چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۴
۱ |
۰

دلنوشته دردناک مسی برای پدرش: می‌خواستم جام جهانی را برایت بیاورم؛ نمی‌دانم چطور ادامه بدهم...

لیونل مسی و پدرش
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

لیونل مسی در نامه‌ای دردناک به پدرش، از حسرت نبودن او در جام جهانی، آخرین روزهای زندگی‌اش و تردیدهایی که پس از این فقدان درباره ادامه فوتبال پیدا کرده، پرده برداشت.

لیونل مسی در سوگ پدرش، خورخه مسی، نامه‌ای دردناک و سرشار از احساس منتشر کرده و از دلتنگی عمیق خود برای پدری نوشته که از نخستین روزهای زندگی حرفه‌ای‌اش در کنار او بوده است.

مسی در این نامه از روزهای سخت پیش از جام جهانی، آرزوی پدرش برای دیدن بازی‌های او، فینال جام جهانی و حسرتی که از نبودن او در مهم‌ترین لحظات زندگی‌اش دارد، گفته است. او همچنین اعتراف کرده که پس از این فقدان، حتی درباره ادامه فوتبالش نیز دچار تردید شده است.

نامه لیونل مسی به پدرش

بابا، هنوز نمی‌توانم باور کنم که رفته‌ای. نمی‌خواهم فرو بریزم، یا بهتر بگویم، نمی‌خواهم تسلیم این واقعیت شوم. تصور اینکه دیگر قرار نیست تو را ببینم و دیگر با هم صحبت نکنیم، برایم خیلی سخت است. می‌دانم که درد می‌کشیدی و شاید رفتنت برای خودت بهتر بود، اما خیلی زود رفتی. هنوز چیزهای زیادی داشتیم که باید با هم از آنها لذت می‌بردیم.

خیلی از من می‌خواستی که در آخرین جام جهانی بازی کنم و درست در روزهای قبل از آغاز مسابقات بود که حالت بدتر شد. این اولین بار بود که قرار نبود در یک تورنمنت کنارم باشی، اما مامان به من گفت که حالت بهتر می‌شود و آن‌قدر خوب خواهی شد که بتوانی سفر کنی.

به تو گفتم که به فینال می‌رسیم تا بتوانی برای دیدن بازی به آنجا بیایی. بعد از پایان هر بازی، منتظر پیامت می‌ماندم و دلم برای پیامت تنگ می‌شد. همان موقع بود که فهمیدم شرایط واقعاً وخیم است. با این حال، دست از فکر کردن به این موضوع که تا جای ممکن پیش برویم برنداشتم؛ می‌خواستم برایت زمان بخرم تا بتوانی یک بازی را ببینی.

به فینال رسیدیم، اما تو نتوانستی آنجا باشی. می‌خواستم قهرمان شویم تا جام را برایت ببرم و یک جام جدید را به تو نشان بدهم. نتوانستم؛ پاهایم دیگر توان ادامه دادن نداشتند. این بار سعی کردم برخلاف بدنم عمل کنم، اما نتوانستم. هیچ‌وقت نتوانستم احساس خوبی داشته باشم.

وقتی رسیدم، فکر کردی که فینال را در ضربات پنالتی باخته‌ایم. نتوانستیم درباره هیچ‌کدام از اتفاقاتی که افتاده بود صحبت کنیم. تو نتوانستی از هیچ‌چیز لذت ببری. قهرمان نشدیم، اما نمی‌دانی که چقدر از تک‌تک بازی‌ها لذت بردیم. یک بار دیگر حق با تو بود: باید آنجا می‌بودم و بازی می‌کردم.

نمی‌دانم بدون تو قرار است چه کار کنم، نمی‌دانم چطور ادامه بدهم. من فقط فوتبال بازی کردم و حالا درباره اینکه تا چه مدت دیگر به این کار ادامه خواهم داد، تردیدهای زیادی دارم. تو از همان ابتدا کنارم بودی؛ تا پایان فقط کمی مانده بود. چرا نتوانستی فقط کمی بیشتر دوام بیاوری تا بتوانیم این مسیر را با هم به پایان برسانیم؟

خیلی دلم برایت تنگ خواهد شد، اما تو همیشه در کنارم حضور خواهی داشت. در آرامش بخواب و همان‌طور که در این دنیا مراقب ما بودی، از آن بالا هم مراقبمان باش. بابت همه‌چیز از تو ممنونم.

دوستت دارم، بابا.

بیشتر بخوانید: روزهای تلخ اینترمیامی به‌خاطر لیونل مسی؛ نمی‌دانیم چگونه با این غم کنار می‌آید +عکس

وب‌گردی و دیدنی‌های ورزش

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدید

پربحث هفته

منهای ورزش

بازرگانی

آخرین خبرها