آنقدر حرفهای امیر قلعهنویی و ادبیات او، فرافکنیها، استدلالها، فرار به جلوها و خلاصه تمام آنچه شخصیت او را تشکیل میدهد، تکراری است که شاید خیلیها دیگر حوصله خواندن و شنیدن حرفهایش را نداشته باشند. اما جایگاه حقوقی او به عنوان سرمربی تیم ملی، رسانهها را وادار میکند با وجود حفظ بودن جملات او، پای این صحبتها نشسته و برای هزارمین بار از مردم، فوتبال و منطق دفاع کنند.
با این توضیح گزیده مهمترین حرفهای تازه قلعهنویی را بخوانید:
- میگویند مردم تیم ملی را دوست ندارند، اما ۶میلیارد نفر بازیهای ایران را دنبال و زمان بازی ما تمام رستورانها و سینماها پر بود.
این استدلال قلعهنویی شبیه کسی است که بگوید فردا ساعت ۱۲ ظهر به خاطر من، از خانه بیرون بیایید و آن وقت ترافیک تهران را به پای محبوبیت خود بگذارد! همه کسانی که به رستوران میروند، غذا هم نمیخورند، چه رسد که به خاطر تیم آقای قلعهنویی رفته باشند. آن عدد ۶میلیارد را هم مثل خیلی آمار دیگر به قلعهنویی گفتهاند و دنبال مدرک و سند آن نباشید!
- خلاف ادعای برخی، مردم عاشق تیم ملی هستند
بر منکرش لعنت! مردم تیم ملی را دوست دارند اما انصافا این تیم، واقعا ملی بود امیرخان؟ راستی شما که تازه برگشتید و ماههای اخیر ایران نبودید، دقیقا کجا مردم را دیدید؟ در فضای مجازی که همه چیز معلوم است، در فضای واقعی هم ایرانیها اهل تعارف! این نظرسنجیهایی که خبرورزشی و سایر رسانهها میگذارند و آن ۸۰ و ۹۰ درصد ناراضی، مردم نیستند؟!
- من با بزرگان فوتبال مثل فرکی و جلالی مشورت میکردم
تا جایی که ما میبینیم همه بزرگان و پیشکسوتان، منتقد شما و عملکرد تیمتان هستند. فرض که این دو بزرگوار به تلفن شما جواب داده باشند، شما چقدر به توصیههای آنها گوش کردی؟ مردم اسم جلالی و فرکی را میشنوند اما هومن افاضلی و سعید الهویی را کنار شما میبینند!
- اگر من هم زنجیر طلا میانداختم و یقهام را باز میگذاشتم آدم خوبی بودم!
حسادت چیز خوبی نیست امیرخان! اصلا کسی نفهمید منظورت علی دایی است! اگر او محبوب شده نه به خاطر ظاهر، بلکه به خاطر این است که حرفها و رفتارش یکیست. نه جزو آنهایی که بقول لسانالغیب، چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند!
- من آنقدر وجود داشتم که بعد از بازی با بلژیک گفتم تعویضهایم اشتباه بود و بازیکنانم عالی بودند
جسارتا امیرخان عصر تکنولوژی شده و فیلم صحبتهای شما موجود است! شما دقیقا برعکس، کاسه کوزه را سر بازیکنان شکسته و فرمودید: از «بازیکنان تعویضی» راضی نیستم!
- در مورد پاداش، اگر آقای تاج اجازه دهند توضیح میدهم
کسی که پاداش را داده قطعا باید از کارش دفاع کند. اما اینجا طرف حساب مردم کسی است که پاداش را گرفته! شما چرا بابت کار خود به اجازه آقای تاج نیاز دارید؟ ضمنا مگر موضوعی از این مهمتر وجود داشت؟ چرا قبلا اجازهاش را نگرفتید که حالا بدون تعارف بگویید این رقم را گرفتید یا نه؟ و اگر گرفتید، آیا این رقم با توجه به درآمد سرانه مردم ایران -که مدعی هستید طرف آنهایید- تناسبی با کارنامه و عملکرد شما دارد؟
در همین ارتباط: قلعهنویی علیه منتقدان: اگر به جای ساعت با کتوشلوار، گردنبند میانداختم آدم بهتری بودم؟
- هرکس ساعت میبندد، یعنی منضبط است. بد بود که مربی تیم ملی خوشلباس باشد؟
اینهمه آدم ساعت میبندند که جسارتا اکثر آنها خیلی هم منضبط نیستند امیرخان! ضمنا با شما موافقیم که مربی تیم ملی باید خوشپوش و خوشتیپ باشد، که اتفاقا شما در این سالها و در همین جام جهانی، نبودید! بستن آن ساعت در فتوشوتهای رسمی فیفا -و نه ۳ بازی که میلیونها نفر دیدند- از آنجایی بد شد که همه دیدند در تمام عکسها، تاکید میکنبم تمام عکسها، شما عامدانه ساعت را به رخ میکشید! جوری ژست گرفتید که حتما ساعت دیده شود و مردم با این بهرخکشیدن و پزدادن، مسئله دارند نه حتی با قیمت میلیاردی ساعت شما!
- آنها که در زمان جنگ برنامه خود را تعطیل کردند و به غار رفتند، تعجب میکنم چرا حاکمیت به آنها تریبون میدهد و برخورد نمیکند؟
خود شما امیرخان در زمان جنگ و موشکباران کجا تشریف داشتید؟ ضمنا رسانههای منتقد شخصی هستند و تریبونی از حاکمیت نگرفتند که اینگونه آنها را تهدید میکنید و خواهان بستن دهان رسانهها میشوید.
- یک نفر در ۲۰۱۴ فقط یک امتیاز گرفت اما قهرمان ملی شد
شاید هرگز فوتبالیها آن روز را نبینند که قلعهنویی بیخیال دیگران شده و از خودش حرف بزند! کارلوس کیروش، خوب یا بد، کارش را کرد و رفت. شما چرا ولکن او و بقیه نیستی؟ کارنامه او با منتقدان، شما از کارنامه خودت بگو!
- در آینده از کار بزرگ ما خواهند نوشت و خواهند گفت
وقتی یک اتفاق خیلی بزرگ باشد، در زمان حال پرداختن به تمام زوایا و جوانب آن میسر نیست و یکسری اسرار و معماها بعد از سالها عیان میشود. کاش جناب قلعهنویی میگفت که آیندگان باید دقیقا از کدام کار ایشان بگویند و بنویسند! ما که هرچه نگاه کردیم، در این سه بازی «هیچ» ندیدیم جز گل خوردن و سپس بازی احساسی و دویدن برای زدن گل مساوی!
- ما یک اشتباه کلامی کردیم که همانجا تصحیح شد، بهجای بدشانسی فوتبالی گفتیم خدا
چرا این اشتباهات لپی شما در این چهار دهه تمامی ندارد ژنرال؟ شما اولین کسی هستید که پای اعتقادات و باورهای مذهبی را به اتفاقات فوتبالی بازگردید و آنقدر روی این باورها اصرار داشتید که خواه ناخواه، عملکردتان را افکار عمومی به حساب خدا و اعتقادات میگذارند. شما مقصر این ماجرا هستید یا مردم؟
- عده کمی مغرض هستند که بدون انصاف، فقط ما را میکوبند
اگر تعداد این عده اینقدر کم است، خوب شما چکارشان دارید؟ بگذارید ما اقلیت -که صدایمان در میان اکثریت حامی و طرفدار شما به جایی نمیرسد- در دنیای غرضورزی و بیانصافی خود بمانیم! اما اگر تعداد این مغرضان کم نیست، آن وقت باید این سوال را از خودتان بپرسید که چرا فقط با شما غرض و مرض دارند؟!
جمعبندی: در تمام دنیا سرمربی تیم ملی در قبال تمام تصمیمات و نتایج تیمش پاسخگوست. میبینیم کسی مثل دشان با این کارنامه درخشان و اینهمه ستاره که برای فرانسه ساخت، چطور بابت دو باخت، پاسخگوی منتقدان است و کسی مثل توخل، که بعد از ۶۰ سال انگلیس را روی سکو برد، چطور حملات بیرحمانه را با منطق و استدلال و آرامش پاسخ میدهد. مربیانی که در زمینه باشگاهی و ملی، افتخارات و کارنامه بزرگی دارند اما در باد آن نخوابیده و نسبت به هر تصمیم پاسخگو هستند.
اما امیر قلعهنویی مثل تمام دهههای قبل، خود را فراتر از فوتبال، قوانین و مردم دانسته و اینجا هم به روال تمام مصاحبههای ۳۰ سال اخیر، ۹۵ درصد زمانش را به صحبت در مورد دیگران و حمله به امثال دایی و کیروش و خبرورزشی گذراند و آن ۵ درصد که از خود صحبت کرد، صرفا تعریف و تمجید، همراه با کمی غرولند و گلایه از شرایط بود!
امیر قلعهنویی بهتر از همه ما میداند هرکس سرمربی تیم ملی یا تیمهای بزرگ و پرطرفدار باشد، باید در قبال تکتک تصمیماتش پاسخ بدهد. اما او ترجیح داد به جای سوالات رسانهها و مردم، که مثلا میپرسند چطور به اسم امثال دنیس اکرت رسیدی، شهریار مغانلو چطور ناگهان در جام جهانی بازی کرد، داستان جوانگرایی در تیم ملی چه شد، پلن و برنامه ما برای این سه بازی چه بود که آنقدر با تاکید قول صعود دادید و… کماکان با همان تاکتیک قدیمی، فرافکنی و فرار به جلو کند!
که البته تا امروز با گذشت ۱۳ سال از آخرین جام و موفقیت او، هنوز این روش جواب میدهد! و نباید از امیر توقع تغییر داشت، برای او حرف مرد یکی است: فودباله دیگه!
این ویدیو را هم از دست ندهید: واکنش تند فردوسیپور به قلعهنویی: کسی از غار حرف بزند که موقع جنگ ویلای ترکیه نبوده باشد!

