جام جهانی مانند یک همهپرسی درباره میراث بزرگترین بازیکنان عمل میکند. لیونل مسی، لوکا مودریچ و کریستیانو رونالدو این تابستان را با این انتظار آغاز میکنند که آخرین حضورشان در بزرگترین صحنه فوتبال باشد. کوین دیبروینه و کاسمیرو شاید بتوانند کارنامه ملی پیچیده خود را در آمریکای شمالی شفافتر کنند؛ نیمار اما شاید چنین فرصتی نداشته باشد.
از دست دادن یک خداحافظی باشکوه از این جنس، شاید برای زندگی ما آدمهای عادی قابلدرکتر باشد. در واقع، هیچ پایانی تلختر از این نیست که در آخرین مانعِ رسیدن به جام جهانی ناکام بمانی.
ناکامی تیم ملی آمریکا در کسب حتی یک تساوی مقابل ترینیداد و توباگو در سال ۲۰۱۷، به آخرین بازی ملی سه ستاره مهم این تیم تبدیل شد: دمارکوس بیزلی، کلینت دمپسی و تیم هاوارد. صحنه اشکهای بوفون پس از ناکامی غیرمنتظره ایتالیا در ۲۰۱۸ آنقدر دردناک بود که آتزوری او را چهار ماه بعد برای یک بازی دوستانه به تیم ملی بازگرداند تا خداحافظی بهتری داشته باشد.
و حالا نوبت به پایان تلخ روبرت لواندوفسکی رسیده است. البته شاید «تلخی» واژه دقیقی نباشد: او در بارسلونا هفتهای حدود ۴۰۰ هزار یورو دستمزد میگیرد. اما بهار ۲۰۲۶ میتوانست فرصتی برای تکمیل کارنامه درخشان او باشد؛ با کسب دومین عنوان قهرمانی قارهای و رساندن لهستان برای نخستین بار از سال ۱۹۸۲ به مرحلهای بالاتر از یکهشتم نهایی جام جهانی. اما دو ناکامی پیاپی باعث شده پرسشهای ناخوشایندی درباره آینده این مهاجم ۳۷ ساله مطرح شود.
خبری از دومین قهرمانی لیگ قهرمانان برای این بازیکن لهستانی نخواهد بود؛ با توجه حذف بارسلونا در مرحله یکچهارم نهایی مقابل اتلتیکو مادرید. همچنین او در این جام جهانی نیز بخشی از پروژه تبلیغاتی فیفا نخواهد بود. دورهای که میتوانست میراث او را تثبیت کند، پیش از آغاز عملاً پایان یافته است.

لهستان از قدرتهای بزرگ فوتبال جهان نیست. تاریخ حضورشان در جام جهانی پس از جنگ، در سه دوره قابل توجه خلاصه میشود: از ۱۹۷۴ تا ۱۹۸۶ با دو مقام سومی به رهبری گژگوش لاتو؛ سپس ۲۰۰۲ و ۲۰۰۶ با تکیه بر دفاعی سختکوش و دروازهبانهای بزرگ؛ و در نهایت ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲ با حضور لواندوفسکی و دیگران.
اما این تورنمنتها برای یکی از بزرگترین مهاجمان این دوران چندان رضایتبخش نبودند. در ۲۰۱۸ لهستان در مرحله گروهی حذف شد و لواندوفسکی گلی نزد. در قطر ۲۰۲۲ کمی بهتر ظاهر شدند و به سختی از گروه بالا آمدند، اما فرانسه در یکهشتم نهایی آنها را کنار زد. دومین گل جام جهانی لواندوفسکی، یک پنالتی در لحظات پایانی مقابل فرانسه، خیلی زود با این سوال همراه شد که آیا این آخرین حضور او در جام جهانی بوده است یا نه.
پس از آنکه این ستاره در میانه مسیر انتخابی جام جهانی تهدید به خداحافظی از تیم ملی کرد، لهستان سرمربی خود را تغییر داد. لواندوفسکی بازگشت و تیمش را تا فینال پلیآف مقابل سوئد رساند. اما سوئد با درخشش ویکتور یوکرش صعود کرد؛ نمایشی که در روزی دیگر میتوانست متعلق به لواندوفسکی باشد.
او پس از آن بازی گفت: «بعد از چنین مسابقهای سخت است چیزی بگویی. نمیدانم کلماتی که پیدا میکنم واقعاً احساس ما را منتقل میکند یا نه. فوتبال میتواند بیرحم باشد.»
بنابراین، جام جهانیای برای لواندوفسکی در کار نخواهد بود؛ هرچند رابطهاش با تیم ملی لهستان از یورو ۲۰۲۴ که با حذف در مرحله گروهی همراه شد، پرتنش بوده است. او خیلی زود اشاره کرد که احتمالاً آخرین بازی ملیاش را انجام داده و با تمرکز کامل به بارسلونا بازگشت.
چهار ماه مانده به ۳۸ سالگی، لواندوفسکی برای نخستین بار از دوران حضورش در دورتموند نقشی چرخشی پیدا کرده است؛ زمانی که تازه پس از دو فصل درخشان در لخ پوزنان به تیم یورگن کلوپ پیوسته بود.
البته او هنوز هم گل میزند. این فصل در لالیگا ۱۲ گل و در تمام رقابتها ۱۷ گل به ثمر رسانده، از جمله دو گل مقابل نیوکاسل که رضایت مربیاش را جلب کرد. اما در بازی رفت یکچهارم نهایی لیگ قهرمانان مقابل اتلتیکو، وقتی بارسلونا عقب افتاده و ۱۰ نفره بود، او برای تغییر تاکتیک قربانی شد. در بازی برگشت هم تنها از دقیقه ۶۸ وارد زمین شد و فرصت زیادی برای تأثیرگذاری نداشت.

در حال حاضر، بارسلونا تا حد زیادی در آستانه قهرمانی لالیگا قرار دارد. اما این قهرمانیها دیگر برای لواندوفسکی اهمیت سابق را ندارند: او قبلاً یک بار با لخ پوزنان، دو بار با دورتموند، هشت بار پیاپی با بایرن مونیخ و دو بار هم با بارسلونا قهرمان لیگ شده است. حتی اگر این فصل هم قهرمان شوند، این عنوان چهاردهم چیز زیادی به میراث او اضافه نمیکند.
آیندهاش در بارسلونا نسبت به تیم ملی کمی مبهمتر است. قراردادش در پایان فصل تمام میشود و گزارشها میگویند برای ماندن باید کاهش دستمزد را بپذیرد. حتی در آن صورت هم آیا یک گلزن حرفهای با نیمکتنشینی کنار میآید؟
او گفته است: «هنوز زمان داریم. باشگاه میداند من چه فکری میکنم و خودم هم وقت داشتم فکر کنم. نمیخواهم درباره پیشنهادها و آیندهام صحبت کنم. بازیهای باقیمانده و گلها مهمتر هستند.»
مثل بسیاری از ستارههای نزدیک به پایان دوران حرفهای، درباره آینده او هم از لیگ MLS آمریکا و لیگ حرفهای عربستان صحبت میشود. برخی بازیکنان مثل توماس مولر و باستین شوایناشتایگر از زندگی در آمریکای شمالی لذت بردهاند و برخی دیگر مثل کریم بنزما و کینگزلی کومان در عربستان قراردادهای پرسودی دارند. اما هیچکدام از این لیگها همان حس تثبیت میراثی را ندارند که یک قهرمانی دیگر در لیگ قهرمانان یا یک جام جهانی موفق میتوانست برای یکی از بهترین مهاجمان تاریخ فوتبال به همراه داشته باشد.
«فوتبال میتواند بیرحم باشد»؛ و این جمله حالا بیش از هر زمان دیگری درباره او صدق میکند. ستارهای شگفتانگیز که حالا پایان مشخص و باشکوهی برای تثبیت میراثش پیش رو ندارد.
بیشتر بخوانید: لاپورتا تحت فشار؛ حقوقهای بارسلونا باز هم داستان شد



