برای سالها دایره ای بسته روی نیمکتهای لیگ برتری جابه جا و تیم های بزرگ و ثروتمند مخصوص مربیان خارجی بود. به هرحال پورسانت آوردن انها دلاری است! هر مربی که در سایر تیم ها می درخشید و مدعی این نیمکت ها می شد، با برچسب مشابه تجربه تیم بزرگ ندارد و کار در تیمهای کوچک با تیم بزرگ فرق دارد و... ممنوع الورود می شد!
دیدیم که فرهاد مجیدی آمد و این تابو را شکست، یحیی گل محمدی نیز موفق شد، اما باز مقاومت زیادی برای انتخاب پیشکسوتان این دو تیم روی نیمکتشان بود. تا اینکه به هر دلیل و به هر شکل، این فصل استقلال و پرسپولیس با سهراب و تارتار استارت زدند.
و حالا هر دو تیم به همان روزها و شرایطی بازگشتهاند که هوادارانشان سالها منتظرش بودند. دهه ۶۰ و ۷۰ که آبی و قرمز در شروع هر مسابقه از هر رقیبی پیش و تا قبل از دقیقه ۲۰ گلهای لازم برای کسب پیروزی را میزدند. آنها که از زدن گل سیر نشده و تا دقیقه ۹۰ بازی تهاجمی را در دستور کار داشتند.
حالا در لیگ بیست و ششم هر دو تیم تا اینجا همه بازیهای خود را بردهاند. البته که رقابت بین آبی و قرمز چیز تازهای نیست، اما نکته متفاوت این فصل با همیشه علاوه بر نتیجه، نمایش درخشان دو تیم بوده است. هر دو تیم از شروع بازی حمله میکنند، گلهای زود هنگام میزنند و از زدن گل سیر نمیشوند.
چشم و هم چشمی اصلاً چیز خوبی نیست اما رقابت، اساس ورزش است. حالا استقلال و پرسپولیس در رقابت با یکدیگر، هر هفته سعی میکنند زودتر نسخه حریفان را پیچیده و گلهای بیشتری بزنند که این به نفع فوتبال است.
بیشتر بخوانید: گل نوبرانه آسانی با چپ؛ استقلال مثل پرسپولیس کار را در نیمه اول تمام کرد؟
