جواد خیابانی و خداداد عزیزی اجرای ویژهبرنامه جام جهانی در یک رسانه ورزشی را بر عهده دارند. کاری که همه رسانهها انجام میدهند و در سالهای اخیر با پیشرفت تکنولوژی، دیگر انحصار تصاویر در اختیار سازمان صداوسیما نیست و رسانههای دیگر که قبلا به شکل چاپی با ویژهنامه به استقبال جام جهانی یا المپیک و سایر تورنمنتهای بزرگ میرفتند، حالا تولید محتوای تصویری کرده و برنامه میسازند.
به شکل عادی آنها برای جذب مخاطب و به قول معروف وایرالشدن در فضای مجازی، دست به هر کاری میزنند و انتخاب خیابانی و خداداد مشخصا از همین منظر است؛ دو نفری که با ادبیات و رفتارهای خاص خود، بیشترین پتانسیل جذب مخاطب و دیده شدن را در فضای مجازی دارند. پس اینکه خداداد با همان لحن صحبت کند یا خیابانی همان کارهای همیشه را انجام دهد، اصلا عجیب نیست.
اما چیزی که عجیب است استفاده از یک تاکتیک قبلااستفادهشده توسط خیابانی است که نشان میدهد افکار عمومی در کشور ما چه حافظه ضعیفی دارند و چقدر راحت میتوان با استفاده از یک روش، بارها آنها را به مسیر دلخواه برد! به یاد داریم چند سال قبل خیابانی در یک برنامه زنده تلویزیونی با بغض اعلام وصول حکم بازنشستگی کرد که همین کار باعث شد او به کار خود ادامه دهد! حالا خیابانی با استفاده از همان تاکتیک دوباره مقابل دوربین بغض کرده و چند قطره اشک میریزد. برای چه؟ برای اینکه به قول خودش بعد از ۳۶ سال او را بازنشسته کردهاند! کاش یک بار برای همیشه آقا جواد بگوید دوست دارد تا کی مقابل دوربین بنشیند و ما هم تکلیف خود را دانسته و برویم همان موقع برگردیم!
همه میدانند که در زندگی بشر، هر آمدنی یک رفتن هم دارد. جواد خیابانی یک روز آمده و جانشین گزارشگران و مجریان قبلی شده و در تمام این سالها از یک حاشیه امنیت قوی برخوردار بوده و هنوز هم با فاصله نسبت به سایر مجریان ورزشی، بیشترین حضور را در در شبکههای تلویزیونی دارد. او یکی از کسانی است که بیشترین دفاع را از جوانگرایی داشته و اتفاقا بارها به همین بهانه به امیر قلعهنویی و تیم ملی تاخته است که چرا به جوانان میدان نمیدهد که اتفاقا حرف بسیار درستی است و با او در این مورد همعقیده هستیم. اما قدیمیها میگفتند یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به دیگران! آقا جواد که این قدر نگران جوانگرایی در تیم ملی و خون تازه در فوتبال کشور است، چرا وقتی نوبت به خودش میرسد این همه برای رفتن مقاومت نشان میدهد؟ یک روز به شما اعتماد شد و سازمان هزینه ایستادن پای جوانان و کسب تجربه شما را داد، حالا به صورت رسمی و قانونی بازنشسته شدهاید. دیگر چه جای گلایه و گریه؟!
اگر قرار بود در هر شغل و تخصص، سمتها مادامالعمر باشند که اصلا نوبت و میز به ما نمیرسید! از این منظر اگر نگاه کنیم این رفتار خیابانی فقط یک دلیل دارد و بس که عشق بیپایان او به دیده شدن است که البته در وجود تمام انسانها هست و کسی نمیتواند از این بابت ایرادی از آقا جواد بگیرد؛ ایراد آنجاست که این شهوت خدای نکرده کنترل نشده و کسی برای ماندن در سرتیتر اخبار و حفظ شهرت، تن به هر کاری بدهد. درست مثل پول، که هرچه بیشتر داشته باشید، باز بیشتر میخواهید.
جواد خیابانی طعم شهرت و بیرقیب بودن را برای دههها چشیده و از هر نظر -مادی و معنوی- باید بینیاز شده باشد اما با این کارها نشان میدهد که حفظ این شرایط، چقدر برایش مهم است.
بیشتر بخوانید: خارک را میگیرم! چشم ترامپ به خاک ایران، چشم بعضیها به گدایی ویزای آمریکا!

