ناصر حجازی، اسطوره فراموشنشدنی استقلال و تیم ملی فوتبال کشورمان خرداد ۱۳۹۰ چشم از جهان فرو بست و بسیاری از ناگفتههای دوران فوتبال خود را زیر خاک برد. نکات بسیار مهمی که بعضی از آنها هنوز هم مبهم هستند.
در همین خصوص بهناز شفیعی، همسر ناصرخان ۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ مصاحبهای جنجالی و افشاگرانه انجام داد که خواندن چکیده حرفهایش هنوز هم جذابیت دارد:
- در ابتدا نمیدانست چه بیماری دارد و تاکید کرده بودیم که در اروپا ذاتالریه گرفتهای و به خاطر مصرف آنتیبیوتیکهای قوی موهایت میریزد ولی یک روز به خانه آمد و گفت ببین روزنامهها چه نوشتهاند. چرا به من دروغ گفتید؟ در آن مقطع متوجه شد که چه بیماری دارد ولی مثل کوه ایستاد.
- سالها قبل دلم میخواست خارج از ایران زندگی کنم اما ناصر میگفت یک وجب از خاک مملکت را با هیچ جایی از دنیا عوض نمیکنم.
- بعد از مرگ ناصر تعدادی از بازیکنانی که در جدال استقلال مقابل سایپا در حقش نامردی کرده بودند (منظور بازی معروف استقلال- سایپا در ۱۹ اردیبهشت سال ۱۳۷۸ است که استقلال با نتیجه ۴ بر ۳ بازی را باخت و همانشب حجازی برکنار شد) پیش من آمدند و حلالیت طلبیدند.
- در دهه ۵۰ شمسی تیم ملی ایران با برزیل بازی داشت و ناصر هم عضو تیم ملی بود به همین خاطر گفتم کاش با پله عکس میگرفتی در پاسخ به من گفت: پله باید بیاید و با من عکس بیندازد! مطمئن باش کاری میکنم که یک روز همه بیایند و با من عکس بیندازند.
- ناصر میتوانست با استفاده از موقعیت خود میلیاردر شود اما همیشه میگفت اگر پولی که داشته باشم حلال نباشد هیچ فایدهای ندارد. او از رکگویی خودش ضربه خورد چون اهل ریاکاری نبود.



