همه فوتبالدوستان میدانند در جام جهانی چه شد و میبینند که فدراسیون فوتبال، چطور تمام امکانات و بضاعت خود را بسیج کرده تا از تیم ملی و شخص امیر قلعهنویی یک قهرمان بسازد! روایتی کاملا متضاد با آنچه فوتبالیها از تلویزیون دیدند که حالا تبدیل به قرائتی زشت از کلمات ارزشمند در فوتبال شده است.
امیر قلعهنویی بخش عمده کارنامه و سوابق فوتبالی خود را مدیون استقلال است. روزی که او در فتوشات جام جهانی، ساعت آبی به دست بست بازار شایعات در داخل داغ شد که او پس از جام جهانی به استقلال میآید! قلعهنویی قبلا در دو نوبت هدایت آبیها را داشته و اتفاقا آخرین جامی که او در فوتبال به دست آورده، ۱۳ سال پیش با همین استقلال و قهرمانی لیگ دوازدهم بود؛ جایی که امیر در پایان قرارداد سه سالهاش، پس از آنکه نتوانست انتظارات را برآورد و بین چهار مدعی قهرمانی پنجم شد، به اجبار از استقلال رفت.
بیایید همین استقلال را سنگ محک قرار دهیم؛ فدراسیون فوتبال در بازگشت تیم ملی پوستری از قلعهنویی منتشر کرد و روی آن نوشت «تنها مربی بدون شکست در جام جهانی» و به در گافی عجیب وحید شمسایی را هم تگ کرد! اینکه ما در جام جهانی و در ۶ دوره قبلی باخت داشتهایم، با توجه به جایگاه ما و رقبایی که همگروهمان در آن شش دوره بودند کاملا قابل پیشبینی بود. اما فراموش نکنیم که در این دوره با این گروه آسان -که خود قلعهنویی آرزو داشت در آن باشد- قول صعود از طرف ژنرال آن هم برای دو سه مرحله از فرط تکرار، گوش فلک را کر کرده بود! یعنی همینجا این تیم ملی در مقابل ۶ دوره قبلی بازنده است، چرا که از حشمت مهاجرانی و ایویچ و جلال طالبی و برانکو ایوانکوویچ تا کارلوس کیروش و دراگان اسکوچیچ، هیچکدام در ادوار قبلی قول صعود نداده بودند! از جنبه دیگر باید به سیستم سه امتیازی اشاره کرد؛ سیستمی که ارزش برد را در مقابل مساوی در فوتبال دنیا چند برابر کرد. ما در جامهای جهانی ۱۹۹۸، ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲ پیروزی داشتیم که سه امتیازش به مراتب از سه تساوی باارزشتر است!
در بازیهای المپیک در طول تاریخ، کشوری که یک مدال طلا داشته باشد بالاتر از کشوری قرار میگیرد که ۱۰۰ مدال از نوع نقره و برنز دارد. اشتباه نکنید؛ اینجا کسی منکر ارزش مدال نقره و برنز در المپیک یا کسب امتیاز در جام جهانی فوتبال نیست، اینجا صحبت از ادعاها و وارونه نشان دادن حقایق است. همین حالا در لیگهای فوتبال در تمام دنیا اگر امتیازات تیمها با هم برابر شود، تیمی که پیروزی کسب کرده بالاتر قرار میگیرد!
پس اینکه ما از وعده صعود برای دو سه مرحله رسیدیم به افتخار کردن بابت سه مساوی، آن هم برابر ضعیفترین تیم جام یعنی نیوزیلند، بلژیک ۱۰ نفره و در نهایت مصر که صعودش مسجل و به مهرههای اصلی خود فشار نمیآورد- باعث تعجب و البته افسوس است. آن هم برای ایران که در حداقل یک دوره -در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه در گروه مرگ با قهرمان جهان (اسپانیا)، قهرمان اروپا (پرتغال) و قهرمان آفریقا (مراکش) همگروه بود- ۴ امتیاز هم گرفت اما صعود نکرد. آن هم در شرایطی که تنها باخت ما با نتیجه ۱-۰ به اسپانیا، در صورت پذیرش گل عزتاللهی دیگر وجود نمیداشت...!
حالا بیایید به همان سنگ محک استقلال نگاه کنیم؛ تیمی که با فرهاد مجیدی در لیگ بیستویکم بدون شکست قهرمان شد. در فوتبال، این نتیجه است که میماند. اگر فرهاد مجیدی قهرمان نشده بود، آیا کسی از رکورد بدون شکست این تیم حرف میزد؟ فرض کنید فرهاد مجیدی هر ۳۰ مسابقه آن فصل را بدون شکست و با ۳۰ مساوی تمام کرده بود، با ۳۰ امتیاز نهتنها موردتحسین نبود بلکه در جایگاه ۱۳ جدول و در آستانه سقوط قرار میگرفت! یعنی به جای افتخار، حالا فرهاد مجیدی باید سرافکنده میبود!
فوتبالیهای ایران خیلی خوب بلدند از آپشن در قرارداد بستن استفاده کنند. اگر شما جام بگیرید، آن وقت نباختن و قهرمانی بدون شکست، به عنوان یک آپشن باارزش است. اما پز دادن به تیم بدون شکست که در وعده صعود ناکام بوده، حماسهسازی از هیچ است و به قول قدیمیها، گریه بر سر قبری که در آن مردهای نیست! این آب در هاون کوبیدن چه سودی دارد؟
اگر به همان حرفها و مصاحبههای قلعهنویی و دم زدن از بدشانسی و توجیه ناکامی بسنده میشد، باز اینقدر دلمان نمیسوخت که حالا فدراسیون فوتبال، با طراحی پوستر و شعار رسمی، به نوعی سعی در تثبیت موفقیت قلعهنویی و قلب این حقیقت دارد که فوتبالدوستان، مردم و کارشناسان، این تیم ملی را ناکام و شکستخورده میدانند. به عبارت ساده، حماسهسازی از شکست مطلق؛ دکترین موفقیت برای وارونه جلوه دادن ناکام محض!
بیشتر بخوانید: وزیر ورزش: عملکرد تیم ملی بسیار قابل قبول بود/ مسیر ما از جام جهانی به جام ملتها ادامه دارد

