حتما این ضربالمثل قدیمی را شنیدهاید که میگویند آزموده را آزمودن خطاست. قاطبه مسئولانی که امروز برای فوتبال ایران تصمیم میگیرند، عموما در دو دهه اخیر مصدر کار بوده که نتایج مدیریت و آزمون و خطای ایشان را موسفیدکردههای فوتبال به خوبی به یاد میآورند. نسل جوانتر نیز میتوانند با اندکی زمان برای و تحقیق و بررسی نتایج و کارنامه تصمیمات این مدیران را ببینند.
در همهجای دنیا و در هر تخصص، برای موفقیت به صورت همزمان نیاز به برنامه قوی و اجرای قوی وجود دارد. شاید یک برنامه خوب که زمانی به دست مدیران نابلد به شکست منجر شده، به دست مدیرانی توانمند و با افکار جدید تکرار و به موفقیت بینجامد، اما هیچ عقل سلیمی نمیپذیرد که یک برنامه با اجرای واحد توسط افرادی مشخص و ثابت که با گذر زمان کمحوصلهتر شدهاند، تکرار و به همان نتیجه منتهی شود.
هر زمان اتفاقی در بستر سیاست رخ میدهد فوتبال نیز تاثیر گرفته و کم و بیش شایعه افزایش تعداد تیمها در لیگ برتر را از گوشه و کنار میشنویم. نکته اینجاست که ما قبلا لیگ ۱۸تیمی داشتهایم و جملگی نتایج آن را با تمام وجود درک کردهایم. اساسا با نگاهی اجمالی به تاریخ لیگ در ایران متوجه میشویم که تغییرات در تعداد تیمها هیچ کمکی به فوتبال در سطح اول تا چهارم نکرده و تنها باعث بلبشو در برنامهریزی و اجرای مسابقات شده است.
لیگ در ایران -منظور لیگ استاندارد با تعریف جهانی آن با حضور باشگاهها در مسابقات رفت و برگشتی و امکان میزبانی و میهمانی برای هر تیم- در دو دوره نخست با عنوان منطقهای با ۸ تیم استارت خورد، با این تفاوت که لیگ اول در سال ۱۳۴۹ در دو گروه برگزار شد و لیگ دوم در سال ۵۰ در یک گروه. سپس لیگ تخت جمشید از سال ۵۲ با ۱۲ تیم استارت خورد، از دوره سوم با ۱۶ تیم ادامه پیدا کرد و در دوره ششم با حوادث منجر به انقلاب اسلامی نیمه کاره ماند. بعد از پیروزی انقلاب لیگ قدس در سال ۱۳۶۸ نخستین لیگ فوتبال ما بود که با حضور ۲۲ تیم در دو گروه برگزار شد. از آغاز دهه ۷۰ لیگ سطح اول فوتبال ایران با عنوان آزادگان با ۱۲ تیم استارت خورد، فصل دوم ۱۶ تیم در دو گروه رقابت کردند و فصل سوم ۱۴ تیم، فصل چهارم ۲۴ تیم دوباره در دو گروه و از فصل پنجم تا هشتم ۱۶ تیم در یک گروه رقابت کردند. پرونده لیگ آزادگان در دوره نهم با ۱۴ و در دوره دهم با ۱۲ تیم بسته شد.
اما لیگ برتر حرفهای که از سال ۱۳۸۰ متولد شد، برای سه فصل ابتدایی ۱۴ تیم داشت، سپس سه فصل از لیگ چهارم تا ششم با ۱۶ تیم ادامه پیدا کرد و از لیگ هفتم تا دوازدهم برای ۶ فصل متوالی ۱۸ تیم در لیگ برتر حاضر بودند، از لیگ سیزدهم تا امروز هم دوباره تعداد تیمها به ۱۶ کاهش یافته است.
آن روزی که تعداد تیمها را به ۱۸ افزایش دادند، مسئله حکم دیوان عدالت اداری برای صنعت نفت آبادان در کنار توسعه فوتبال در دولت احمدینژاد مد نظر، و دلیلی برای این تصمیم اعلام شد. میگفتند ایران ظرفیت بسیار زیادی برای فوتبال دارد و تمام استانها باید به شکلی متناسب از ظرفیت اجتماعی فوتبال بهره ببرند. اما دیدیم که هدف گسترش فوتبال در تمام شهرها نه فقط محقق نشد، بلکه تیمهایی که هبه داده شدند کلا از بین رفتند؛ امروز دیگر اثری از پاس به عنوان آخرین تیم ایرانی قهرمان آسیا که به همدان منتقل شد، در سطح اول فوتبال نیست و فوتبال همدان نیز تکانی نخورد. سرنوشت راهآهن و صبا نیز همین بود و چهبسا اگر پیکان و سایپا به ترتیب از قزوین و کرج یا استان البرز به پایتخت مرجوع نمیشدند، اکنون آنها نیز دیگر وجود نداشتند. کما اینکه پیکان تبدیل به آسانسور بین لیگ برتر و آزادگان شده و سایپا نیز به لیگ یک و سطح دوم سقوط کرد.
از همان روزی که این تصمیم گرفته شد تا همین امروز، نظر کارشناسان و دلسوزان فوتبال ثابت بوده که جملگی یک هشدار داده و روی یک اصل ایستادهاند: فوتبال زبان بین المللی خود را دارد و قوانین نوشته و نانوشتهاش الفبای خودش را دارند.
آخرین نمونه برای اثبات این مدعا صحبتهای وزیر ورزش کشور ایتالیاست. زمانی که نماینده دولت آمریکا پیشنهادی سخاوتمندانه به فیفا ارائه کرد که مردان سرزمین چکمه -که برای سومین دوره متوالی از رسیدن به جام جهانی باز ماندهاند- با اتکا به ۴ ستاره روی پیراهن آتزوری جانشین تیم ملی ایران شوند، نفر اول ورزش ایتالیا به جای استقبال از این پیشنهاد و لابیهای سیاسی پشت پرده محکم ایستاد و اعلام کرد چنین بلیتی برای جام جهانی ارزشی ندارد. او گفت و تاکید کرد و کاملا هم درست گفت که در فوتبال، هر نتیجهای باید درون مستطیل سبز رقم بخورد و هیچ جایزهای بدون رقابت و عرق ریختن ارزشی ندارد. وزیر ورزش ایتالیا پیشنهاد جایگزینی به جای ایران را رد کرد، با این استدلال درست که سهمیه و جواز باید در زمین با فوتبال کسب شود نه بیرون میدان با سیاست.
در نیمه دوم دهه ۸۰ اوایل دهه ۹۰ این طرح و نقشه به نتیجه و سرانجامی نرسید چون فوتبالی نبود و با الفبای فوتبال نوشته نشده بود. شک نکنید تا قیام قیامت چه در ایران و چه در هر کجای جهان، هر کسی با هر قدرتی بخواهد دوباره چنین کند، به نتیجهای جز شکست نخواهد رسید. تنها این وسط فوتبال ضرر میکند و عقب میافتد، وقت و هزینه بسیار، آن هم در فوتبال ما که دولتی است و از کیسه بیتالمال ارتزاق میکند صرف خواهد شد و مدیران با حضور هر چند کوتاهمدت در فوتبال، به شهرت میرسند و البته دلالها با تعداد تیمهای بیشتر جیبشان پرتر میشود!
بیشتر بخوانید: همسرم و عنایتالله آتشی نگذشتند استقلال نابود شود/ او تا آخرین لحظه بالای سر منصور بود


