ماجرای قهرمانی لیگ بیستوپنجم حالا از یک پرونده ورزشی ساده به یکی از عجیبترین حواشی فوتبال ایران تبدیل شده؛ پروندهای که اگر فدراسیون از ابتدا تصمیمی روشن، محکم و قابل دفاع میگرفت، اساساً نباید تا امروز ادامه پیدا میکرد. جنگ ۴۰ روزه باعث شد لیگ نیمهتمام بماند و بعد از ماهها بحث و بررسی، هیئترئیسه فدراسیون فوتبال رأی به پایان مسابقات بدون معرفی قهرمان داد؛ تصمیمی که طبیعتاً با اعتراض استقلالیها مواجه شد، چراکه این تیم در زمان توقف مسابقات صدرنشین جدول بود و حتی به عنوان یکی از نمایندگان ایران در لیگ نخبگان آسیا معرفی شد، اما خبری از جام قهرمانی نبود.
البته واقعیت این است که استقلال در شرایطی صدر جدول را در اختیار داشت که هنوز ۸ هفته تا پایان رقابتها باقی مانده بود. یعنی بخش قابلتوجهی از فصل هنوز برگزار نشده بود و همین مسئله استدلال مخالفان اهدای جام به صدرنشین را شکل داد. استقلالیها اما معتقدند با توجه به صدرنشینی طولانیمدت، برگزاری بیش از دو سوم مسابقات و برخی نتایج رودررو، این تیم شایسته عنوان قهرمانی بوده و باید جام به آنها تعلق میگرفت. اعتراض هواداران استقلال به این تصمیم نیز در فضای مجازی بهشدت ادامه پیدا کرد.
حالا بعد از گذشت ماهها، این پرونده دوباره شعلهور شده است. علی تاجرنیا مدعی شده فدراسیون به استقلال وعده اهدای جام داده و همین ادعا کافی بود تا پرسپولیس، سپاهان و تراکتور موضع بگیرند و یک درگیری رسانهای تازه شکل بگیرد؛ درگیریای که متأسفانه حتی به کلکلهای سخیف میان باشگاهها هم کشیده شده است.
اما مقصر اصلی این وضعیت نه استقلال است، نه پرسپولیس، نه سپاهان و نه تراکتور؛ مشکل اصلی، فدراسیونی است که نتوانسته یک پرونده را به شکل شفاف و نهایی ببندد. اگر قرار است جام اهدا نشود، چرا از ابتدا تصمیم نهایی با قدرت اعلام نمیشود؟ اگر قرار است جام اهدا شود، چرا ماههاست موضوع در بلاتکلیفی مانده و هر روز یک روایت جدید مطرح میشود؟ مگر تصمیمگیری درباره سرنوشت یک لیگ چقدر پیچیده است که مدیران فوتبال بعد از ماهها هنوز به جمعبندی قطعی نرسیدهاند؟
حتی حالا هم بررسی دوباره موضوع به جلسه بعدی هیئترئیسه موکول شده؛ جلسهای که زمان دقیق برگزاریاش مشخص نیست. یعنی به جای پایان دادن به اختلافات، دوباره پرونده را به آینده حواله دادهاند. این دقیقاً همان مدیریتی است که باعث شده یک تصمیم فوتبالی، تبدیل به جنگ رسانهای چند باشگاه شود.
فدراسیون اگر تصمیمش بر اهدای جام نیست، باید شفاف و محکم پای همان تصمیم بایستد و دلایلش را روشن توضیح دهد. اگر هم وعدهای به استقلال داده شده، باید مشخص شود چه کسی، با چه اختیاری و بر چه اساسی چنین وعدهای داده است. ادامه این وضعیت فقط یک نتیجه دارد: افزایش بیاعتمادی و باز شدن دوباره پروندهای که میتوانست ماهها قبل بسته شود. فوتبال ایران بیشتر از هر چیز به یک تصمیم روشن نیاز دارد؛ نه جلسهای دیگر، نه وعدهای دیگر و نه یک دور تازه از کلکل باشگاهها.
بیشتر بخوانید: آقای عبدی! شکست شما خیلی هم جذاب نیست...
