بازیهای آسیایی از ۱۹۵۱ در دهلی نو استارت خورد و کاروان کشورمان تا امروز به جز سه دوره ۱۹۵۴ مانیل، ۱۹۶۲ جاکارتا و ۱۹۷۸ بانکوک، همواره در این عرصه بزرگ بینالمللی حاضر بوده است. ما حتی در دهه ۶۰ و اوج سالهای جنگ پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز با درک درست از اهمیت این میدان، قهرمانان اصلی کشورمان را اعزام کردیم تا از فرصت مهم، استفاده کرده باشیم.
اگر به بازیهای المپیک هم نگاه کنیم، نخستین حضور ما زیر پرچم و به شکل رسمی -با فاکتور از چند دانشجوی حاضر در برلین- به ۱۹۴۸ لندن برمیگردد. از آن زمان تا امروز ما فقط دو المپیک ۱۹۸۰ مسکو و ۱۹۸۴ لسآنجلس را از دست دادهایم و در تمام ادوار دیگر، سنتهای رایج در دنیا از سوی کشور ما هم رعایت شده است.
تمام دنیا از چنین میادینی برای معرفی کشور خود استفاده میکنند؛ درست مثل جام جهانی فوتبال یا اساسا هر مراسم در هر تخصص که برد رسانهای دارد و چشم جهانیان به آنجاست. تمام دنیا هزینه و برنامهریزی میکنند تا در چنین ایونتهایی، سوای موفقیت در آن تخصص -چه یک مراسم سینمایی یا فستیوال موسیقی باشد و چه میدانی ورزشی یا المپیادهای علمی و نمایشگاههای اقتصادی- نام و پرچم کشور خود را نیز به دنیا نشان دهند.
و یک عرف پذیرفتهشده از سوی تمام دنیا آن است که در چنین مراسمی، پرچم کشور را به کسی میدهند که برای دنیا شناختهشده باشد؛ درست مثل هر مغازه که بهترین کالاهایش را در ویترین میگذارد؛ کسی که بینندگان تلویزیونی او را تشخیص بدهند و نیازی نباشد که به دنبال نام آن کشور بگردند. پرچمدار در المپیک و بازیهای آسیایی، قهرمان و نماد هر کشور است با اسم و کارنامه و رکوردهایی بزرگ. در حقیقت مشتی نمونه خروار که دنیا بداند آن کشور چه بزرگانی دارد.
در تاریخ ورزش ما از غلامرضا تختی تا بزرگترین قهرمانان جهان و المپیک، افتخار پرچمداری را بالاتر از تمام مدالهای طلای خود میدانستند. این افتخار آنقدر بزرگ بود که حتی اگر رقابت یک قهرمان در روزهای آخر تورنمنت بود و تیمش طبق برنامه در هفته دوم مسابقات اعزام میشد، باز او را جداگانه میفرستادند تا در مراسم افتتاحیه پرچمدار کشور باشد. حتی با ریسک دوری از تمرین و ازدسترفتن شانس طلا.
اصلا برای انتخاب پرچمدار در برخی مواقع، نظرسنجی توسط رسانهها انجام شده و حتی پای سیاسیون هم به میدان میآید! حال ببینید با هنر مدیریت کمیته المپیک، فرصت بزرگ بازیهای آسیایی ۲۰۲۶ چقدر راحت از دست رفت! البته این حرف به این معنا نیست که زهرا کیانی (ملیپوش ووشو) و فاضل اطراچالی (ملیپوش کبدی) که پرچمدار ما شدند شایسته این عنوان نبودند. سوال اینجاست که آیا شایستهتر از آنها وجود نداشت؟
اگر مسئولان کمیته المپیک لیست قهرمانان اعزامی به این مسابقات را مثل همیشه منتشر میکردند، مشخص میشد که ما چند قهرمان جهان و المپیک در رشتههای گوناگون داریم که اسم کدامیک بزرگتر است! اما آنوقت دوستان باید به این سوال پاسخ میدادند که ملاکشان برای انتخاب پرچمدار چه بوده است!
پس برای جلوگیری از مشکلات بعدی، از همان اول همه چیز را سکرت پیش بردند! اما فرقی در اتفاق افتاده نداشت؛ پرچمداران کاروان ما برای خیلی از دنبالکنندگان حرفهای ورزش هم چهرهای ناشناخته بودند، چه رسد به مردم عادی و عامی سایر کشورها و به همین راحتی فرصتی بزرگ برای معرفی عظمت پیشینه ایرانیان و قهرمانان بزرگی که داشته و دارد، از دست رفت. حالا کو تا ۴ سال بعد!
در همین ارتباط: ویدیو| رژه کاروان ایران با پرچم داری زهرا کیانی
