اما این عدد واقعاً یعنی چه؟ آیا باشگاه این مبلغ را یکجا پرداخت میکند و آیا رقمی که در خبرها میآید همان عددی است که در دفاتر باشگاه ثبت میشود؟ پاسخ این پرسشها به سازوکاری برمیگردد که پشت هر قرارداد بزرگ فوتبال قرار دارد.
مبلغ انتقال با دستمزد فرق دارد
اولین اشتباه رایج، یکی دانستن این دو عدد است. مبلغ انتقال پولی است که باشگاه خریدار به باشگاه فروشنده میدهد و بازیکن از آن چیزی دریافت نمیکند.
دستمزد بازیکن جدا از این مبلغ محاسبه میشود و در طول سالهای قرارداد پرداخت میشود. به همین دلیل وقتی گفته میشود انتقال یک بازیکن دویست میلیون یورو هزینه داشت، هزینهی واقعی باشگاه بیشتر از آن است، چون دستمزد چند ساله و پاداشها هم به آن اضافه میشوند.
پرداخت یکجا انجام نمی شود
باشگاهها این مبالغ را بهصورت اقساط چند ساله میپردازند و این موضوع در اکثر انتقالهای بزرگ برقرار است. یک انتقال صد میلیونی میتواند در چهار یا پنج قسط سالانه تسویه شود.
همین ساختار قسطی، یکی از دلایلی است که باشگاهها میتوانند ارقامی بالاتر از درآمد سالانهشان تعهد کنند. تعهد امروز، پرداخت فردا است و همین موضوع در دورههای بحران مالی باشگاهها به مشکل جدی تبدیل میشود.
بخشی از رقم اعلامی مشروط است
در بسیاری از قراردادها، مبلغ اعلامشده یک عدد پایه دارد و یک بخش مشروط. این بخش مشروط به بندهای پاداش عملکرد بسته میشود.
تعداد بازی، تعداد گل، صعود تیم به مراحل بالای لیگ قهرمانان و کسب جام، نمونههای رایج این بندها هستند. بنابراین وقتی خبر انتقال با رقم هشتاد میلیون یورو منتشر میشود، ممکن است شصت میلیون آن قطعی و بیست میلیون آن مشروط به اتفاقاتی باشد که هیچوقت رخ نمیدهند.
عدد خبری با عدد حسابداری یکی نیست
اینجا مفهومی وارد بحث میشود که کلید فهم اقتصاد نقل و انتقالات است. باشگاهها هزینهی خرید بازیکن را در یک سال مالی ثبت نمیکنند و آن را در طول سالهای قرارداد پخش میکنند. به این کار استهلاک قرارداد گفته میشود.
مثال سادهاش این است که اگر باشگاهی صد میلیون یورو برای بازیکنی بپردازد و با او قرارداد پنج ساله ببندد، در دفاترش سالانه بیست میلیون یورو هزینه ثبت میکند، نه صد میلیون در سال اول.
نتیجهی این روش این است که باشگاه میتواند با قراردادهای طولانیتر، هزینهی سالانهی ثبتشده را کاهش دهد. همین موضوع دلیل اصلی قراردادهای هشت و نه سالهای است که در سالهای اخیر دیده شده و اتفاقاً یکی از موضوعاتی است که نهادهای نظارتی فوتبال به آن حساس شدهاند.
معادله ارزی پنهان در این قراردادها
بخشی از این اقتصاد که کمتر به آن اشاره میشود، نرخ ارز است. قراردادهای بزرگ به یورو یا پوند بسته میشوند، در حالی که باشگاهها درآمدشان را همیشه به همان ارز دریافت نمیکنند.
باشگاهی در انگلیس درآمد حق پخش تلویزیونی را به پوند میگیرد و اگر بازیکنی را از اسپانیا بخرد، تعهدش به یورو است. برای بازیکن هم همین وضعیت برقرار است، یعنی کسی که در انگلیس بازی میکند و در اسپانیا خانه و خانواده دارد، عملاً با نوسان جفت ارز پوند به یورو زندگی میکند.
یک مثال ساده ابعاد این موضوع را نشان میدهد. روی یک قرارداد صد میلیون یورویی، ده درصد تغییر در نرخ پوند به یورو معادل ده میلیون یورو است. این عدد از دستمزد سالانهی بسیاری از ستارههای فوتبال بیشتر است و هیچ ربطی هم به عملکرد بازیکن در زمین ندارد.
به همین دلیل باشگاههای بزرگ تیم مالی دارند و بخشی از کار آن تیم، مدیریت همین ریسک است.
نرخ ها کجا تعیین می شوند؟
همین نرخها در بازار جهانی ارز و لحظه به لحظه تعیین میشوند و روند جفت ارزهایی مانند پوند به یورو روی پلتفرمهای معاملاتی قابل دنبال کردن است. نسخهی دسکتاپ این پلتفرمها برای بررسی جدیتر مناسبتر است و دانلود سی تریدر برای کامپیوتر هم یکی از همین مسیرها است، چون نصب روی کامپیوتر امکان دیدن نرخ لحظهای چند جفت ارز روی یک صفحه را فراهم میکند.
آنچه از دنبال کردن این نرخها به دست میآید، فهم بخشی از اخبار نقل و انتقالات است. وقتی خبر میآید که ارزش قرارداد یک بازیکن کاهش پیدا کرده بدون آنکه چیزی در قرارداد عوض شده باشد، دلیلش معمولاً همین جابهجایی نرخ ارز است.
چرا رکورد نیمار سال هاست هنوز شکسته نشده؟
نکتهی جالب این است که رکورد سال ۲۰۱۷ برای سالهای طولانی پابرجا ماند، در حالی که پیش از آن سقف بازار هر چند سال جابهجا میشد.
دو عامل این توقف را توضیح میدهند. اول قواعد سختگیرانهتر نظارت مالی که باشگاهها را به تناسب هزینه با درآمد ملزم کرد. دوم دورهی توقف درآمدهای ورزشی که ترازنامهی باشگاهها را تحت فشار گذاشت و قدرت خرید آنها را برای چند فصل کاهش داد.
پشت هر عدد نجومی یک معادله پنهان است
رقمهایی که در تیتر خبرها میبینید، خروجی یک محاسبهی چندلایه هستند. مبلغ پایه، بخش مشروط، دورهی استهلاک و نرخ ارز، چهار متغیری هستند که آن عدد را شکل میدهند.
به همین دلیل مقایسهی سادهی دو رقم از دو سال مختلف، تصویر دقیقی نمیدهد. رقمی که امروز بزرگتر به نظر میرسد، ممکن است با احتساب تورم و تغییر نرخ ارز، بار مالی کمتری از رکورد سال ۲۰۱۷ داشته باشد.