این جام جهانی در حال بازنویسی معنی فوتبال است. ورزش گروهی که معمولاً در این سطح بالا، کاری از بزرگترین بازیکنان و آنها که در تمام طول ۹۰ دقیقه وسط رقبا مهار میشوند، بر نمیآمد و پذیرفته بودیم که از اسمهای بزرگ در فوتبال مدرن و فشرده امروز کاری ساخته نیست.
اما در این جام جهانی همه چیز تحت الشعاع رقابت گلزنان بزرگ و تاثیر آنها در نتایج بازیها قرار گرفته است. مسی در هر چهار بازی به زمین آمده گل زده، هت تریک و دبل دارد و رکورد گلزنی در ادوار جام جهانی را شکست به فاصله چند ساعت بعد از هر نمایش اسطوره آرژانتینی، امباپه به میدان آمده و پا به پای او گل زده و چه در جدول گلزنان این دوره و چه ادوار جام جهانی، در تعقیب اوست!
کریس رونالدو هم بعد انتقادات بازی اول شروع به گلزنی کرد. هری کین نیز مثل رونالدو ، مسی و امباپه دبل دارد و با گلزنی مقابل مکزیک ۶ گله شد. کسی که مثل امباپه سابقه آقای گلی در جام جهانی را دارد و او نیز در جدول ادوار تاریخ برای مسی و امباپه رقیبی گردن کلفت است.
اما هر چقدر این نامها به دلیل حضور قبلی در جام جهانی و با داشتن بازوبند کاپیتانی کشورهایشان -که جملگی از مدعیان قهرمانی در جام جهانی هستند- از قبل مدعی آقای گلی بودند و پیش بینی میشد که بار اصلی موفقیت تیمهایشان را به دوش بکشند، حضور یک بازیکن جوان در این جمع نوبرانه است. کسی که این سالها در رقابتهای باشگاهی در هر کشور که بوده، پتانسیل بالای گلزنی خود را ثابت و پس از مدتها کشورش را به جام جهانی رساند.
هیچکس در تواناییهای ارلینگ هالند قبل از جام جهانی شک نداشت. بچه غول یک مهاجم استثنایی در زمین فوتبال است که از هیچ فرصتی نمیگذرد. هم سر دارد و هم پا، هم جاگیری و هم سرعت، از همه مهمتر هرگز از گل زنی اشباع نشده و در هر بازی برای زدن گلهای بعدی بیتابی میکند. با این وجود نخستین بار حضور در جام جهانی هر بازیکنی را جوگیر میکند، به خصوص که نروژ به لحاظ تیمی در سطح آرژانتین، فرانسه، اسپانیا، انگلستان یا حتی پرتغال مدعی نبود.
ولی ستاره یعنی متفاوت! خلاف تردیدها هالند از بازی اول در جام جهانی دبل کرد! بعد از چهار گل و کسب ۶ امتیاز برای کشورش، بازی سوم گروهی استراحت و سپس در دو مرحله حذفی با گلهایش، نروژ را به پیروزی رساند. او مقابل برزیل دوباره دبل کرد تا با ۷ گل در کنار مسی و امباپه در صدر جدول گلزنان بایستد.
اما چیزی که بیشتر از این رکوردهای بزرگ به چشم آمد، نمایش هالند در طول بازی بزرگ با برزیل بود. او گل اول را با سر زد، در دقیقه ۷۹ و در حالی که برزیل تا آن موقع فرصتهای طلایی گلزنی را از دست داده بود. با این وجود هر لحظه و با تعویضهای آنچلوتی و فرستادن همه ستارههای تهاجمیاش، امکان باز شدن دروازه نروژ بود. این یعنی اولین توپی که به هالند میرسید، سرنوشت بازی را رقم میزد.
حمله وران بزرگ برزیل تا آن لحظه حتی پنالتی یا تک به تک را از دست داده بودند اما هالند میدانست که تیم او امکان ساخت این همه فرصت در یک بازی را ندارد. او در بسیاری از دقایق بازی ایستاده بود یا قدم میزد، متمرکز بود تا سر بزنگاه فرصتی که به دست میآید را از دست ندهد. آن ارسال از سمت چپ به صورت عادی باید با دفع مدافع همراه میشد، اما بچه غول منتظر شانس نمیماند! آمد و به آن شکل آموزشی سر و گردنش را چرخاند و ضربهای به توپ زد که از شلیک با پا محکمتر بود!
ولی رفتار هالند بعد از گل به مراتب ارزشی به اندازه خود نتیجه داشت. او هیچ شادی خاصی نکرد، انگار میخواست به هم بازیانش بگوید صرفاً وظیفهاش را انجام داده، کاری را کرده که به خاطرش به زمین آمده بود. همانطور که دروازهبان وظیفهاش حفظ دروازه بود یا مدافعان تا ان لحظه کارشان را کرده بودند. هالند تا آن لحظه هرگز صاحب فرصت نشد، سر جایش میایستاد و صرفاً منتظر لحظه موعود بود.
او در دقیقه ۹۰ شاهکارش را کامل کرد. یک پاس معمولی در عرض را گرفت، استپ و شلیکی در جا با پای چپ و گشودن دروازه آلیسون بکر که برای بزرگترین مهاجمان دنیا در لیورپول و تیم ملی برزیل یک رویاست. اما هالند به سادگی این کار را کرد و بعد از گل دوباره سر جایش ایستاد، هیچ کاری نکرد و همبازیانش را که به نزدش آمدند، در آغوش کشید!
این بازی با دو گل هالند به سود نروژ تمام شد اما فرق او با نیمار یا وینیسیوس جونیور و بقیه ستارههای برزیلی، در رفتار هالند مشخص بود. آنها که لحظه به لحظه احساسیتر شده و تمرکز خود را بیشتر از دست میدادند، اما هالند جوری بازی کرد که هر توپی به او میرسید را گل میکرد. او در این جام جهانی ثابت کرد که چرا بهترین مثال برای تعریف مهاجم استاندارد کلاسیک در دنیای فوتبال است.
بیشتر بخوانید: حرکت تحسین برانگیز وینیسیوس پس از حذف برزیل

