بدون شک مهدی مهدویکیا یکی از بهترین و البته کمحرفترین ملیپوشان کشورمان طی ۳۰ سال اخیر بوده است. چهرهای که کم مصاحبه میکند ولی وقتی حرف بزند، گاهی اوقات جنجال به راه میاندازد.
مهدویکیا ۱۷ خرداد ۱۳۸۹ مصاحبهای جذاب با ما انجام داد که بد نیست به چکیده آن دوباره نگاه کنیم:
- در دوران نوجوانی فوتبال بازی میکردم ولی یک بار شنیدم که تیم فوتبال بانک ملی تست گذاشته است. سر زمین حاضر شدم و تست دادم. بعد از ۵ دقیقه آقای پرویز صادقی من را کنار کشید و گفت فردا مدارکت را برای ثبتنام بیاور. البته بیماری سخت گرفتم و حتی تا مرز فلجشدن پیش رفتم به همین خاطر هفتهها در استراحت مطلق بودم اما فصل بعد از آن دورهای که تست داده بودم، به نوجوانان بانک ملی پیوستم.
- در اوایل دهه ۷۰ اینطوری نبود که پول همهچیز باشد و هنوز تعصب به پیراهن و علاقه قلبی در انتخابها تاثیر داشت. کسی که پرسپولیسی بود به هیچ عنوان حاضر نمیشد پیراهن استقلال را بر تن کند و عکس این ماجرا هم وجود داشت. من در خانوادهای پرسپولیسی بزرگ شدم و خودم هم طرفدار این تیم بودم. باور کنید در مقطعی واسطه باشگاه استقلال هر شب درب منزل ما بود اما حاضر نشدم به این تیم بروم.
- روزی که از باشگاه پرسپولیس تماس گرفتند برایم رویایی بود. از لحظهای که زنگ زدند تا زمانی که با مهندس عابدینی به توافق رسیدیم، حتی دو ساعت هم طول نکشید. مگر افتخار پوشیدن پرسپولیس کم چیزی است که بخواهی آن را بر سر موضوعاتی همچون پول و امکانات از دست بدهی؟
- روز اولی که سر تمرین پرسپولیس رفتم اصلا کسی من را نمیشناخت چون آنقدر ستاره در این تیم حضور داشتند که طبیعی بود کسی مرا نشناسد. فقط رضا ترابیان که قبلا در بانک ملی بود، من را شناخت و گفت مهدی اینجا آمدی چه کار؟ گفتم قرارداد بستم. گفت چرا؟ تو هنوز جوانی و باید جایی میرفتی که بازی کنی... در پاسخ گفتم: آمدم دیگر!
- اولین دربی که تجربه کردم تابستان سال ۷۴ بود که ۳ بر یک باختیم ولی باید با اختلاف ۱۵ گل بازی را میبردیم! البته من در آن دیدار فیکس نبودم ولی حقمان باخت نبود. تا امروز که با شما صحبت میکنم هم آخرین دربی عمرم تابستان سال ۷۶ بوده که ۳ بر صفر بردیم. همان مسابقهای که گل دوم را من زدم.
- سال ۸۸ تصمیم گرفتم به ایران برگردم ولی وضعیت به گونهای بود که حتما باید قرارداد ۱۸ماهه میبستم و شرایط فرانکفورت هم تامین میشد. در آن مقطع فقط استیلآذین توانست چنین موقعیتی را فراهم کند. این ماجرا موجب شد تا نتوانم به پرسپولیس بروم. حالا یا نخواستند یا نتوانستند که من به پرسپولیس بروم (البته مهدویکیا در اواخر پاییز ۱۳۹۰ به پرسپولیس بازگشت). در تمام دنیا وقتی یک باشگاه بازیکنی را بخواهد، باشگاه او تماس میگیرد و پیشنهادش را مطرح میکند، پس از آن خود بازیکن هم نظر میدهد و اگر جوابش مثبت بود هر دو باشگاه مینشینند و مذاکره میکنند ولی کجای دنیا را سراغ دارید که یک بازیکن با وجود داشتن قرارداد معتبر سراغ تیم دیگری برود و به مدیر یا مربی آن تیم بگوید تو را به خدا بیایید من را جذب کنید؟ من که نمیتوانم به باشگاه پرسپولیس بروم و خواهش کنم تا من را برگردانند!
- تومیسلاو ایویچ بهترین مربی خارجی بود که به ایران آمد. در آستانه جام جهانی ۹۸ فرانسه و بعد از شکست برابر رم برکنارش کردند. در آن مقطع همه تلاش مسئولان فدراسیون روی نتیجه گرفتن مقابل آمریکا متمرکز شده بود و بعد از پیروزی در آن دیدار جام جهانی ۹۸ فرانسه برای ایران تمام شد. شاید باورتان نشود ولی قبل از بازی با آلمان چمدانها را بستند و ضمن تسویه با هتل به ما گفتند وسایلتان را بفرستید فرودگاه!
- ایویچ برای لحظه به لحظه هر بازی برنامه داشت. او ۵ ماه قبل از جام جهانی در هواپیما برایم شش حالت مختلف بازی با یوگسلاوی را تشریح کرد و قاطعانه گفت آنها فقط روی ضربات کاشته میتوانند به ما گل بزنند. متاسفانه دقیقا همین اتفاق هم رخ داد اما نشان میدهد که چقدر شعور فوتبالی بالایی داشت.
بیشتر بخوانید: گلمحمدی: دلم میخواهد با پرسپولیس ۶ بار قهرمان شوم/ استقلالیها هرگز سراغم نمیآیند/ هنوز نمیدانم چرا این بازیکن به من دروغ گفت!


