برای سالها پز این افتخار را میدادیم که عنوان و لقب یک تیم پرطرفدار ما، «پرافتخارترین تیم قاره کهن» بود. اگرچه یک تیم تایلندی آمده و دو بار قهرمان شده بود اما فوتبال جنوب شرق قاره کجا و ابرقدرت آسیا کجا، افتخاری آنقدر بزرگ که هنوز روی سکوهای ورزشگاه در کریخانی بین هواداران قرمز و آبی، دست بالاتر را به آنها میدهد و در موقعیت ملی، همه سرمست از غرور، از آن یاد میکردیم.
روزی علی پروین با مدال طلای بازیهای آسیایی ۱۹۹۰ پکن به ایران برگشت. بعد از ۱۶ سال دوباره قهرمانی قاره به ما رسیده بود اما پروین همانجا در فرودگاه زنگ هشدار را به صدا درآورد. جمله معروف او هنوز در گوش قدیمیها زنگ میزند: دیگران سوار بنز شدهاند و ما با موتور گازی میرویم...
متاسفانه خواب خرگوشی ما تبدیل به خواب زمستانی و چنددههای شد. الهلال آمد و از استقلال رد شد، سپس نوبت به ژاپنیها رسید که حتی در ورزشگاه آزادی، دو بزرگ ما را در فینال قاره ببرند و جام بر سر دست، داغ دل فوتبالدوستان را تازه و حسرت آقایی ما بر فوتبال قاره را طولانیتر کنند.
از سپاهان و ذوبآهن هم کاری بر نیامد و حالا دیگر اصلا برای رسیدن به لیگ نخبگان مشکل داریم! سهمیههای ما در پلیآف حذف میشوند و آنها که به مرحله نهایی میرسند، راهی بالاتر از یکهشتم نهایی پیدا نمیکنند. در این سالها از تیمهای کرهای و ژاپنی تا العین و تیمهای عربستانی، آمدند و با بر سر گذاشتن تاج آقایی قاره، استقلال را نوبت به نوبت و پله به پله پایین فرستادند.
حالا نوبت الاهلی جده رسیده؛ به فاصله یک سال شمسی دو بار متوالی تاج آسیا را بر سر گذاشت و حالا مثل استقلال دو قهرمانی در قاره کهن دارد. یک مدعی دیگر که چشم بر هم بزنیم، سر و کله تیمهای اردنی و اماراتی هم پیدا خواهد شد!
تا کی باید این وضعیت را تحمل کنیم؟ حسرت دیدن یک تیم ایرانی بر بام قاره کی به سرانجام میرسد؟
الاهلی جده نه سابقه و قدمت استقلال را دارد و نه هوادارانش را، اما این تیم هم مثل سایر تیمهای عربی نان مدیریت درست و برنامهریزی صحیح را میخورد. فوتبال ما که بر روی گنج استعداد خوابیده، با آن پیشینه درخشان تاریخ کهن هنوز در حسرت ساخت یک کمپ اختصاصی برای تیمهایش مانده است.
آنها با سرعت نور پیش میروند و ما هنوز پز افتخارات تصاویر سیاه و سفید را میدهیم!
بیشتر بخوانید: بازی ایران پرتقاضاتر از آمریکا؛ چرا بازی تیمملی از میزبان پرفروشتر شد؟


