روی کاغذ، برزیل به عنوان تنها تیم همیشه حاضر در همه ادوار جام جهانی همیشه در این تورنومنت یا هر مسابقهای مدعی اول و اصلی پیروزی است. فرقی نمیکند سرمربی مردان سرزمین قهوه و سامبا چه کسی باشد، بازیکنانش چه کسانی، بازی کجا باشد و حریف چه نامی داشته باشد، برزیل در نظر افکار عمومی باید ببرد.
یک چنین تیمی که رکورددار قهرمانی در جام جهانی است، در مرحله اول حذفی در این جام به کشوری خورد که یک رکورد عجیب و غریب داشت؛ نروژ تنها کشور در میان ۹۱ کشور دنیا بود که در فوتبال مقابل برزیل به زمین رفته اما هرگز شکست نخورده است! البته برزیلی ها در جام جهانی مثلاً بلغارستان را هم نبردهاند، اما زمانی که صحبت از تمام میادین میشود، نروژ تنها کشوری است که هرگز در فوتبال به برزیل نباخته بود. حالا ورق پنجم نیز به این کارنامه اضافه شده تا سابقه تقابل دو کشور در فوتبال چنین باشد؛
- ۱۹۸۸: نروژ ۱ - ۱ برزیل
- ۱۹۹۷: نروژ ۴ - ۲ برزیل
- ۱۹۹۸: نروژ ۲ - ۱ برزیل
- ۲۰۰۶: نروژ ۱ - ۱ برزیل
- ۲۰۲۶: نروژ ۲ - ۱ برزیل
مسلم است که این آمار و این رکورد تاریخی مثل شمشیر دو لبه برای هر دو تیم بود. به همان اندازه که به نروژیها اعتماد به نفس میداد، باعث تحریک برزیلیها و تمایل برای شکستن این تابو بود و البته که برعکس، نگرانی مردانه سرزمین قهوه از تکرار و ادامه این روند و احتمال بروز خطا و اشتباه در میان نروژیها!
بازی که شروع شد، تمام دنیا دید که این نروژ هیچ کاری به آن سوابق و گذشته ندارد. آنها از تاریخ، روحیه و اعتماد به نفس لازم را گرفتند اما هرگز دل به گذشته خوش نکردند. نروژ آگاهانه میدانست که نباید در زمین برزیل بازی کند. مردان متخصص در حفظ توپ که هیچ تیمی نمیتواند در تکنیک با آنها رقابت کند، پس نروژ ابتکار توپ و اختیار زمین را به برزیل داد و خود به تقسیم بندی انرژی و بازی منطقهای رو آورد.
نروژ میدانست که باید برای زدن ضربه، منتظر بماند. قرار نیست مقابل برزیل دست به ابتکار و به دنبال تاکتیک برای گل زنی باشد. نروژ باید از سوت آغاز تا سوت پایان داور در هر ۱۱ پست زمین متمرکز میماند. هر کس باید بهترین عملکرد را میداشت و در نهایت از هدیهای که جریان مسابقه به آنها میداد استفاده میکرد.
نروژ باید در شروع هر دو نیمه فشار حملات برزیل را تحمل میکرد. با این دانش که با گذشت هر دقیقه از زمان بازی، اگر گل نخورد، ورق روحی و شرایط بازی به نفع وایکینگها برگشته و در فشار استرس و بازی احساسی برزیلیها -که با نزدیک شدن به پایان بازی بی محاباتر حمله خواهند کرد- احتمال اشتباه بازیکنان بالاتر رفته و آن وقت، نروژ میتوانست ضربه نهایی را بزند.
دیدیم که این اتفاقات مو به مو افتاد، چرا که آنالیز مربیان نروژ و شناخت آنها از نقاط ضعف و قوت برزیل، کافی بود. پنالتی دقایق اول بازی میتوانست تیر خلاص به نروژ باشد، اگر برزیل به گل برتری میرسید نروژ باید تغییر برنامه میداد و حمله میکرد. آن وقت در ضدحملات، تکنیکی های برزیلی شانس زدن گلهای بعدی را داشتند. اما مهار آن پنالتی، فشار روی برزیلیها را افزایش و اعتماد به نفس نروژیها را به شدت بالا میبرد.
دیدیم که همین اتفاق افتاد و چطور اوریان نیلاند، ستاره زمین در نیمه اول شد و در نیمه دوم، این هالند بود که ماموریتش را انجام داد. خیلی ها فکر می کردند نروژ فقط اودگارد و هالند را دارد ولی برابر برزیل ثابت شد نروژ یک تیم کامل درون و بیرون زمین است. درست مثل پاروزدن وایکینگها، هماهنگ و به موقع. آنها که به عنوان ذخیره به میدان آمدند نیز بهترین کیفیت را نشان دادند، شاگرد ۲۲ ساله مورینیو در حضور اودگارد پاس هر دو گل را به هالند داد.
در نیمه اول نیلاند یک پنالتی گرفت و ۳ سیو درخشان داشت. در نیمه دوم نیز سوای همه صحنه ها، با آن دبل سیو دقایق آخر جاودانه شد. اودگارد به خوبی تیمش را رهبری و همه کارشان را عالی انجام دادند که اوج آنها هنرنمایی هالند با سر و با پا بود. او که در خیلی از دقایق بازی فقط راه میرفت، اما به قول خودش متمرکز بود و منتظر فرصت و دیدیم که زمانی که فرصت رسید، آن را از دست نداد!
لپ کلام اینکه نروژ رکوردش مقابل برزیل را حفظ و بار دیگر این تیم را برد. با همان نتیجه جام جهانی ۱۹۹۸ و حالا دیگر هیچ تیمی نمیتواند وایکینگها را دست کم بگیرد. اما نروژ این کار را با اتکا به تاریخ و کارنامه بازیهای قبلی نکرد. درخشش و آمادگی بازیکنان این تیم در کنار علم روز مربیان و انتخاب تاکتیک درست و بازی بدون اشتباه، دلیل اصلی برد نروژ بود.
بیشتر بخوانید: وایکینگها کابوس همیشگی برزیل؛ این طلسم شکستنی نیست!

