گرفتیم.
ایران هویت ماست
ما برگشتیم. برگشتیم به جایی که ریشههای ما در آن خاک دوانده شده. جایی که فقط یک نقطه روی نقشه نیست؛ جایی که هویت ماست، خاطرههای ماست، بخشی از جان ماست. برای ما، هیچ رفاه و امکانی نمیتواند جای آن حس تعلق را بگیرد. ممکن است انسان در زندگی چیزهای زیادی نداشته باشد؛ خانهای، ماشینی یا دارایی بزرگی اما بعضی وابستگیها با هیچ معیار مادی سنجیده نمیشوند. بعضی پیوندها، از جنس عشقاند؛ عشقی که توضیح دادنش ساده نیست و در واژهها به سختی جا میگیرد. شاید برای همین بود که در تمام روزهای دوری، لحظهشماری میکردم تا دوباره به خانه برگردم؛ به جایی که با تمام سختیهایش، باز هم برای من آشنا و عزیز است.
آرزویم ساده است
بازگشتن همیشه ساده نیست. گاهی همراه با اندوهی عمیق است؛ اندوه دیدن نگرانی در چهره مردم، اندوه شنیدن خبرهایی که دل را سنگین میکند. در چنین لحظههایی، آدم بیش از هر زمان دیگری آرزو میکند ای کاش میتوانست کاری انجام دهد؛ کاری هر چند کوچک برای آرامتر شدن دلها. آرزویم ساده است؛ روزی از خواب بیدار شویم و ببینیم نگرانی از کوچهها و دیوارهای این سرزمین رفته و جای آن را خندههای واقعی مردم گرفته؛ خندههایی از ته دل.
این مردم شایسته آرامش هستند
ما مردمی داریم که شایسته آرامشاند. شایسته زندگیای که در آن امید بیشتر از نگرانی باشد. همیشه به ملیپوش بودنم افتخار کردهام؛ اینکه پیراهنی را بر تن کنم که نام کشورم بر آن نقش بسته. این افتخار برای من فقط یک عنوان ورزشی نیست؛ مسئولیتی است که در قلبم حس میکنم. گاهی انسان در برابر بزرگی اتفاقات، احساس کوچکی میکند؛ احساس اینکه کاش صدایش بلندتر بود، کاش میتوانست کاری بیشتر انجام دهد. اما با همه این احساسها، یک چیز در دل من همیشه ثابت مانده است: عشق به مردمی که به آنها تعلق دارم و سرزمینی که خانه من است و امیدی که هرگز نباید خاموش شود؛ امید به روزهایی روشنتر برای همه.
بیشتر بخوانید: دختر ملیپوش بعد از حاشیه پناهندگی در استرالیا: اگر روزی ایران خسته باشد...

