یکشنبه ۵ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
۰ |
۰

کاش عمدی بود، کاش کار استکبار جهانی بود!

سرقت در روز روشن، مقابل چشم کل جهانیان؛ باارزش‌ترین مدال تاریخ ورزش ایران را ربودند!

فاطمه محیطی‌زاده
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

در بازی‌های آسیایی ناگویا کاروان ورزشی ایران در آستانه یک مدال تاریخی بود که خودمان، مانع شدیم.

اگر مثل زمان قدیم بود که پسربچه‌های روزنامه‌فروش برای تبلیغ و ترغیب عابران سر چهارراه‌ها و خیابان‌های پرتردد تیتر یک را فریاد می‌زدند، این روزها در تمام ایران باید یک تیتر فریاد زده می‌شد: بزرگترین و باارزش‌ترین مدال تاریخ ورزش را دزدیدند!

در تاریخ ورزش مدرن ایران -از ۱۳۱۸ تا امروز- ما هرگز در رشته هفت‌گانه بانوان مدال نگرفتیم. اصلا احسان حدادی -رئیس فعلی فدراسیون دوومیدانی- به این دلیل خود را صاحب مهم‌ترین مدال تاریخ ورزش ایران می‌داند که اولین و تنها مدال المپیکی ما را در دووومیدانی گرفت. رشته مادر -کنار ژیمناستیک و شنا- که روی هم نیمی از مدال‌های کل المپیک و بازی‌های آسیایی را دارند و دست ما همیشه از آن‌ها خالی است!

ما در حالی به مدال‌های کشتی، وزنه‌برداری و تکواندو دل‌خوشیم که مشکل از نداشتن استعداد نیست. کما این‌که خود حدادی یا قهرمانان کاراته ثابت کردند ورزشکاران ایرانی می‌توانند در تمام رشته‌های تیمی و انفرادی مدال بگیرند. مشکل آن‌جاست که برای ورزش‌های انفرادی، استعداد و تلاش خود فرد کافی است اما در رشته‌های مادر، نیاز به کار پایه‌ای و برنامه‌ریزی و مدیریت هست و ما در کنار داشتن پول و بودجه، مدیر لایق نداریم!

تا این‌که تک‌ستاره‌ای چون فاطمه محیطی‌زاده، مثل گلی خودرو بالا می‌آید و کیست که نداند ورزش بانوان در این کشور چه محدودیت‌ها و موانعی دارد. حالا در رشته مادر و در رقابت نابرابر -آن هم در قسمت زنان با این همه کمبود- در سخت‌ترین رشته که کارشناسان دوومیدانی می‌دانند و بد نیست مردم نیز بدانند، امکان یک تاریخ‌سازی از ما سلب شد.

در دوومیدانی برای آقایان، دهگانه و در بانوان، هفت‌گانه به این دلیل باارزش‌ترین مدال را دارند که قهرمان باید در تمام تخصص‌ها توانمند باشد. در حالی که می‌دانیم به لحاظ فیزیکی، شرایط مطلوب برای دوهای سرعت چقدر با دوهای استقامت فرق دارد و به همان اندازه، دنیایی فاصله بین پرتاب‌ها و پرش‌هاست. حالا در این جدال نابرابر، فاطمه محیطی‌زاده در آستانه یک تاریخ‌سازی بود که مدالش را دزدیدند! در روز روشن و میدان مهم بازی‌های آسیایی که پیش چشم جهانیان است! حالا چه کسی دزدید؟ درد اصلی همین جاست که کار خودی بود نه بیگانه! سهوی بود نه عمدی! که حتی اگر کار غریبه هم بود، باز باید پرسید پس مدیران و همراهان و این همه اعوان و انصار که به ژاپن رفته‌اند کجا بودند که نتوانستند از این شانس مسلم مراقبت کنند!

باز اگر عمدی بود، کمتر دلمان می سوخت. درد بالاتر آن‌جاست که خود قهرمان مصاحبه و اعتراف کرده ۵ ماه است قانون عوض شده اما نه خودش و نه مدیران فدراسیون و کمیته المپیک، هیچ‌کدام پیگیر نشدند! فاطمه محیطی‌زاده در ۶ رشته از ۷ رشته به میدان رفته بود و گام آخر فقط باید روی سکو می‌رفت و مدال می‌گرفت، اما هیچ‌کس نگاهی به کفش‌های او نکرد... آن‌ها هم که همیشه پای سکو و برای گرفتن عکس یادگاری و رزومه‌سازی حاضرند هیچ‌کدام اطلاعی از قانون تازه نداشتند یا داشتند اما قصور کردند! درد این‌که خودش می‌گوید اگر در ماده آخر فقط راه می‌رفتم، حالا مقام داشتم؛ کاش کسی به من می‌گفت تا حتی با کفش ساده رانینگ یا پای برهنه شرکت می‌کردم!

در همین ارتباط: اولین واکنش فاطمه محیطی‌زاده به ازدست‌رفتن یک رویا: اگر به من می‌گفتند، پابرهنه مسابقه می‌دادم +ویدیو

این بار خبری از استکبار جهانی و دشمنی بدخواهان با ملت ایران هم نبود! کار خودمان بود، آن هم از سر نالایقی و ندانستن! بالا تا پایین کمیته المپیک به سفر ژاپن رفته‌اند و آن‌جا ثابت شد که هیچ‌کدام به درد ورزش نمی‌خورند. اگر بپذیریم خود ورزشکار باید از قوانین رشته ورزشی خود اطلاع می‌داشته و تنها مقصر است، می‌توان آن را به حساب جوانی او گذاشت و این‌که نتوانسته در عین تمرکز روی تمرین و رقبا و استرس نزدیکی مسابقات مبارزه کند و موضوع به این مهمی را پیگیری نکرده است.

این وسط، سهم مدیران نباید فراموش شود. همان‌ها که به سبک و عادت مدیریت در ایران بعد از بالاآمدن افتضاح، تازه به تکاپو افتاده‌اند! اول به دنیا اعتراض و شکایت کردند، که همه ما در موارد قبلی و تمام رشته‌ها نتیجه‌اش را دیده‌ایم، و بعد قول پی‌گیری و برخورد با مقصرین را دادند و در ادامه با وعده پاداش میلیاردی در واقع پذیرفتند که در این ماجرا تقصیر داشته‌اند. حالا به هر اندازه و درصد، که البته تاثیری در اصل ماجرا نداشته و به همین راحتی تمام زحمات و امید و آرزوهای فاطمه محیطی‌زاده به باد رفت. بلایی که قبلا هم در پارا و خود بازی‌های آسیایی و المپیک، بارها برسر قهرمانان ما آمده و انگار پایانی بر آن نیست.

شاید ندیده باشید: اگر سهراب سپهری زنده بود، برای فاطمه چه مرثیه‌ای می‌سرود؟ از این به بعد، بخوانید کفش‌های فاطمه کو...

وب‌گردی و دیدنی‌های ورزش

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدید

پربحث هفته

منهای ورزش

بازرگانی

آخرین خبرها