تلخترین اتفاقی که در بهار سال ۱۳۹۰ برای فوتبال ایران به وقوع پیوست، بدون شک درگذشت ناصر حجازی بود. اسطوره فقید استقلال و تیم ملی که دوم خرداد آن سال برای همیشه چشمهایش را بست و به سوی آسمان پرواز کرد.
در همین راستا، آتوسا حجازی دختر ناصرخان روز ۳۰ خرداد سال ۱۳۹۰ مصاحبه بسیار تندی انجام داد که بدون هیچ قضاوتی، نظر شما را به خواندن دوباره چکیده آن جلب میکنیم:
- از وقتی پدرم مریض شده بود شبهای بسیار سختی را سپری کرده و مرتب در خلوت خودم گریه میکردم ولی اصلا عادت به گریه کردن در جمع ندارم.
- روز سوم درگذشت پدرم وقتی از پشت پنجره اتاقم، عکسها و بنرهایی که در خیابان نصب شده بود را دیدم و شعارها را شنیدم حالم خیلی بد شد و کار به جایی رسید که پزشک بالای سرم آمد.
- اگر میخواهید در ایران زندگی کنید، باید مصلحتاندیش باشید اما برخی افراد حرف دل مردم را میزنند و شهامت گفتن چنین کلماتی را دارند. آنها یک درصد از کل جامعه هستند و دقیقا به همین خاطر اسطوره میشوند. ناصر حجازی هم به همین دلیل اسطوره شد.
- از امیر قلعهنویی خیلی دلخور هستم. شبی که به برنامه ۹۰ رفت و در مورد پدرم صحبت کرد، خیلی حالم بد شده بود. او حتی اگر میخواست خاطره هم تعریف کند باید چند روز زودتر این کار را انجام میداد تا بابام زنده باشد و جوابش را بدهد (امیر قلعهنویی پس از فوت ناصر حجازی طی مصاحبهای با برنامه ۹۰ مدعی شد در فرایند بازگشت استقلال به عنوان سرمربی که پاییز سال ۱۳۷۵ رخ داد، نقش داشت) ایشان خیلی ادعای مسلمانی دارد اما باید یادش باشد که برای مسلمان درست نیست پشت سر مرده حرف بزند.
- از امیر قلعهنویی میخواهم دیگر هیچ وقت اسم پدرم را به زبان نیاورد چون در آن دنیا هم ناراحت میشود که یکی مثل قلعهنویی اسمش را بگوید. این آقا حاضر است تمام ثروت و افتخاراتش را بدهد اما یکهزارم محبوبیت پدرم را داشته باشد. او حتی به مردن ناصر حجازی هم حسادت میکند. البته از اینکه به مراسم پدرم نیامد، واقعا ممنونش هستم چون ناصر حجازی هم قطعا خوشحال شد که او در مراسمش شرکت نکرد.
بیشتر بخوانید: کریم باقری: حمید استیلی بیاید، از پرسپولیس میروم!


