بازی برزیل و نروژ با شکست مدعی قهرمانی تمام شد. آنجلوتی که با انتخاب نیمار مصدوم و ناآماده باعث شگفتی فوتبال دوستان شده بود -تا جایی که خیلیها گفتند خواسته به او بابت نقشش در رسیدن به نیمکت برزیل ادای دین کرده باشد- بعد از دو بازی اول که به دلیل مصدومیت نیمار را نداشت، دوباره در این مسابقه او را به زمین فرستاد.
برزیل در نیمه اول یک پنالتی را از دست داده بود که بعد بازی مربیان گفتند در غیاب رافینیا و نیمار، برونو گیمارش بهترین گزینه در زمین بوده است. نیمار پشت ضربه دوم ایستاد و به همان سبک برونو ضربه زد، کری هم برای نیلاند خواند اما در نهایت وقتی سوت پایان بازی به صدا درآمد، سنگربان نروژ و یارانش مشغول شادی بودند و این نیمار بود که روی زمین نشسته و گریه میکرد....
به این ترتیب نیمار به پایان ۱۶ سال حضور در پیراهن برزیل رسید. او در سال ۲۰۱۰ در ۱۸ سالگی اولین بازی ملی خود برای برزیل را در همین ورزشگاه متلایف انجام و اولین گل ملیش را زد. او که با آخرین گل ملی در همین زمین، با ۸۰ گل ملی از رکورد پله عبور و بهترین گلزن تاریخ برزیل شد، او که قید پول کلان عربستانیها را زد و تنها با رویای حضور در چهارمین جام جهانی به سانتوز برگشت.
نیمار هم مثل رونالدو، مودریچ یا کین با رویای تجربه مسی و امباپه به این جام جهانی آمد. ستارههای بزرگی که به رغم حضور در ادوار جام جهانی، هرگز نتوانستند به موفقیت و قهرمانی برسند. نیمار در چهار جام جهانی بازی کرد و در همان جایی که شروع کرده بود، با اشک و گریه از فوتبال رفت. چیزی که از ابتدا معلوم بود، در جام جهانی فقط یک تیم قهرمان میشود و اگر شگفتی رخ ندهد، از بین مسی، رونالدو، نیمار، کین و امباپه یا یامال، فقط یکی به قهرمانی میرسید! در صورت شگفتی هم که دیگر نتیجه معلوم بود، هیچ کدام!
با این وجود تک تک این ستارههای بزرگ، با علم به این حقیقت رنج روبرو شدن با سرنوشتی تلخ را به جان خریده و راهی جام جهانی شدند. ریسک رسیدن به رویا در مقابل از دست دادن گذشته پرافتخار، خاطرات خوشی که طی سالها برای هوادارانشان ساخته بودند. آنها که در زندگی فوتبالی و شخصی به هر چیزی که ممکن بود رسیده و هر روز مقابل این سوال قرار داشتند که آیا ارزشش را دارد؟ ریسک رقابت نابرابر با جوانانی مثل دوئه یا یامال و جبر زمانه!
برزیل به پایان عصر امثال نیمار و مارکینیوش رسید. دیگر دوران استفاده از یک اسکلت ثابت در چند دوره جام جهانی به پایان رسیده و با آغاز عصر یامال و دوئه، امثال نیمار با اصرار به ماندن و بودن، کارنامه خود را با شکست و تلخی به آخر رسانده و خاطرات خوش گذشته آنها با ثبت این اشکها، محو شد. او که به زمین آمد تا به تیم کشورش کمک کند، اما فقط دعوا کرد و کارت گرفت و در پایان بازی اشک ریخت....
همان اتفاقی که برای لوکا مودریچ افتاده بود و چه بسا در ادامه مسیر برای رونالدو هم بیفتد. انها که سعی میکنند با وجود سن بالا با طبیعت زندگی و گذشت زمان بجنگند ولی افسوس که سرنوشت همه کسانی که به جنگ قانون گذر زمان میروند، یکسان است. فرار از شکست، حتی کار شوالیههای بزرگی همچون نیمار نیز نبود.
بیشتر بخوانید: خداحافظی پس از گریههای بیامان؛ نیمار: تلاش کردم اما...

