شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۰
۱ |
۳

۴ استقلالی در تیم رویایی محرمی منهای علی پروین؛

مجتبی محرمی در من‌تومن: پروین گفت اگر بری کمر پرسپولیس می‌شکنه/ دخترم پلیس شده ولی پیش من نمی‌آید/ این‌قدر اذیتم کردند که رفتم سراغ اعتیاد!

زمان مطالعه: ۶ دقیقه

مجتبی محرمی، پیشکسوت فوتبال در تیم ملی و پرسپولیس با مروری بر خاطرات دوران بازی و اردوهای تیم ملی و باشگاه محبوبش در قلب پایتخت، نکات جذابی را به زبان آورد.

مجتبی محرمی مهمان قسمت دوازدهم من تو من است تا روزهای داغ فوتبال پرحاشیه و جنجالی دهه ۷۰ را همراه با بهروز رهبری‌فرد از قاب خبرورزشی بازگو کنند. صحبت‌های کمترشنیده‌شده و جالب ستاره اسبق پرسپولیس و تیم ملی و از جمله پیشکسوتان محبوب قرمزپوش فوتبالمان را درباره وقایع آن سال‌ها، هم در میدان مسابقه، هم در تمرینات و هم در حاشیه و زندگی خصوصی‌اش در این گفت‌وگو می‌خوانید.

ضربه‌ای به سرم خورد که یک ماه می‌رفتم بیمارستان

یک بار تصمیم گرفتم به جای دفاع چپ توی دفاع وسط بازی کنم به همین خاطر پشت سر بهروز (رهبری‌فرد) قرار گرفتم اما بهروز تو یه صحنه با سر به کله من ضربه‌ای زد که خدا می‌دونه. به بهروز گفتم توپ اون طرفه بعد تو کله منو زدی! بعد از اون ضربه‌ای که به من زدی یک ماه داشتم می‌رفتم بیمارستان.

علاقه خانواده پروین به محرمی

این‌که علی پروین تعریف می‌کنه خانواده‌اش که به ایران می‌اومدن ازش می‌خواستن منو دعوت کنه در واقع محبوبیت نبود، یه جور رفاقت بود.

موی بازیکن حریف رو کشیدم چون اون دم دستم بود

تو یکی از مسابقه‌ها با یه تیم خارجی سه گل از حریف عقب افتاده بودیم. جواد (منافی) با نادر (محمدخانی) و جمشید (شاه‌محمدی) از بازی اخراج شده بودن. منم رفتم توپ رو بردارم بازیکن برزیلی حریف توپ رو با لگد شوت زد به سمت دیگه. حالا فکر کن ما سه نفر کم داریم وقتم داره تموم میشه. داور بازی‌ام جمال شریف بود؛ همون سوریه‌ایه. بازیکن حریف یه عالمه موی بلند فری داشت. وقتی دیدم توپو زد اون طرف منم دیدم هیچ‌جایی‌شو نمی‌تونم بگیرم، موهاشو گرفتم.

به‌خاطر عروسی‌ام به من انگ جاسوسی زدند

شب دامادی من از کلانتری ریختن تو خونه و گفتن شما اینجا پارتی دارید! روبه‌روی خونه ما یه عروسی بود البته خونه ما عقدکنون بود. بالاخره آدم خونواده و فامیل داره، عروسم فامیل داره. بعد اول ریختن تو خونه روبه‌رویی. اونا رو گرفتن و گفتن عروسی فلانی اینجاست؟ گفتن نه بابا خونه روبه‌روییه! خونه اوناست که عقدکنونه. یهو ریختن تو! ریختن، گرفتن، بردن و... ما اصن نفهمیدیم چی شد! فقط می‌گفتن اینجا پارتیه. چون ما یه چند تا مهمون خارجی داشتیم به ما انگ جاسوسی زدن. البته مهمون خارجی‌هامون رفتن. من از کجا می‌دونستم دهه ۶۰ مهمون خارجی داشته باشم بهم انگ جاسوسی می‌زنن. که چی باشه؟ اونا دوست داشتن ببینن سنت‌های ما یا عروسی ایرانیا چه شکلیه.

به من چه که ورمزیار تو دوره من بود!

صادق ورمزیار خوب بود ولی اون موقع من دفاع چپ تیم ملی بودم. قبول دارم که صادق تو دوره‌ای که من رو اوج بودم پشت من مونده بود. البته من یه سال محروم بودم و این فرصت براش بود. از خود صادق بپرسی بهت میگه. ما زمین شماره ۲ امجدیه بازی داشتیم. یعنی در واقع تمرین بود. مثل بازی‌های امروز تیم ملی که دوتا تیم میشن با همدیگه بازی می‌کنن. یه توپ خورد تو پای من بعد اومدم اون طرف‌تر پام پیچید. صادقم پاش توی گچ بود. من رفتم سریع پامو پیش دکتر شهرستانی گچ گرفتم چون عمو نصی (نصراله عبداللهی) بهم گفته بود هر وقت پات پیچید سریع برو گچ بگیر.

همه، بدی‌های مرا دیدند

متاسفانه خوبی‌های منو کسی ندید بیشتر بدیامو دیدن. یادمه نشریه ارزش یه تیتر برای من زد با این جمله «مردی که باطل شد»؛ بعدش تو ایران دو تا شخصیت اسمشون و عکسشون ضربدر خورد یکی شاه بود یکی من.

پروین گفت اگر بری کمر پرسپولیس می‌شکنه

سالی که تیم کشاورز تشکیل شد پیشنهاد خوبی به من دادن ولی من نرفتم چون علی پروین گفته بود نرو. به من گفت تو بری کمر تیمم می‌شکنه. اون موقع گفته بودن ۳۰۰ متر زمین بهم میدن. موتورسیکلت، ماشین، یخچال و ۵۰ هزار تومان اون موقع! هم پول می‌دادن هم... محمودخان خوردبین گفت بده بره آقا (به علی پروین). ۳۰۰ متر زمینی که می‌خواستن بدن توی سوهانک بود اما… (سرش را به نشانه تاسف تکان می‌دهد)

نمی‌توانم به دروغ بگویم مایلی‌کهن آدم خوبی نیست

محمد مایلی‌کهن خیلی آدم خوبیه. من بلد نیستم دروغ بگم. آدم خوب کسیه که به کسی کاری نداشته باشه. آره شاید یه وقت که به امیر بگه گروهبان قندلی ولی اصلا اینطوری نیست اون بنده خدا.

در اولین بازی رهبری‌فرد برای پرسپولیس سرویس شدم

رهبری‌فرد سر اولین بازیش که تازه اومده بود تو پرسپولیس داستان داشت. هی می‌گفتم بهروز برو تو زمین. اولین بازیشم افتاده بود با استقلال! دربی بود. گفتم بهروز برو تو زمین.‌ هی می‌گفت من نمی‌تونم! ‌گفتم یعنی چی نمی‌تونی؟ برو تو زمین. بعد رفتیم تو زمین بهروز راست بود من چپ. خداوکیلی منو سرویس کرد.

یک‌سری‌ها محل تولدم رو دوست نداشتند

من معتاد نشدم اعتیاد پیدا کردم. حکایت در رفت و فرار کرده. نمی‌دونم چی شد، قبل ازدواجم بود. فکر می‌کنم تو ۲۶ یا ۲۷ سالگی بود. فکر می‌کنم بیشتر از هر چیزی به خاطر افسردگی بود! این‌قدر اذیتم می‌کردن، هی می‌بردن، هی می‌آوردن! می‌خواستی بری مسافرت ممنوع‌الخروج بودی. با تیم ملی یا پرسپولیس فرقی نداشت.‌ هر دفعه اومدم برم گفتن ممنوع‌الخروجی! این سند می‌ذاشت، اون سند می‌ذاشت، تیمسار سند می‌ذاشت! اصلا دلیلش رو نمی‌دونم چی بود.‌ گیر الکی می‌دادن! خوششون نمیومد. شاید چون بچه پایین بودیم. تو اون محله ما یعنی جمشید، هم آخوند بود هم دکتر بود همه جور آدمی بود. این کجاش بد بوده؟ من از همون محله جمشید اومده بودم ستاره شدم اما مثل این‌که یه سریا دوس نداشتن.

آن خنده من خنده تلخ بود

این‌که بعد از پنالتی مقابل عربستان توپم خراب شد و خندیدم دلیل داشت. اون موقع سرمربی تیم ملی مایلی با فریادشیران بود. می‌دونی علت ناراحتیم چی بود؟ به هرکی میگم یه چیزی میگه. بازی با عربستان دیقه ۶۰ به من گفتن بلند شو گرم کن. اون خنده من خنده تلخ بود.

با یک پنالتی راه‌آهنی شدم

یه روز رفتیم تمرین راه آهن از طریق یکی از آشناها.‌ راه آهن اون موقع‌ها فقط یه طرفدار داشت که اونم اون خدابیامرز بود. رفتم با بزرگاشون تمرین کردم یه پنالتی هم شد زدم تو اوت. اون موقع هم خندیدم البته. بعد امیرخان گفت بیا برو بیرون. بعد هم به همون آشنامون گفته بود بگو جلسه بعدم بیاد همینطوری راه‌آهنی شدم.

۶ سال است دخترم را ندیده‌ام

الان حدود ۶ ساله که دخترمو ندیدم. پیش من نمیاد. با من هیچ جا نمیاد. بیشتر میره پیش دوستاش. همون اولش که میاد (ایران) یه بوس می‌کنه و یه بغل، بعد هم دوباره که می‌خواد بره باز یه بوس می‌کنه و یه بغل. اون طرف آب همین‌طوریه دیگه. شایدم بیشتر به همین خاطره که من نمیرم چون زندگی اون طرف کلا این مدلیه. دخترم الان ۲۷ یا ۲۸ سالشه. پلیس شده برا خودش.

هرگز ننه‌مو یادم نمیره

مادر شخصیتی داره که امکان نداره آدم دلش براش تنگ نشه منم هرگز ننه‌مو فراموش نمی کنم. دندونم نداشت!

فری‌شاپ‌های محمد پنجعلی

محمد پنجعلی همیشه وقتی می‌رفتیم بازی‌های بیرون از ایران می‌گفت بریم فری‌شاپ.

استانکو بهترین مربی پرسپولیس بود

استانکو بهترین مربی‌ای بود که اومد توی پرسپولیس. خودش تمرین می‌داد، خودش هم آنالیز می‌کرد. الان هر تیمی ۱۶ تا مربی داره اون خودش همه کار می‌کرد.

قرار بود قلعه‌نویی بازیکن پرسپولیس شود

قرار بود امیر قلعه بیاد پرسپولیس. اولین بازی‌مونم تو دربی روبه‌روی هم بازی کردیم. (سکوت محرمی در واکنش به سوال درباره کتک زدن قلعه‌نویی در دربی سال ۱۳۷۳)

۴ استقلالی در ترکیب رویایی محرمی

سیستم مورد علاقه من ۳-۳-۴ است. هم ناصر (حجازی) خوبه هم احمدرضا ولی من عابدزاده رو می‌ذارم تو ترکیب تیمم. آندرانیک اسکندریان و بهروز رهبری‌فرد رو می‌ذارم دو تا دفاع وسط‌هام. حسن نظری هم دفاع چپ. حبیب خبیری رو هم می‌ذارم دفاع راست. هافبک‌های وسطم چپ بهی (بهتاش فریبا)، کریم باقری وسط، هافبک راست هم حمید درخشان. برای سه تای جلو هم گوش راست ناصر ممدخانی. نوک علی دایی رو می‌ذارم. گوش چپ هم حسن روشن رو می‌ذارم. البته یه مهاجم دیگه هم هست به اسم عزیز دسترس. خداییش فوتبالیست بود، من الکی چیزی نمیگم.

بیشتر بخوانید: تازه‌واردها هر شب کتاب افتخارات پرسپولیس را دوره کنند

وب‌گردی و دیدنی‌های ورزش

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدید

پربحث هفته

منهای ورزش

بازرگانی

آخرین خبرها