تمام فوتبالیها در جریان تلاش مدیران پرسپولیس برای چیزی که خودشان نامش را احقاق حق باشگاه بزرگ میگذاشتند، هستند. مدیر پرسپولیس با افتخار اعلام کرد تا دفتر ریاست جمهوری رفته و اگر لازم باشد به تمام مجامع جهانی مراجعه میکند! غافل از اینکه فوتبال درون مستطیل سبز است!
اما داستان چیست؟ پرسپولیس با اوسمار تمام رکوردهای تاریخ فوتبال ایران را شکست. ۵ باخت از ۷ بازی دور برگشت که سه تای آن متوالی بود و در هر کدام اگر قرمزها سه امتیاز را میگرفتند، صدر نشین جدول میشدند. جنگ شروع و لیگ نیمه کاره ماند تا تیم پنجم شانسی برای رفتن به آسیا نداشته باشد!
مدیرعامل پرسپولیس هرگز حاضر نشد ضعفهای فنی و مدیریتی تیم خود را بپذیرد. کاری که تمام مدیران غیر فوتبالی میکنند و به همان جایی متوسل میشوند که از آن آمدهاند، یعنی لابیهای غیر ورزشی! اما فوتبال قانون دارد و نتیجه جنگ با قوانین فوتبال، شکست است.
پرسپولیس خانه تکانی میخواهد اما نوک پیکان جناب حدادی فقط سمت افشین پیروانی و سروش رفیعی بود! در حالی که یک تیم فوتبال قبل از هر چیز، نیاز به انگیزه و میل به پیروز شدن و افتخارآفرینی و سپس انرژی و خون لازم برای رسیدن به این مهم را داشته و تازه پس از آن، تیم باید همدل باشد. بعد میرسیم به تواناییهای فردی بازیکنان و فنی مربیان در قالب تیم!
پرسپولیس درست مثل تیم ملی، هیچ کدام اینها را نداشته و ندارد. مشتی بازیکن تمام شده که فقط اسم بزرگی دارند، اما هیچ تمایلی به انجام تمرینات سخت و رسیدن به آمادگی ندارند. جایگاهشان تضمین شده است و زور هیچ مدیرعامل یا سرمربی به کنار گذاشتن آنها نمیرسد.
پرسپولیس عادت کرده هر فصل سه سرمربی بیاورد و با هر کدام میلیونها دلار به حساب دلالها واریز کند. آنها نیز بازیکنانی را با هر مربی به تیم تحمیل میکنند که هیچکس آخرین بازی خوب آنها را به یاد ندارد. نتیجه این شد که در مقابل چادر ملو که ۶ بازیکن خارجی فیکس و موثر داشت و جای آنها را با جوانان گمنام پر کرد، پرسپولیس هیچ حرفی برای گفتن نداشت.
بیایید از نظر فنی به مسابقهای نگاه کنیم که به شدت کسات بار و خواب آور بود. هر کس بازیهای لیگ ایران را دنبال کرده میدانست سیروس صادقیان مدافع سرزنی است که موقع ضربات ایستگاهی جلو میآید و گلهای حساسی برای تیمش زده، اما در صحنه گل چادرملو او و یک بازیکن دیگر کاملاً بدون محافظ بودند که هر کدام ضربه را میزد گل میشد!
تیم میلیون دلاری پرسپولیس حتی یک آنالیزور نداشت که این نکته ساده را بگوید؟ ۱۷ جلسه تمرین برای تقابل با تیمی که با دو جلسه تمرین به میدان آمد! واقعا در آن ۱۷ جلسه پرسپولیسیها چه کردند؟ حالا همه دیدند مشکل این تیم با رفتن یک، ۵ یا ۱۰ نفر حل نمیشود. این تیم مثل کل فوتبال ما خون تازه می خواهد.
