در فوتبال ما به جوانان اعتماد نمیشود. یک جوان باید خیلی عالی باشد و البته همزمان، عوامل دیگری هم باشند تا او بتواند در لیگ برتر بازی کند؛ عواملی مثل مربی جگردار و نبودن رقیب و حریف رودررو و ... خلاصه اینکه کار جوانان در ایران از همه جای دنیا سختتر است! پس وقتی در همه دنیا روازهبانان جوان به خاطر اهمیت و ویژگی این پست، کار سختتری نسبت به سایر ۱۰ پست زمین فوتبال برای حضور در زمین دارند، ببینید برای گلرهای جوان ایرانی ماجرا چیست!
با این وجود و برخلاف نظری که قلعه نویی و یارانش سعی دارند آن را در مغز فوتبال دوستان ایرانی فرو کنند، فوتبال ایران هرگز از استعدادهای جوان خالی نبوده و همین حالا در تمامی پستهای زمین در لیگ برتر ستارههایی داریم که میتوانند در تیم ملی بازی کنند، البته اگر قرار به انتخاب شایستهها باشد! یکی از همین جوانان پارسا جعفری است.
کاپیتان جوان
پارسا در ذوب آهن برای خود اسم و رسمی به هم زد. هنوز ۲۰ ساله نشده بود که گلر فیکس تیم قدیمی و ریشهدار اصفهانی شد و به نشانه لیاقت، آنقدر در این تیم تداوم داشت که این اواخر گهگاه با خروج کاپیتان اصلی بازوبند تیمش را هم بر بازو میبست. امان از مشکلات مالی و سوء مدیریت که باشگاههای قدیمی را یکی یکی به خاک سیاه مینشاند و پارسا هم در جستجوی آینده بهتر و درآمد بیشتر، راهی تراکتور شد.
جایی که با حضور بیرانوند، مشخص بود فرصت بازی به او نمیرسد و برای برخی عجیب بود که چرا یک جوان حاضر به نیمکت نشینی -آن هم نامحدود- شده است. کیست که نداند بیرانوند بعد یک دهه درخشش، چنان فاصله معناداری با سایر گلرها ایجاد کرد که حتی با ۵۰ درصد آمادگی نیز مربیان او را به هر کس دیگر ترجیح میدادند، اما افت وحشتناک و نزول بیرانوند در این یک سال داستان را عوض کرد.
فرصت استثنایی
در تمام این هفتهها و به دلایل غیر فوتبالی و فنی، بیرانوند کماکان به روال این سالها در تیم ملی و تراکتور بازی میکرد اما حالا و در آستانه بازی مقابل الشمال در لیگ نخبگان، فرصتی استثنایی و بینظیر در اختیار پارسا قرار گرفته که میتواند برای همیشه از زیر سایه بیرانوند درآمده، هم آینده فوتبالی خود را بسازد و هم خیال مدیران و مربیان و هواداران تراکتور را از بابت نبودن بیرانوند راحت کند! بیرانوند که حتی اگر حاشیههای اخیر هم نبود، باز نهایتاً تا نیم فصل میتوانست برای تراکتور بازی کند!
خطر حذف در کمین گلر نامدار
کارنامه فوتبالی بیرانوند -پس از درخشش و پیوستن به پرسپولیس و فیکس شدن در تیم ملی- را میتوان به دو دوره تقسیم کرد؛ دوره اول که او با فاصله در ایران بهترین بود و هر مربی با هر سلیقه، نمیتوانست از نام او بگذرد و دوره دوم، شامل این یک سال که بیرانوند بجز معدود روزهای خوب، روز به روز ضعیفتر شده و صرفاً به دلیل اسم بزرگ و جایگاه فوتبالی و ارتباطات غیر فنی در تیم ملی و باشگاهش بازی میکرد که ان هم در آخرین بازی هر دو تیم، از بین رفت.
در تمام این سالها مربیان ملی و باشگاهی جسارت میدان دادن به ذخیرههای بیرانوند را نداشتند. در پرسپولیس امیررضا رفیعی هرگاه بیرانوند نبود، بازی میکرد و خوش میدرخشید. در تیم ملی هم نیازمند، اما سند شماره ۱ به نام بیرانوند بود که حالا دیگر نیست! و این بازی لیگ نخبگان می تواند مهر حذف او از نماینده ایران را بزند!
فرق ادیب و مارکو با پارسا
بار قبل وقتی بیرانوند چهار ماه محروم شد، تراکتور با ادیب زارعی فصل را استارت زد اما او نتوانست از این فرصت طلایی استفاده کند. پس اسکوچیچ دستور جذب مارکو یوهانسون سوئدی را داد. هر دو گلر میدانستند به محض پایان محرومیت بیرانوند، باید با هر کیفیت و هر میزان درخشش، روی نیمکت بروند. حقیقتی که حالا دیگر وجود ندارد، بیرانوند که رفتنی بود، از باشگاه اخراج شده و زنوزی و نکونام بالاخره پذیرفتند روزگار بدون بیرانوند را هرچه زودتر آغاز کنند.
تهدید یا فرصت؟
فرقی نداشت که این بازی در لیگ برتر مقابل تیم ته جدول بود یا با قهرمان لیگ نخبگان، تهدید نبودن بیرو می تواند تاریخ تولد گلر جدید باشد. تراکتور بازی اول را باخته و حالا پارسا -یا هر گلر دیگری در این شرایط- میتواند از این تهدید بازی سخت و بزرگ، یک فرصت ایدهآل بسازد. حالا دیگر همه نگاهها به اوست، او میتواند بالاخره از زیر سایه بیرانوند درآید و دوران سلطنت خود را آغاز کند.
بازیکنی که در این سالها به دلیل نداشتن رقیب، هر کار میکرد کسی کاری به کارش نداشت، حالا کنار گذاشته شده و همه چیز به این بازی بستگی دارد. اگر گلر جانشین، بدرخشد و خوب بازی کند، پرونده بیرانوند برای همیشه در تراکتور بسته خواهد شد اما اگر نتواند، آن وقت خیلی زود راهی برای آشتی کنان باز میکنند و بیرانوند مثل همیشه برمیگردد تا به وقتش، گلر دیگری بخرند! حالا پارسا -یا تاکید داریم، هرکس جای او در این شرایط باشد- میتواند سرنوشت آینده فوتبالی خود، تراکتور و نکونام را یکجا بسازد!
بیشتر بخوانید: به بهانه داستانهای تازه بیرانوند؛ از ریشه تا همیشه، درد مشترک بیرو و فوتبال ایران
