همه رابطه خوب زنوزی و بیرانوند را به یاد دارند؛ رابطهای که با یک مصاحبه بعد از بازی با استقلال -تیمی که هر دو نفر به گواه خاص و عام دوستش دارند- شکرآب شد و بعد از مصاحبه حجت کریمی و استوریهای شجاع خلیلزاده و خداداد عزیزی در دفاع و حمایت از زنوزی، خود او نیز شب بازی با الشمال به حرف آمد و از بیرانوند بابت آن صحبتها انتقاد کرد.
تراکتور در غیاب بیرانوند گل نخورد اما نتوانست گلی هم بزند و در دومین بازی لیگ نخبگان، سهمی بیشتر از یک امتیاز نبرد. بعد از این بازی و در حالی که توپخانه تراکتوریها روی دولت تنظیم و دلیل این ناکامی به کارشکنی و تبعیض بین استقلال و تراکتور ربط داده میشد، یک جمله از محمدرضا زنوزی فوتبالدوستان را به فکر فرو برد. جایی که زنوزی دستورالعمل بعد بازی را رها کرد و به ماجرای بیرانوند پرداخت: من از او به دل نمیگیرم و حرفهایش را پای جوانیاش میگذارم! چرخشی ۱۸۰ درجهای نسبت به دلخوری قبلی، از کسی که زنوزی شخصا به او بیشترین لطف را داشته است. حالا بماند که علیرضا بیرانوند با هیچ متر و معیاری، حتی با همین مدارک فعلی، جوان محسوب نمیشود!
در برخورد اول، موضع پدرانه و بزرگمنشی زنوزی به چشم میآید. اینکه مقابله به مثل نکرده و درب بخشش را باز گذاشته است. اما در لایه بعدی هستند کسانی که بگویند اصلا مالک باشگاه باید به فکر سرمایههای خود باشد و مدیریت یعنی همین؛ تصمیمی بگیری که به نفع جمع باشد و از نگاه شخصی بگذری.
اما همه میدانیم بیرانوند سرباز است و از اول آبان دیگر نمیتواند برای تراکتور بازی کند. بخشش او برای نهایتا یک یا دو بازی -در شرایطی که قلعهنویی هم اعتراف کرد گلر ملیپوش تمرکز کافی ندارد- روحیه پارسا جعفری که بعد از بیرانوند باید از این دروازه دفاع کند را خراب خواهد کرد. از طرفی به سایر بازیکنان نیز آدرس میدهد که هر کار دلتان خواست بکنید و هرچه میخواهید بگویید، چون قرار نیست با شما برخورد کنند و این اصلا مدیریت نیست! پس جمله تازه زنوزی چه معنایی دارد؟
اگر کمی به عقب برگردیم، در مصاحبه معروف بیرانوند او ادعا کرد نیمفصل سرباز است و برای فصل بعد نیز تصمیمش را از الان گرفته که به کدام تیم برود! در جواب این مصاحبه، حجت کریمی هم گفت تا جایی که من به عنوان مدیرعامل خبر دارم، بیرانوند بازیکن ماست و بعد از سربازی در خدمتش خواهیم بود!
حالا به یاد بیاورید اتفاقات جدایی بیرانوند از پرسپولیس و رفتن به تراکتور که منجر به شکایت رضا درویش و در نهایت محرومیت چهارماهه بیرانوند شد. فدراسیون فوتبال و ارکان قضایی پذیرفتند که بیرانوند قرارداد داشته و شخص زنوزی نیز بارها در این باره صحبت کرد و حتی یک بار نگفت بیرانوند قرارداد نداشته است. او فقط تاکید داشت که باشگاه به تعهداتش عمل نکرده و بیرانوند حق فسخ قرارداد را داشته است.
وقتی با چنین کارنامه و گذشتهای روبرو هستید، چقدر احتمال میدهید داشتن قرارداد با تراکتور میتواند چنین فردی را در تبریز نگه دارد؟ شخص زنوزی بهتر از هر کس جواب این سوال را میداند! اگر از این مسیر به قضیه نگاه کنیم، آن وقت تغییر موضع زنوزی معنا پیدا کرده و خبر از آیندهنگری او میدهد.
زنوزی از همین حالا تابستان سال بعد را میبیند. اینکه اگر بیرانوند بخواهد به هر تیمی برود، باید او را راضی کند و اگر هم بخواهد بماند، باز باید زنوزی اجازه بدهد که در هر حالت، اختیارش دست اوست و زندگی و دنیا همین امروز نیست که با رفتن به سربازی همه چیز تمام شود و فردایی هم دارد!
این کار زنوزی فقط آیندهنگری است؛ او به همه پیغام می دهد بیرو بازیکن ماست و اگر قرار به دعوا هم باشد، با این تاکتیک راحتتر میشود حال بازیکن را گرفت! این جمله در حقیقت باید بعد از یک جمله گفته میشد که زنوزی عمدا اولی را نگفت چرا که حجت کریمی قبلا گفته بود؛ اینکه بیرانوند بازیکن ماست و بعد سربازی هم در خدمتش خواهیم بود.
بیشتر بخوانید: بیرانوند در گفتوگو با خبرورزشی: هدفم جام ملتهاست، نمیخواهم درگیر فضای مجازی باشم
