جام جهانی ۲۰۲۶ به مرحله یک چهارم نهایی رسیده و از امشب ۸ تیم باقیمانده در گردونه برای کسب مجوز حضور در نیمه نهایی دوباره مسابقات را از سر خواهند گرفت. بازیها به اوج حساسیت خود رسیده و دیگر کمتر کسی سراغی از ۴۰ تیم خارج شده از گردونه این جام میگیرد، مگر اخباری کوتاه در حد استعفا یا برکناری مربیان حاضر در همین جام یا خداحافظی برخی بازیکنان که البته در هر دو مورد، هیچ ارتباطی با ایران مشاهده نمیکنیم!
در حالی که خیلیها منتظر استعفای قلعه نویی یا حداقل تغییر در کادر فنی او بودند و خیلیهای دیگر، مثل تمام این سالها منتظر تغییر نسل -حالا که زور کسی به برکناری ستارههای بالای ۳۵ سال ما نمیرسد لااقل خودشان خداحافظی کرده و یا خروج داوطلبانه جا برای جوانان باز کنند- اما این تیم مثل یک قهرمان وارد کشور شد و هنوز هم از فوتبال و هوادارانش طلبکار است!
هر چقدر تشویق نروژی در استقبال چند صد نفره از تیم ملی ربطی به نتایج و شایستگی ما در جام داشت، ماندن قلعه نویی و بازیکنان تمام شده اش نیز به کارنامه و آمادگی و شایستگی آنها ربط دارد! دوستان به استراحت رفتند و به زودی کار خود را برای جام ملتهای ۲۰۲۷ آغاز میکنند و ما صرفاً باید دلخوش به تماشای رقابت سایرین در جام باشیم! جامی که هرازگاه با اخبار حاشیهای دوباره ما را یاد فوتبال خودمان میاندازد!
جمهوری کنگو یکی از تیمهایی بود که ما امیدوار بودیم در بازی آخر گروهی نتواند پیروز شود تا ایران به عنوان یکی از تیمهای سوم به دور حذفی صعود کند! اما آمد و با شایستگی حقش را در زمین گرفت و صعود هم کرد، آن هم در اولین تجربه حضور در جام جهانی و بدون آنکه رئیس فدراسیون یا سرمربیاش قول صعود داده باشد!
کنگو در این سالها نمایندگانی در لیگ برتر ما داشته که برخی هنوز هم حضور دارند، یکی از این بازیکنان مشترک بین تیم ملی کنگو و لیگ برتر ما گایل کاکوتا بود که به لطف دلالها و به خاطر درخشش در سال ۲۰۰۸ بعد این همه سال به استقلال قالب و چند صد هزار دلار به جیب خود و دلالها ریخت! او که بعد استقلال تیم نداشت، به لطف همان سابقه با کنگو به جام جهانی ۲۰۲۶ رفت و بدون آنکه ثانیهای فرصت بازی پیدا کند، با این تیم از جام خارج و از فوتبال خداحافظی کرد.
در حالی که به یمن همین حضور در جام جهانی میتوانست دوباره با هنر دلالهای ایرانی، در فوتبال ما دلار بگیرد! کاکوتا، ماشا و خیلیهای دیگر به عنوان آخرین ایستگاه برای پول مفت و بدون زحمت گرفتن، بهشتی بهتر از ایران پیدا نمیکنند و میبینیم که بعد از خروج از کشور ما پیشنهادی ندارند! مثل برخی مربیان که قبل و بعد کار در ایران، در کشورشان کافه داری و شکلات فروشی می کنند یا ازدواج! و منتظر پیشنهاد بعدی از ایران می مانند!
همه چیزمان به همه چیز میآید. تیم ملی ما مدرسه پیرمردها و لیگ ما سرای سالمندان است. با این تفاسیر چرا باید از بازیکنان پیرمرد تیم ملی توقع داشته باشید قید چند صد هزار دلار سالانه را زده و خداحافظی کنند؟ تازه منتظر باشید که بازیکنان پا به سن گذاشته سایر تیمهای حاضر در همین جام جهانی، زمانی که از رسیدن پیشنهاد از بقیه کشورهای دنیا ناامید شوند، چمدان بسته و سر از لیگ بیست و ششم ما در بیاورند!
این خط و این هم نشان، کاکوتا های بعدی در راه لیگ برتر ما هستند و دلارهای بی زبان، در انتظار جیب دلالان!

