خبرورزشی،اردشیر لارودی؛ براى اینکه لیگ برتر شکل دلخواه خود را پیدا کند، چند هفته باید بگذرد؟
براى اینکه تیمهاى ١٦ گانه، حالت تیمى مطلوب را به دست آورند، چند مسابقه را باید بسوزانند و تلف کنند؟
تا پارسال، رسم غالب این بود که ٥، ٦ بازى صرف شود تا لیگ برتر جا بیفتد و تا مسابقهها «خوندار» و پیکارها «جوندار» شوند! در واقع بخش مهم آمادهسازى تیمى، نه در دوره تمرین پیشفصل، که در زمان آغازین لیگ، در روزها و هفتههاى اول تا ششم به دست مىآمد. آیا امسال هم مثل همه سالهاى گذشته است؟ آیا تمرینات انجام شده تا به امروز، فایده لازم و فایده کافى را باز هم به بار نمىآورد؟ و آیا «تمرین بازى» لزوماً در هنگام و هنگامه مسابقهها انجام مىپذیرد؟
اتفاقى که هر ساله، عمر مربیگرى تنى چند از مربیان را کوتاه مىکند!
سرنوشتى که گاه عاقبت یک تیم و یک مربى را دستخوش تغییرات عمیق مىکند!
تعویض یا تغییر
٢- تیمها عوض شدهاند! مربیان چندى هم عوض شدهاند! سؤال این است: جابهجایىهاى مورد نظر، آیا به تغییرات چشمگیرى هم منجر شده و منجر خواهد شد؟
ذوبآهن را سال پیش، تیم خوبى دیده بودیم! ذوبآهن به استقبال یک سلسله تغییرات پرسنلى رفت، نتیجه چه خواهد شد؟ نایبقهرمان لیگ برتر، امسال مدعىتر و امسال «دندانگرد»تر به میدان خواهد آمد؟
سپاهان هم امسال با ١٨٠ درجه تفاوتهاى «پرسنلى»، تیمى دیگر شده است. آیا سپاهان سال ٩٧، دوباره تیمى نشان مىدهد که حالا حالاها قهرمان است؟ آیا قلع و قمع بازار یارگیرى، سپاهان را صاحب دبدبه و مالک کبکبه قهرمانى خواهد کرد؟ اگر آرى، حرکت متفاوت سپاهان از چه روزى آغاز خواهد شد؟ از همین امشب؟ با قربانى کردن نفت آبادان؟ با شدت عمل و ناخنخشکى مقابل تیمى که کمتر کسى از حال و روزش خبر دارد؟ با حال دادن به همه سپاهانىهاى اصفهان؟ سپاهان یک سر دارد و هزار سودا!
عذرهاى متکى به گناه
٣- عذر پرسپولیس پذیرفتنى است! عذر استقلال را هم باید قبول کرد!
پرسپولیس یاران زیادى را از دست داده است! برانکو براى تیم ساختن، زمان مىخواهد!
استقلال تازه تازه دارد مىفهمد که نوع ویژه مدیریتش- در اصل عدم مدیریت در این ٣ سال پربلا- چه بلاهایى که نازل نکرد و چه دردهاى بىدرمان که بر سرش نریخت!
استقلال هم زمان مىخواهد! زمانى براى جبران رفتن بازیکنان خوب! زمانى براى بىاثر کردن عدم مدیریتها! نه پرسپولیس بهانههاى الکى مىآورد و نه استقلال از «تروک» عذر بدتر از گناه استفاده مىکند!
آقاى شفر که خیلى آقامنشانه بازى تهاجمى با تشخصش را از سر گذراند، به چند بازیکن تازهتر اشاره و احتیاج دارد!
برانکو ولى، از تحمل روزهاى سخت و از صبورى ناگزیر مىگوید. از کوشش براى تیم دیگرى شدن! برانکو، تغییر باور است و تقدیر را هم دگرگون مىخواهد! طرحى نو درانداختن!
دل خوش به آینده
٤ و ٥ و ٦- تراکتور «راز» لیگ هجدهم است! جان توشاک، «مهر سربسته» بازىهاى امسال است!
آیا توشاک مردى براى ایدهآلهاى ما خواهد بود؟ در مسجدسلیمان، کدام تراکتور را خواهیم دید؟
و در قائمشهر، نساجى با ١١ مردش، چگونه به استقبال یک دریا شور شیرین و یک دنیا شوق مردى، خواهد رفت؟
به همین سؤال، تیم پرطرفدار سپیدرود پاسخ مىدهد! خداداد و دایى! مردان اصلى حماسه ٨ آذر! ٢٠ سال پیش، پشت به پشت و پهلو به پهلو! حالا رو در رو! حالا رخ به رخ!
راستى، از على کریمى چه خبر؟ آیا او را هم باختیم؟ آیا راستگویىهاى تلخش، کار دستش داد؟
دلمان خوش که یحیى را داریم و دایى را و خداداد را و نکونام را و هاشمىنسب را! دلمان خوش است که مهدوىکیا، در حال بالیدن است، آنهم در آلمان!
براى اینکه تیمهاى ١٦ گانه، حالت تیمى مطلوب را به دست آورند، چند مسابقه را باید بسوزانند و تلف کنند؟
تا پارسال، رسم غالب این بود که ٥، ٦ بازى صرف شود تا لیگ برتر جا بیفتد و تا مسابقهها «خوندار» و پیکارها «جوندار» شوند! در واقع بخش مهم آمادهسازى تیمى، نه در دوره تمرین پیشفصل، که در زمان آغازین لیگ، در روزها و هفتههاى اول تا ششم به دست مىآمد. آیا امسال هم مثل همه سالهاى گذشته است؟ آیا تمرینات انجام شده تا به امروز، فایده لازم و فایده کافى را باز هم به بار نمىآورد؟ و آیا «تمرین بازى» لزوماً در هنگام و هنگامه مسابقهها انجام مىپذیرد؟
اتفاقى که هر ساله، عمر مربیگرى تنى چند از مربیان را کوتاه مىکند!
سرنوشتى که گاه عاقبت یک تیم و یک مربى را دستخوش تغییرات عمیق مىکند!
تعویض یا تغییر
٢- تیمها عوض شدهاند! مربیان چندى هم عوض شدهاند! سؤال این است: جابهجایىهاى مورد نظر، آیا به تغییرات چشمگیرى هم منجر شده و منجر خواهد شد؟
ذوبآهن را سال پیش، تیم خوبى دیده بودیم! ذوبآهن به استقبال یک سلسله تغییرات پرسنلى رفت، نتیجه چه خواهد شد؟ نایبقهرمان لیگ برتر، امسال مدعىتر و امسال «دندانگرد»تر به میدان خواهد آمد؟
سپاهان هم امسال با ١٨٠ درجه تفاوتهاى «پرسنلى»، تیمى دیگر شده است. آیا سپاهان سال ٩٧، دوباره تیمى نشان مىدهد که حالا حالاها قهرمان است؟ آیا قلع و قمع بازار یارگیرى، سپاهان را صاحب دبدبه و مالک کبکبه قهرمانى خواهد کرد؟ اگر آرى، حرکت متفاوت سپاهان از چه روزى آغاز خواهد شد؟ از همین امشب؟ با قربانى کردن نفت آبادان؟ با شدت عمل و ناخنخشکى مقابل تیمى که کمتر کسى از حال و روزش خبر دارد؟ با حال دادن به همه سپاهانىهاى اصفهان؟ سپاهان یک سر دارد و هزار سودا!
عذرهاى متکى به گناه
٣- عذر پرسپولیس پذیرفتنى است! عذر استقلال را هم باید قبول کرد!
پرسپولیس یاران زیادى را از دست داده است! برانکو براى تیم ساختن، زمان مىخواهد!
استقلال تازه تازه دارد مىفهمد که نوع ویژه مدیریتش- در اصل عدم مدیریت در این ٣ سال پربلا- چه بلاهایى که نازل نکرد و چه دردهاى بىدرمان که بر سرش نریخت!
استقلال هم زمان مىخواهد! زمانى براى جبران رفتن بازیکنان خوب! زمانى براى بىاثر کردن عدم مدیریتها! نه پرسپولیس بهانههاى الکى مىآورد و نه استقلال از «تروک» عذر بدتر از گناه استفاده مىکند!
آقاى شفر که خیلى آقامنشانه بازى تهاجمى با تشخصش را از سر گذراند، به چند بازیکن تازهتر اشاره و احتیاج دارد!
برانکو ولى، از تحمل روزهاى سخت و از صبورى ناگزیر مىگوید. از کوشش براى تیم دیگرى شدن! برانکو، تغییر باور است و تقدیر را هم دگرگون مىخواهد! طرحى نو درانداختن!
دل خوش به آینده
٤ و ٥ و ٦- تراکتور «راز» لیگ هجدهم است! جان توشاک، «مهر سربسته» بازىهاى امسال است!
آیا توشاک مردى براى ایدهآلهاى ما خواهد بود؟ در مسجدسلیمان، کدام تراکتور را خواهیم دید؟
و در قائمشهر، نساجى با ١١ مردش، چگونه به استقبال یک دریا شور شیرین و یک دنیا شوق مردى، خواهد رفت؟
به همین سؤال، تیم پرطرفدار سپیدرود پاسخ مىدهد! خداداد و دایى! مردان اصلى حماسه ٨ آذر! ٢٠ سال پیش، پشت به پشت و پهلو به پهلو! حالا رو در رو! حالا رخ به رخ!
راستى، از على کریمى چه خبر؟ آیا او را هم باختیم؟ آیا راستگویىهاى تلخش، کار دستش داد؟
دلمان خوش که یحیى را داریم و دایى را و خداداد را و نکونام را و هاشمىنسب را! دلمان خوش است که مهدوىکیا، در حال بالیدن است، آنهم در آلمان!