علیرضا بیرانوند از همان روز اولی که در فوتبال ایران چهره شد، همین شخصیت و کاراکتر را داشت اما به پشتوانه پیراهن تیم ملی و علاقه مردم، کارهای او به جای آنکه زشت و زننده به نظر برسد، شیرین و قابل اغماض به چشم میآمد. حالا که از صدقه سر خود او و سوتیهای همبازیانش مشکلات رانت فنی او را عیان و رفتارهای او نیز زیر ذره بین رفته، عدم اقبال عمومی به تیم ملی و گلر اولش روز به روز بیشتر و در نتیجه از نظر مردم دورتر میشود و بیشتر از همیشه اشتباهاتش به چشم میآید.
بیرانوند دوشنبه شب حرفهایی زد که باعث شگفتی بسیاری شد. این همه خشم و عصبانیت خطاب به مردم مگر ممکن است؟ این همه حمله از جانب آقای همیشه طلبکار هم بعید بود! اما با اعلام ترکیب تیم ملی برای بازی با روسیه دلیلش مشخص شد، بیرانوند که خود میدانست در مصاف با روسیه نیمکت نشین است، با ترس از دست دادن مهمترین سلاحش در قبال حاشیه امن همیشگی، یقه مردم را گرفت!
بماند که او به درستی باید روی نیمکت بنشیند تا فرصت و مجال به دیگران هم رسیده و خودش هم خود را اندکی وسط دریایی از حاشیه که خود ساخته، پیدا کند. این نیمکت نشینی بزرگترین لطف امیر قلعه نویی به بیرانوند بود اما او شب بازی حرفهایی زد که شکاف میان او و مردم را بیش از پیش کرد. حرفهایی که در آن دریایی از نکات و تاسف وجود دارد...
بیرانوند درباره درخواست معافیت پزشکی سربازی گفت: «از من سوال کردند جایی از بدنت درد میکند؟ گفتم کمی کتفم درد دارد. همین موضوع را به ایفمارک هم گفتهام. جلسه کمیسیون پزشکی من روز ۱۴ مهر است. نظام وظیفه به باشگاه نامه زده و به من تا ۲۰ مهر مجوز فعالیت ورزشی دادهاند. بعد از پاسخ کمیسیون پزشکی، فرصت تجدیدنظر هست. کمیسیون پزشکی بررسی میکند که آیا من مشکل تاندون کتف دارم یا نه.»
او جایی دیگر هم گفت: «اگر بدانم با رفتن بیرانوند، مردم آنقدر خوشحال میشوند که هفتهای یک گوسفند میکشند و دور هم با خانواده میخورند، در اولین فرصت به سربازی میروم، اما حق شهروندی من این است که سه ماه، چهار ماه دیگر، بعد از جام ملتها به سربازی بروم. چیزی است که همه مردم استفاده کردهاند.»
بیرانوند همه را بعد از هر مصاحبه به جایی میرساند که میگویند کاش یکی جلوی حرف زدن او را میگرفت! حالا که بلد نیستیم در یک رسانه رو به میلیونها ایرانی حرف بزنیم، چرا سکوت را یاد نمیگیریم؟ دنیایی معنا در لابلای حملات بیرانوند به مردم و قانون و خدمت مقدس سربازی و همه آنچه روزی برای همه ارزش بود، وجود دارد...
- بیرانوند به زشتترین شکل ممکن مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم را به انگیزههای شخصی خود گره زد! کاری که امثال او میکنند و در حالی که کمترین دغدغه معاش ندارند، از مردم برای رسیدن به اهداف خود مایه میگذارند! مردمی که زور خرید یک کیلو گوشت ندارند، چرا و چطور باید برای سربازی رفتن بیرانوند هفته یک گوسفند را کشته و با خانواده بخورند؟ مگر شما کی هستی؟
- دقت کنید که استاد میفرماید: اگر بدانم همه مردم خوشحال میشوند، سر فرصت به سربازی میروم! اینکه چرا باید از سربازی رفتن یک نفر همه خوشحال شوند یک طرف ماجراست و بیرانوند باید از خود بپرسد چه کرده که افتخار خدمت برای مردم و وطن، از نظر همان مردم برای او تبدیل به یک دردسر شده که از بابتش خوشحال میشوند؟
- اما طرف دیگر ماجرا در همین جمله، قید همه است. یعنی اگر ۱۰ نفر هم باشند که از سربازی رفتن ایشان خوشحال نشوند، او سربازی نخواهد رفت! و ضربه آخر، عمق فاجعه آنجاست که حتی اگر همه ایرانیها از این بابت خوشحال شوند، باز جناب بیرانوند میگوید هر وقت توانستم، میروم! یعنی هر وقت دلش خواست! یعنی برخلاف ادعاها کوچکترین اهمیتی به نظر مردم نمیدهد! انگار نه انگار که دارد از یک وظیفه عمومی برای تمام مردان ایرانی حرف میزند!
- وقتی بیرانوند شرط همه مردم را میآورد، یعنی فقط دلخوش به خانواده و اقوام خود مانده و قید محبوبیتی که قبلاً داشت، را زده است. او خود بهتر از همه میداند دیگر برای عموم مردم محبوب نیست و این غیض او در جملات خطاب به مردم نیز از همین جا نشئت میگیرد! ای کاش بیرانوند از خود میپرسید که چه کسی مقصر از دست رفتن محبوبیت بینظیر اوست؟
- به سبک و سیاق تمام فوتبالیها ادعای بدون سند، لقلقه زبان بیروست. او که هنوز برای ادعای قبلی خود و رضایت کارشناسان خارجی از بازی تیم ملی، سند نیاورده میگوید این حق شهروندی من است که بعد از جام ملتها (!) به سربازی بروم و همه ایرانیها از این حق استفاده کردهاند! شاید از نظر بیرانوند همه، شامل سلبریتیها، فوتبالیستهای پر ادعا و نورچشمیهای آقایان باشد وگرنه در میان مردم عادی، ما حتی یک نفر را نمیشناسیم که چنین کاری کرده باشد. کاش او یک نفر را نشان دهد یا کاش آن قسمت از قانون که چنین اجازهای به ایشان داده را به همه نشان میداد!
لپ کلام اینکه جناب بیرانوند، به صراحت برای نظام وظیفه تعیین تکلیف کرد. ایشان تا جام ملتهای آسیا سرشان شلوغ است، بروید و مزاحم نشوید! بعد از جام ملتها هم خدا بزرگ است، بهانه دیگر برای فرار از خدمت پیدا خواهد شد!
