پریشب در رسانه ملی و به دلگرمی میثاقی، علیرضا بیرانوند تا توانست ابراز ناراحتی و گلایه کرد! او که اصرار داشت جهان به تیم ملی ایران افتخار کرده و شبکههای خارجی گفتهاند باید مجسمه بازیکنان ایرانی را ساخت، نتیجه گرفت ما محبوب خارج بودیم اما در داخل ما را کوبیدند و تاکید موکد کرد از این بابت خیلی دلخور است.
عمده حرفهای بیرانوند در این برنامه دیکته و توجیه بود؛ اینکه از موضع بالا و طلبکارانه با همه حرف بزنی و خود را قهرمان بپنداری و مردم را مواخذه کنی که چرا آنطور که انتظار داری مورد حمایت و تمجید واقع نشدهای یا مجسمهات را نساختهاند، بیش از آنکه حاصل ذهنیت شخص علیرضا بیرانوند باشد، حاصل دکترین و نگاهِ از بالا به پایین امیر قلعهنویی، فدراسیون فوتبال و سایر مدیران و مسئولان است. به طور طبیعی هر مجموعه شبیه مدیر و هر خانواده شبیه پدر میشود و از مدیریت مهدی تاج و امیر قلعهنویی نباید توقعی جز ژست هومن افاضلی یا بیان علیرضا بیرانوند داشت.
کاش همانطور که قیاسی از دختر بیرانوند پرسید «دوست داری پدرت به پرسپولیس برگردد یا استقلال؟»، و مثل هر بچه دیگری صادقانه جواب داد «پدرم استقلالی است!»، در مورد ادعاهای فوق نیز از آن بچه میپرسیدند تا مشخص میشد حتی اعضای خانواده بیرانوند و سایر بازیکنان نیز آنها را شایسته مجسمهسازی نمیدانند!
اما یک نکته خطاب به شخص بیرانوند که ترجیعبند حرفهایش تکرار این ادعا بود که ما خوب بودیم اما دستاوردها و موفقیتهای ما را ندیدند و کوبیدند؛ کاش بیرانوند دلخوری خود را در خلوتش و از آینه میپرسید! اینکه سهم او و همبازیان، مربیان و مدیران تیم ملی در ایجاد این شکاف و چنین حجمی از نارضایتی چه و چهقدر بوده؟ با آن بسیج همگانی صداوسیما و فدراسیون فوتبال در حمایت از تیم ملی، اگر واقعا تعداد و صدای منتقدان کم بود که باید وسط کف و سوت طرفداران گم میشد! وقتی از اعتراضها و انتقادها گلایه میکنی، اول این سوال برایت ایجاد نمیشود که چرا اینهمه مخالف و معترض داری؟!
تلاش تلویزیون برای اینکه منتقدان را وطنفروش معرفی کند، اصرار فدراسیون برای دستاوردسازی، تقلای تیم دستیاران و مشاوران قلعهنویی برای اثبات اینکه تیم ملی ناکام نبوده، و حالا هم گلایه بیرانوند بهنمایندگی از بازیکنان که چرا اینقدر با ما بد و نامهربانید، نشان میدهد کفه ناراضیها از عملکرد تیم ملی، بسیار سنگینتر از وزن موافقان نتایج قلعهنویی است.
در این شکافی که بین تیم ملی و فوتبالدوستان افتاده، هر چقدر هم که بخواهیم مقابل دوربینها حقیقت را انکار کنیم، آفتاب پشت ابر نمانده و سهم هر طرف معلوم و مشخص است. برای حل یک مشکل، قدم اول آن است که آن را بپذیریم، بعد برای حلش بکوشیم.
بیشتر بخوانید: آقای بیرانوند! خودت جای مهدویکیا بودی بدون دعوت جایی میرفتی؟/ این نسل خودشیفته، برای کدام اسطوره عزت و احترام قائل شده؟

