شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
۰ |
۰

از کوزه همان برون‌ تراورد که در اوست

به بهانه تغییرات روی نیمکت تیم‌های لیگ؛ با این جابه‌جایی‌های بی‌منطق معلوم است که در تیم ملی چه خواهد شد!

به بهانه تغییرات روی نیمکت تیم‌های لیگ؛ با این جابه‌جایی‌های بی‌منطق معلوم است که در تیم ملی چه خواهد شد!
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

همزمانی جابجایی مربیان روی نیمکت تیم‌های ملی -بعد از جام جهانی- با اتفاقات لیگ خودمان، نکات جالبی به همراه دارد.

جام جهانی نقطه تصمیم گیری برای تمام تیم‌های ملی دنیا است. هر چهار سال یک بار تیم‌ها با توجه به نمایش و نتیجه‌ای که در جام جهانی گرفته‌اند، اقدام به تصمیم گیری کرده و پوست می‌اندازند. آنها که از نتیجه و نمایش تیم کشورشان راضی هستند، قرارداد مربی را تمدید و آنها که چه از نتیجه یا نمایش راضی نباشند، دست به تغییر می‌زنند. نگاه کنید که روی نیمکت فرانسه، زیدان جانشین دشان می‌شود و روی نیمکت آلمان، کلوپ به جای ناگلزمن می‌آید.

کشورهایی که از نتیجه ناراضی هستند -مثل کره جنوبی- اشتباهات خود را پذیرفته و تغییر مسیر می‌دهند و در قدم اول تعیین مسیر جدید، سراغ مربی‌ می‌روند که آنها را در راه تازه به منزل مقصود برساند. آنهایی هم مثل آرژانتین که در دو جام جهانی دو بار به فینال رسیده و در این فاصله دو بار قهرمان قاره خود شده، بعد از عذرخواهی سرمربی از مردمش، قرارداد او را تمدید می‌کنند.

اینجا می‌رسیم به همان اصطلاح همیشگی که هیچ چیز فوتبال ما شبیه هیچ کجای دنیا نیست. در همه دنیا لیگ را برگزار می‌کنند و برای فوتبال هزینه می‌شود تا خروجی آن، موفقیت تیم ملی و بالا رفتن پرچم کشور در میادین مهم مثل جام ملت‌ها یا جام جهانی شود. اما اینجا وقتی نتیجه نمی‌گیریم، قبول هم نمی‌کنیم و خود را قهرمان می‌پنداریم، معلوم است که چیزی تغییر نخواهد کرد!

نگاه کنید به اتفاقاتی که در لیگ خود ما می‌افتد. جابجایی‌هایی که هیچ منطقی برایشان وجود ندارد مگر خواست و اراده دلال‌ها و نیاز جیب آنها! از اسم و کارنامه که عبور کنید، اینکه امثال زیدان و کلوب جانشین نام‌های بزرگ قبلی می‌شوند و کشوری مثل بلژیک به سراغ همسایه و رقیب دیرینه‌اش هلند می‌رود و فن بومل را می‌آورد -وجه مشترک تمام این مربیان لیاقت و کارنامه قوی آنهاست- چیزی که در فوتبال ما کمترین اهمیت را هم ندارد!

حالا نگاه کنید به موارد مصداقی، ذوب آهن در لیگ بیست و پنجم با قاسم حدادی فر و تیمی کم بودجه و جوان استارت زد. نرسیده به یک سوم پایانی فصل، او را کنار گذاشت و از بیم سقوط به سراغ جلال امیدیان رفت. کسی که نه خودش و نه مسئولان ذوب آهن نمی‌دانستند مربی دائم است یا موقت! سپس به سیروس پورموسوی حکم دادند و هنوز استارت نزده، عبدالله ویسی جانشین او می‌شود!

واقعا ملاک ذوب آهن در انتخاب مربی چیست؟ آنها چه برنامه‌ای برای آینده خود دارند که سراغ مربیانی با این درجه از تفاوت از یکدیگر می‌روند؟ حالا نگاه کنید به فجر سپاسی، تیمی که با پیروز قربانی از لیگ آزادگان برگشت و در لیگ نیمه کاره بیست و پنجم نتایج آبرومندانه‌ای گرفت. تیمی که همیشه متکی به جوانان و سربازها بوده و در آن خبری از ریخت و پاش تیم‌های پولدار نیست.

فجر سپاسی به جای پیروز قربانی، سراغ رسول خطیبی می‌رود! پیروز یک مدافع بود و دکترین فوتبالش فیزیکی و مشخص بر پایه جوانگرایی، اما رسول یک مهاجم تکنیکی بود که بین مدیریت و سرمربیگری در دولت فعلی، سرگردان است و حالا سر از تیمی درآورده که خلاف مس فصل قبل، هیچ پولی ندارد! به یاد داریم در ابتدای فصل قبل رسول خطیبی بیش از ۱۰۰ میلیارد تومان خرج بازیکنانی کرد تا به جای کنار گذاشته ها بیایند و سپس همان ها را هم کنار گذاشت و نتیجه نگرفت و برکنار شد!

کاش یک نفر در فوتبال شیراز و باشگاه فجر پیدا شود و بگوید چه شباهتی بین پیروز و قربانی و رسول خطیبی هست که شما از پیروز به رسول می‌رسید؟ قرار است در این فصل فجر سپاسی کجای جدول باشد؟ و در نهایت، کدام عامل باعث برتری رسول نسبت به سایر مربیان شده؟ چون قطعاً این عامل، کارنامه و نتایج نیست!

همین داستان در تیم‌های دیگر هم وجود دارد و خروجی آن می‌شود تیم ملی که حال و روزش را در جام جهانی دیدیم و قرار است با امیر قلعه نویی ادامه دهد! وقتی چیزی نکاری، نمی‌توانی توقع محصول در درو داشته باشی و زمانی که باد بکاری، طوفان درو خواهی کرد!

بیشتر بخوانید: پیشنهاد اغوا کننده سایت شرط‌بندی قبل از دربی به ستاره استقلال/ یک کیف پر از دلار بغل دستم بود

وب‌گردی و دیدنی‌های ورزش

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدید

پربحث هفته

منهای ورزش

بازرگانی

آخرین خبرها