خبرورزشی/ شهرام وزیری: چرخش توپ فوتبال است و گردش آدمهای بسیار بگردش.. بچرخ تا بچرخیم البته ذات توپ در چرخیدن است، تا نچرخد نه فوتبالی هست و نه فوتبالداری و نه فوتبالبازی...، اما در این دیار گل و بلبلمان که توپ فوتبال همچون گل است، کم نیستند بلبلانی بر سرشاخههایش که مدام دارند چهچهه میزنند. فوتبالی پوک و پوچ و توخالی که به مثابه زدن بر طبل بیعاری فقط صدا دارد. فوتبالی بیمحتوا به لحاظ مدیریت و فوتبالی خالی و تهی از برنامهریزی و فوتبالی اسیر در روزمرگی و فاقد آیندهنگری... فوتبالی که نه رئیسش که همین جناب تاج باشد و به اعتباری تاج سر این فوتبال است، از فردا و فردایی اش خبر دارد و نه آن دبیرکل همیشه مسکوت مانده اش جناب ساکت تا از درون پر شر و شورش آگاهی داشته باشد.
نه این داند و نه آنکه کی قرار است تکلیف کادر فنی تیم ملی برای حضور در جام ملتها روشن شود و این میان کی و چه کسانی در رأس این هرم کجنما منحیث مسئولیت ذاتی اش موظف است چرخه فوتبال ملی را از بلاتکلیفی درآورد...
کی قرار است تام و جری بازیها و گربهرقصانیها در ارتباط با ماندن یا رفتن کیروش یک لنگ در هوا مانده به پایان برسد... تا به کی قرار است قرارداد این مرد پرتغالی و نحوه پرداخت مبلغ قراردادش چه به صورت رسمی، چه به طریق زیرمیزی و چه با شستن سر و ته دلارهایش در دستگاه پولشویی فدراسیون فخیمه همه سر کار باشند؟!
کی و چه کسی در دیوانسالاری گل و گشاد این فوتبال قرار است حرف آخر را بزند که باید بزند و نمیزند... چنانچه کم نرفته آیا جناب وزیر ورزش و یکی یکی معاونانشان با قائل شدن حق تأیید و حق وتو در مورد قرارداد کیروش باید ابراز نظر کنند... کسی هست بگوید کدام مقام عالیجاه تصمیمگیرنده است که رخ نمینماید و پا پیش نمیگذارد؟!
تا به کی باید در فراغ و فراغت میزنشینان فارغالبال چشم و دلمان پشت در اتاقهای دربسته به انتظار یک بله یا خیر بال بال بزند؟!
تا به کی باید در این موش و گربهبازیهای نخنما شده میان سئولنشینان، توپ مچاله شده فوتبال زیر پای این و آن پاسکاری شود و به قول مبارکشان در این ... همه چیز آرومه... چشم به درها دوخت که کی خواجه فوتبال درآید؟!
تا به کی باید امروزها در غفلت و بیخیالی در پس دیروزهها به هدر رود؟ مگر امروز فردای دیروز نیست؟ همان دیروزی که تکرار در تکرار در تسامح و تساهل مدیران ورشکسته به تقصیر رفت تا همچنان به امروزی برسیم که باز اسیر در دور تسلسل باطل مدیریتهای غفلتزده بیخیال هرچه فردا فوتبال را هی در مسلخ امروز و فردا کردنها دوباره ذبح کنیم!
نه این داند و نه آنکه کی قرار است تکلیف کادر فنی تیم ملی برای حضور در جام ملتها روشن شود و این میان کی و چه کسانی در رأس این هرم کجنما منحیث مسئولیت ذاتی اش موظف است چرخه فوتبال ملی را از بلاتکلیفی درآورد...
کی قرار است تام و جری بازیها و گربهرقصانیها در ارتباط با ماندن یا رفتن کیروش یک لنگ در هوا مانده به پایان برسد... تا به کی قرار است قرارداد این مرد پرتغالی و نحوه پرداخت مبلغ قراردادش چه به صورت رسمی، چه به طریق زیرمیزی و چه با شستن سر و ته دلارهایش در دستگاه پولشویی فدراسیون فخیمه همه سر کار باشند؟!
کی و چه کسی در دیوانسالاری گل و گشاد این فوتبال قرار است حرف آخر را بزند که باید بزند و نمیزند... چنانچه کم نرفته آیا جناب وزیر ورزش و یکی یکی معاونانشان با قائل شدن حق تأیید و حق وتو در مورد قرارداد کیروش باید ابراز نظر کنند... کسی هست بگوید کدام مقام عالیجاه تصمیمگیرنده است که رخ نمینماید و پا پیش نمیگذارد؟!
تا به کی باید در فراغ و فراغت میزنشینان فارغالبال چشم و دلمان پشت در اتاقهای دربسته به انتظار یک بله یا خیر بال بال بزند؟!
تا به کی باید در این موش و گربهبازیهای نخنما شده میان سئولنشینان، توپ مچاله شده فوتبال زیر پای این و آن پاسکاری شود و به قول مبارکشان در این ... همه چیز آرومه... چشم به درها دوخت که کی خواجه فوتبال درآید؟!
تا به کی باید امروزها در غفلت و بیخیالی در پس دیروزهها به هدر رود؟ مگر امروز فردای دیروز نیست؟ همان دیروزی که تکرار در تکرار در تسامح و تساهل مدیران ورشکسته به تقصیر رفت تا همچنان به امروزی برسیم که باز اسیر در دور تسلسل باطل مدیریتهای غفلتزده بیخیال هرچه فردا فوتبال را هی در مسلخ امروز و فردا کردنها دوباره ذبح کنیم!