همانطور که میدانید تا جام ملتهای آسیا فاصله چندانی نداریم و انتخابهای فدراسیون فوتبال هم طبیعتاً چندان زیاد نیست. ما که مثل امارات نیستیم برویم زلاتکو دالیچ را بیاوریم و با یک مربی صاحبنام خارجی، پروژه تازهای را کلید بزنیم. گزینه ایرانی هم در شرایط فعلی تفاوت چندانی با امیر قلعهنویی ندارد؛ بنابراین اگر قرار است تغییر کنیم، باید بدانیم دقیقاً چه چیزی قرار است تغییر کند.
از آن طرف، هیات رئیسه فدراسیون گفته باید جوانگرایی شود. بسیار خب؛ چه کسی با جوانگرایی مخالف است؟ مسئله اینجاست که جوانگرایی اگر از روی برنامه نباشد و فقط به یک دستور اجباری تبدیل شود، خیلی راحت میتواند فردا تبدیل شود به همان بهانهای که برای نتیجه نگرفتن در جام ملتها لازم داریم!
یعنی اگر تیم نتیجه نگرفت، میگوییم جوان بودیم؛ اگر حذف شدیم، میگوییم داشتیم تیم را برای آینده میساختیم؛ اگر به نیمهنهایی و فینال نرسیدیم، میگوییم تجربه بازیکنان کم بود!
این قصه را قبلاً بارها شنیدهایم. ما ۵۰ سال است قهرمان آسیا نشدهایم. حالا قرار است دوباره برویم جام ملتها و از همان ابتدا راه فرار برای خودمان بسازیم؟
اصلاً اگر قرار به جوانگرایی بود، در جام جهانی میتوانستیم تیم قدیمی کیروش را کمی به هم بریزیم و تیم جوانتر و قابل قبولتری ارائه بدهیم. میتوانستیم اینقدر از تغییرات منطقی نترسیم و اگر قرار بود در جام جهانی ۴۸ تیمی حذف شویم، دستکم با یک کارنامه قابل دفاع حذف میشدیم!
برای جام ملتهای آسیا هر نسخهای که مینویسید، ریش و قیچی دست خودتان است. نسخه نوشتن با شما؛ اما قرار نیست این بار هر شکستی را دوباره با بهانههای عذابآور ماستمالی کنیم.
فراموش نکنید بعد از ۵۰ سال، همه ایران از تیم ملی جام میخواهد؛ حالا چه با جوانگرایی، چه با همان تیم خسته، پیر و فرسوده جام جهانی ۲۰۲۶!
نسخه را شما مینویسید؛ نتیجه را اما دیگر نمیشود با بهانه پاک کرد.
بیشتر بخوانید: بازنگری فوری و ضروری تاج برای یک ادعای مهم در مورد تیم ملی
