دنی اولمو در گفتگو با نشریه گاردین به بازوی راستش اشاره میکند و میگوید: «ببین؛ مو به تنم سیخ شده.» هافبک تیم ملی اسپانیا در اتاقی در محل تمرینی خوان گامپر بارسلونا نشسته و تلاش میکند لحظهای را به یاد بیاورد که برای نخستین بار فهمید قهرمان جهان شده است.
او میگوید: «تصویری در ذهنم دارم؛ مادر فران تورس را در آغوش گرفتهام و هر دوی ما گریه میکنیم. به او گفتم: کاری که پسرت انجام داد... کاری که همه ما انجام دادیم... این تاریخی است. همان لحظه است که کمکم آن را حس میکنید. در دقایق پایانی بازی این اتفاق غیرممکن است، واقعاً غیرممکن، اما وقتی داور سوت پایان را میزند، این فکر وارد ذهنتان میشود: آیا موفق شدیم؟ واقعاً...؟ همانجا کمی آن را احساس میکنید. وقتی جام را بالای سرتان میبرید، کمی بیشتر. بعد هم وقتی خانوادهها را میبینید؛ وقتی واکنش برادرم، شریک زندگیام و پدرم را میبینم. من آدمی نیستم که گریه کنم، اما...»
اما آن لحظه بود که اولمو فهمید و با تمام وجود آن را احساس کرد: اسپانیا قهرمان جهان شده است. ۱۹ جولای در نیوجرسی بود و این اتفاق واقعاً رخ داده بود؛ اسپانیا آرژانتین را شکست داده بود و دیگر هیچ چیز مثل گذشته نمیشد.
اولمو میگوید: «این اتفاق شما را تغییر میدهد، زندگیتان را عوض میکند. هنوز مطمئن نیستم که خودمان هم کاملاً آن را درک کرده باشیم. وقتی در ورزشگاههای دیگر مورد تشویق قرار میگیرید، کمکم متوجه آن میشوید، اما واقعاً با گذشت زمان درکش خواهیم کرد. انگار وارد بُعد دیگری شدهاید؛ وارد یک گروه بسیار خاص و محدود. وقتی بچه بودم، جام جهانی ۲۰۱۰ را در بالاترین جایگاه قرار میدادم. [آندرس] اینیستا، ژاوی، [سرخیو] بوسکتس، ژابی آلونسو، [داوید] ویا... اسطورهها. ما به گذشته چسبیده بودیم و دلمان برای آن نسل تنگ میشد؛ نسلی که ما را تا این اندازه خوشحال کرده بود. حالا انگار به شما میگویند: تو هم آنجایی. »

حالا زمان آن رسیده بود که به کار برگردند؛ نسلی دیگر که باید از نسلهای موفق گذشته الگوبرداری کند. تنها ۲۳ روز پس از قهرمانی در آمریکا، اولمو دوباره به همان جایی برگشته بود که حالا در آن نشسته است؛ یک جلسه تمرینی دیگر به پایان رسیده و یک فصل اروپایی دیگر در آستانه آغاز بود. مربی باشگاهیاش منتظر او بود.
هانسی فلیک چه گفت؟
اولمو پاسخ میدهد: «گفت: تو قهرمان جهانی، دنی. گفتم: میدانم، استاد.» اولمو با خنده از ادامه صحبتهای فلیک میگوید: «بعد گفت: حالا باید این کار را با بارسلونا هم انجام بدهیم.»
هشت بازیکن از فهرست ۲۶ نفره اسپانیا، بازیکنان بارسلونا بودند و اگرچه فران تورس، پسر ماریا، راهی پاریسنژرمن شده است، رودری نیز از منچسترسیتی به بارسلونا پیوسته است. اولمو معتقد است موفقیتی که آنها با تیم ملی به دست آوردهاند، میتواند به موفقیت بارسلونا در سطح باشگاهی کمک کند؛ همانطور که عملکردشان در باشگاه نیز به موفقیت تیم ملی کمک کرده است.
قهرمانی در جام جهانی زندگی شما را تغییر میدهد؛ این قهرمانی همچنین میتواند یک ایده و باور را تقویت کند. اولمو در حالی که تفاوتهای میان اسپانیا و بارسلونا، فلیک و لوئیس دلافوئنته را بررسی میکند، این موفقیت را نتیجه یک ایده، تداوم و تعهد میداند.
اولمو میگوید: «ما یک سال بسیار موفق را پشت سر گذاشته بودیم؛ قهرمانی در لیگ، سوپرجام... جام جهانی آخرین قطعه این پازل بود. داشتن آن پایه بارسلونا، بازیکنانی در سطح بالا که رقابتطلب و جاهطلب هستند، میدانند چگونه برنده شوند و در عین حال انسانهای خوبی هستند، به تیم ملی کمک میکند. فرقی نمیکند زیاد بازی کنید یا کم؛ شما یک تیم هستید. این نسل در بارسلونا هم یک نسل برنده است. ما این را در اسپانیا نشان دادهایم؛ در اروپا هم برای رسیدن به بالاترین افتخار رقابت میکنیم.»
همین موضوع است که آنها را به حرکت وامیدارد. ۱۱ سال است که لیگ قهرمانان اروپا از دسترس بارسلونا دور مانده و در این مدت یک نسل کامل از بازیکنان از این تیم گذشته است. دیگر هیچ بازیکنی از تیمی که آخرین بار در ژوئن ۲۰۱۵ جام را بالای سر برد، باقی نمانده است؛ اولمو در آن زمان تازه ۱۷ ساله شده بود.
او آکادمی بارسلونا را که در ۹سالگی به آن پیوسته بود، در ۱۶سالگی و در تابستان سال قبل ترک کرده و بهتنهایی راه خود را آغاز کرده بود. در آن مقطع، او تنها پنج بار به عنوان بازیکن تعویضی برای تیم اصلی دینامو زاگرب به میدان رفته بود؛ شروعی جسورانه و مصمم برای مسیری که سرانجام در سال ۲۰۲۴، پس از حضور در لایپزیش، او را دوباره به بارسلونا بازگرداند.
در نخستین فصل پس از بازگشت، اولمو به بارسلونا کمک کرد تا سهگانه داخلی را به دست آورد. سال گذشته نیز آنها دوباره قهرمان شدند. در اروپا اما بارسلونا به ترتیب در مرحله نیمهنهایی و یکچهارم نهایی مقابل اینتر و اتلتیکو مادرید شکست خورد.
چهارشنبه شب، فصل جدید آنها با دیدار برابر فاینورد در ورزشگاه نوکمپ آغاز میشود. آنها امیدوارند این مسیر را ۵ ژوئن در ورزشگاه متروپولیتانو مادرید به پایان برسانند. از موفقیتها و شکستها درس گرفتهاند و اولمو معتقد است جام جهانی میتواند آنها را بیش از پیش به هدفشان نزدیک کند.
او میگوید: «میتوانید آن اعتمادبهنفس اضافه را احساس کنید. لیگ قهرمانان با جزئیات کوچکی تعیین میشود که در دو سال گذشته به نفع ما نبودهاند، اما آن دو سال تجربههایی برای آینده بودند. ما تیم جوانی بودیم.»
بودید؟
اولمو میپذیرد: «هنوز هم هستیم.»

بارسلونا ماه گذشته مقابل اتلتیک بیلبائو، جوانترین ترکیب اصلی تاریخ خود در نوکمپ را به میدان فرستاد؛ ترکیبی با میانگین سنی ۲۳.۱۸ سال.
این نسل، نسل ویژهای است؛ نسلی که فرصتهایی در اختیار دارد که اولمو در ۱۶سالگی، زمانی که مسیرش را آغاز کرد، مطمئن نبود روزی برایش فراهم شود.
این بازیکن ۲۸ ساله میگوید: «هنوز جوانم... فکر میکنم! اما احساس میکنم یک بازیکن باتجربه هستم. لاماسیا بیش از هر زمان دیگری زنده است. همیشه بازیکنان فوقالعادهای از این آکادمی ظهور کردهاند، اما پیدا کردن جا برای آنها میتواند دشوار باشد. تیاگو [آلکانتارا] کیفیت فوقالعادهای داشت و مجبور شد برای بازی در بالاترین سطح به بایرن برود. به نظر من بارسلونا بهترین آکادمی جهان را دارد؛ [مارک] برنال، لامین [یامال] و حالا ژاوی اسپارت. پدری هنوز جوان است و شش، هفت سال است که در بالاترین سطح بازی میکند. حالا ما این تجربه را داریم.»
چه چیزی کم بود؟
اولمو درباره شکست مقابل اینتر در فصل اول میگوید: «بازی مقابل اینتر... پوف، هضمش خیلی سخت بود. ما خودمان را در فینال میدیدیم. سال گذشته مقابل اتلتیکو... بازی اول بیش از حد روی ما تأثیر گذاشت؛ لحظاتی وجود داشت که اجازه دادیم بازی از دستمان خارج شود. ما تیم جوانی هستیم و شاید فکر کنید مشکلی وجود ندارد و هیچ اتفاق بدی نمیتواند بیفتد. فکر میکنم یاد گرفتهایم که هر جزئیات، هر دقیقه، هر استارت، هر دویدن اهمیت دارد. هی، ۹۰ دقیقه، ۱۲۰ دقیقه؛ یا انجامش بده یا بمیر. باید ریسک را به حداقل برسانیم.»
با این حال، بارسلونا با ریسک زندگی میکند و حتی آن را میپذیرد. در واقع، همین موضوع یکی از اصلیترین تفاوتهای آنها با اسپانیاست.
اگرچه یک ایده مشترک وجود دارد و میتوان از تجربهها و درسها در هر دو تیم استفاده کرد، اما اولمو توضیح میدهد که این دو تیم دقیقاً یکسان بازی نمیکنند.
او همچنین تأکید میکند که بهتر است کلمه «ریسک» داخل علامت نقلقول قرار بگیرد؛ چراکه این سبک در نهایت موفق بوده و انتقادهای مربوط به خط دفاعی بالا و ضعف دفاعی بارسلونا، گاهی بیش از حد سادهانگارانه است.
اولمو میگوید: «فلیک همیشه به ما اعتمادبهنفس میدهد. ما به این ایده باور داریم و به اجرای آن ادامه خواهیم داد، چون این سبک برای ما جام به همراه داشته و نشان داده است که میتوانیم در لیگ قهرمانان رقابت کنیم. در تیم ملی، خط دفاعی را اینقدر بالا نمیآوریم؛ این درست است. دلافوئنته از ما پرس و شدت بالایی میخواهد، اما درست است که وقتی مجبوریم دندان روی جگر بگذاریم، میتوانیم بیشتر در یک بلوک میانی یا متوسط رو به پایین بازی کنیم. اینجا ما همیشه تلاش میکنیم بدون توپ یک قدم جلو برویم و به دنبال انتقالهای سریع باشیم. آنها مربیانی شبیه به هم هستند؛ به بازیکنان نزدیکاند و اگر چیزی نیاز داشته باشید، درهای اتاقشان به روی شما باز است. هر دو انگیزهدهنده هستند؛ شاید لوئیس کمی بیشتر. هانسی ممکن است کمی جدیتر به نظر برسد، اما گاهی خودش را رها میکند و شوخی میکند. ایدههایشان هم شبیه است: فوتبال تهاجمی و مالکیت توپ.»
اولمو درباره درسهایی که از شکست در نیمهنهایی مقابل اینتر گرفتهاند، جایی که بارسلونا شش گل زد اما به فینال نرسید، میگوید: «هر سال جزئیات، تغییرات و سازگاریهای خاص خودش را دارد. ما سخت تلاش میکنیم تا مطمئن شویم حریفان نمیتوانند به ما ضربه بزنند. میخواهیم رو به جلو حرکت کنیم، اما اگر یک بازیکن برای بستن فضا دیر برسد، باید بتوانیم آرامش خودمان را حفظ کنیم. نمیتوانیم خودمان را در معرض خطر قرار دهیم چون یک بازیکن به موقع به منطقه موردنظر نمیرسد. فکر میکنم حالا این تجربه را داریم.»
آنها حالا رودری را هم در اختیار دارند؛ بازیکنی که شاید بیش از هر کس دیگری نماد کنترل و درک درست بازی باشد؛ بازیکنی که بدون اینکه در بارسلونا حضور داشته باشد، حالا پیراهن این تیم را به تن دارد.

بارسلونا علاوه بر از دست دادن روبرت لواندوفسکی و فران تورس، نتوانست خولیان آلوارس را نیز به خدمت بگیرد، اما اولمو تأکید میکند که این مسئله غیرقابل حل نیست.
او میگوید: «در تاریخ هیچکس مثل روبرت وجود ندارد. اما ما با رافینیا در پست شماره ۹ بازی میکنیم. گابریل ژسوس آمده است. حمزه [عبدالکریم] هم خیلی خوب کار میکند. مربی همچنین این گزینه را دارد که من یا فرمین [لوپس] را در آن پست قرار دهد؛ پستی که خودم در آن احساس راحتی میکنم. بنابراین او راهحلهایی دارد.»
اولمو اضافه میکند: «باشگاه کار فوقالعادهای انجام داده است. رودری، گابریل ژسوس، کریم [آدیمی] و [آنتونی] گوردون چیزهای زیادی به ما اضافه میکنند. آنتونی و کریم خیلی سریع هستند و این موضوع به ایده ما در حمله کمک میکند، اما مهمترین مسئله زمانی است که توپ را در اختیار نداریم؛ چیزی که برای مربی اهمیت زیادی دارد: پرس کردن و دفاع کردن به عنوان یک تیم. و رودری بازیکنی است که بیشترین شباهت را به بوسکتس دارد.»
آیا اولمو در تابستان تلاش کرد رودری را برای پیوستن به بارسلونا متقاعد کند؟
اولمو با لبخند پاسخ میدهد: «همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد. اینطور نبود که بخواهیم در جریان جام جهانی درباره خرید بازیکنان صحبت کنیم. اما وقتی شایعات شروع شد، شاید یک پیام کوچک یا چیزی شبیه به آن برایش فرستادیم. او تصمیمش را گرفت و ما خیلی خوشحالیم. او کاملاً با سبک بازی، سیستم و ایده ما هماهنگ است؛ سبکی که به تیم ملی هم شباهت دارد. رودری یک بازیکن موقعیتمحور است و تعادل ایجاد میکند و این به من آزادی بیشتری میدهد تا فضاها را بهتر تشخیص دهم و در آنها حرکت کنم. او ساختار تیم را حفظ میکند. میدانیم که سیستم ما گاهی «ریسک» دارد، اما تجربه و دانش لازم را داریم تا تشخیص دهیم چه زمانی باید جلو برویم و چه زمانی نباید این کار را انجام دهیم؛ چه زمانی باید پشت سرمان را پوشش دهیم. رودری این ویژگی را هم به ما میدهد.»
وقتی بارسلونا در سال ۲۰۲۵ قهرمان لیگ شد، چهار بازیکن این تیم برای جشن گرفتن قهرمانی، دوچرخههای شهری برداشتند و در امتداد خیابان دیاگونال رکاب زدند.
ماجرا از فران تورس شروع شد. آنها برای دیدن او به بیمارستان رفته بودند؛ جایی که تورس پس از ابتلا به آپاندیسیت دوران نقاهت را سپری میکرد. اگرچه اولمو میگوید دوچرخه سادهترین راه برای رسیدن به آنجا بود، اما از همانجا چیزی شکل گرفت.
آنها در نیویورک هم دوباره سوار دوچرخه شدند. اولمو، تورس و اریک گارسیا در حالی که صدای آژیرها در اطرافشان شنیده میشد، رکابزنان از محل دور شدند؛ اتفاقی که در روزهای پایانی پیش از مهمترین بازی زندگیشان، کمی پرریسک به نظر میرسید.
اولمو میخندد و میگوید: «قرار بود تصاویر را بعد از بازی منتشر کنیم، اما خیلی مراقب بودیم و همه چیز خوب پیش رفت.»
این سنت ادامه پیدا کرد و یک جام دیگر هم بالای سر رفت؛ حالا فقط یک جام دیگر باقی مانده است.
از بارسلونا تا نیویورک.
و مادرید؟
اولمو لبخند میزند. شاید این بار با ماسک و کلاه ایمنی، در حالی که کسی او را نشناسد.
او میگوید: «شاید مجبور شویم برای اطمینان، اپلیکیشن را دانلود کنیم.»
همچنین بخوانید: جنجال بزرگ رودری در اسپانیا؛ اگر وینیسیوس این کار را میکرد، دنیا را پر از خبر میکردند!
